2008 نوامبر 20
نام کاربری: کلمه عبور:
اندکی جانبدارنه ... ؟
20/02/2007 21:14:36

نیما جان

گزارش شما را خواندم . تنها نکته ای که به ذهنم رسید و امیدوارم موجب سوتفاهم نشود این است :

هرچند شرکت مورد بحث دست به ابتکار نسبتا جالبی زده است ، با این وجود به نظر می رسد گزارش شما اندکی بیش از معیار های معمول معرفی یک پاتوق یا مکان دیدنی ، به تعریف از این نمایشگاه پرداخته است .

شما بزرگترین ایراد این نمایشگاه را نبود امکانات لازم برای بازدید معلولان جسمی نشان داده اید ( که یک معضل جدی و اپیدمی در ایران است  ) .... ولی خوب بود اشاره می کردید این نمایشگاه دقیقا در جایی تبدیل به یک مکان فرهنگی شده است !؟ که نیاز مبرم به یک پل عابر پیاده دارد ( همانطور که همه دوستان عزیز تهرانی می دانند نزدیکترین پل عابر پیاده آن طرف خیابان حافظ است و مشکل عبور از خیابان را حل نمی کند )

نیما جان

چه خوب بود در کنار معرفی شرکت خصوصی مورد نظر ، از مدیران آن شرکت سوال می کردید چگونه اجازه احداث چنین نمایشگاه ای را در این مکان گرفته اند ؟

می دونی ، خونه خود من همون نزدیکی هاست ، روزهای متوالی از کنار این پل رد می شدم و با خودم فکر می کردم چه خوب می شد اگه زودتر افتتاح بشه !! .... ولی حالا با دیدن این نمایشگاه سرخورده شدم .... برای من با اطمینان رد شدن از این خیابان خیلی جالب تر از دیدن عکس های بند عسلویه است .

 هرچند اطمینان دارم قصد شما جانبداری و معرفی یک شرکت خصوصی نبوده است ، متاسفانه در گزارش شما بی طرفی رعایت نشده است .

موافق نيستم.
20/02/2007 22:34:08

ياسر جان ممنون از نظرت. اما لازم ديدم که درباره نظرت پاسخ‌هايی بدم:

برخلاف نظر تو سعی من در اين بوده که نوشته بيشتر حالت گزارش بی‌طرفانه رو پيدا کنه و تبليغاتی نباشه. نقطه‌ای که من رو به نوشتن اين گزارش ترغيب کردن ويژه بودن اين سازه هست و تغيير کاربری اون که شايد منحصر به فرد باشه. درباره اين که آيا اين پل به اهداف فرهنگی خودش رسيده يا نه نمی‌تونيم الان قضاوت کنيم. چون تنها يک نمايشگاه از زمان افتتاح برگزار شده اتفاقاً نمايشگاه عکس‌های منطقه پارس هست که تو ديدی. بايد منتظر بمونيم تا نمايشگاه‌های بعدی رو ببينيم و قضاوت کنيم که آيا منظور فرهنگی رعايت شده يا نه. دوم اين که اتفاقا من به اتفاق نيما افشار نيم ساعتی رو با مدير پروژه گپ و گفت داشتيم. اين که چطور مجوزش رو گرفتند، موضوع پيچيده‌ای نيست. همون طور که مجوز پل‌های هوايی ديگه (که مجهز به پله برقی هستند) در سال‌های اخير گرفته شده و چيز جديدی نيست. شهرداری از طرح‌های اينچنينی حمايت می‌کنه (توی متن نوشتم). کما اين که در متن هم اشاره شده که درآمد شرکت هم از محل فروش تابلوهای تبليغاتی روش تأمين می‌شه که ۱۷ سال هست و بعد هم طبيعتاً به شهرداری واگذار می‌شه. من به دنبال اين نبودم که با ديدن عکس‌های نمايشگاه (که اتفاقاً توی ذوق من هم خورد) مدير رو گوشه رينگ بکوبم. اتفاقاً فکر می‌کنم در صورتی که نظر خودم رو همون اول به صورت سؤال‌های چالشی مطرح می‌کردم، بی‌طرفانه نبود. اصل بی‌طرفی برای من اين بود که از يک پل که نسبت به پل‌های ديگه تفاوت عمده‌ای داره گزارش تهيه کنم و اشکالاتی رو که در سازه ديدم مطرح کنم نه در نوع کاربری (فرهنگی) که هنوز امتحانش رو پس نداده.
سؤال من اينه فکر می‌کنی که گزارش غيرجانبدارانه از اين موضوع چه فرمتی می‌تونست داشته باشه؟ از دوستان ديگه هم دعوت می‌کنم توی اين بحث شرکت کنند که نياز به نقد حرفه‌ای در گزارش‌نويسی داريم.

موافق نيستم.
21/02/2007 01:22:29
یاسر جان، راستش من بعد ازخواندن این گزارش، احساسی مشابه احساس تو نداشتم. به عبارت بهتر، من در این گزارش، چیزی حاکی از "جانبداری یا نگاه یکسویه" ندیدم. شاید برای تو که در نزدیکی این پل زندگی می کنی و احتمالاً شاهد مراحل ساخت، تجهیز و افتتاح آن بوده ای، مشکلات و معایب آن واضحتر باشد و بهمین دلیل این گزارش را جانبدارانه یافته باشی. اما برای من که تا کنون حتی از وجود چنین سازه ای، بی خبر بودم، اینگونه نبود. در حقیقت، آنچه را که تو به عنوان "تعریف (و تمجید)" از این نمایشگاه ذکر کرده ای، برای من بیشتر حالت "تشریح" داشت و بنظر من، از نقاط قوت گزارش بود. اما پس از خواندن گزارش و همینطور کامنت تو،‌ ابهامی برایم بوجود آمد که در پاسخ نیما هم چیزی در جهت رفع این ابهام ذکر نشده. و آن اینکه، آیا با تبدیل این پل به نمایشگاه، کاربرد اولیه و اصلی "پل"، از بین رفته،‌ و یا صرفاً کاربری دیگری به این سازه فضایی افزوده شده؟ که در صورت صحت شق دوم،‌ دلیل گلایه و نومیدی تو برایم روشن نیست. لطفاً این موضوع را برایم روشن کنید. و اما یادآوری یک نکته کوچک روزنامه نگاری برای نیمای عزیز: همانطور که می دانی، هنگام ذکر نام و معرفی افراد در گزارش یا مقاله (خصوصاً افراد دارای شخصیت حقوقی)،‌ لازم است که لا اقل یک بار (و ترجیحاً در اولین جایی که نام فرد ذکر می شود)، نام بصورت کامل (نام و نام خانوادگی) نوشته شود. اما در این گزارش، تنها یکبار به اسم مدیر پروژه اشاره شده که در آن، تنها به ذکر نام خانوادگی وی (فرنام)، بسنده شده است. ضمن آنکه به این نکته هم اشاره نشده که این آقای فرنام، از چه جایگاه اجتماعی برخوردار است (مثلاً صرفاً یک سرمایه دار با ذهنی خلاق است، یا مثلاً متخصص دکوراسیون داخلی و فضاسازی، یا مهندس حمل و نقل و یا یک مدیر دولتی). و نکته دیگر آنکه بنظر من، در بخش پایانی گزارش (یکی برای همه)، پاراگراف سوم (بسیاری از پیاده روهای شهر......آنها می شود)، غیر ضروریست - و هرچند شامل نکته درست و صد البته به جایی است، - اما ممکن است باعث انحراف تمرکز خواننده از موضوع اصلی گزارش گردد. البته این نکته شاید تا حدودی، امری سلیقه ای باشد و چه بسا سایر دوستان با این نظر موافق نباشند. در مجموع اما، این گزارش به اکثر قریب با اتفاق سئوالات من، به عنوان خواننده ای که برای اولین بار از وجود این پروژه مطلع می شد، پاسخ داد. با تشکر و عذرخواهی بخاطر طولانی شدن این کامنت.
و یک نکته کوچک دیگر
21/02/2007 01:44:16
راستی، یک نکته کوچک دیگر هم به ذهنم رسید، که نمی دانم تا چه حد درست باشد. اما تصمیم گرفتم آنرا هم ذکر کنم. و آن استفاده از کلمه "معلق" (هم در تیتر و هم در متن گزارش) برای این پل-نمایشگاه می باشد. به نظر من، هرچند استفاده از ابن کلمه ممکن است در راستای جذابیت بخشی به موضوع بوده باشد، اما واقعیت آنست که این "پل"، از نوع "پل های معلق" نیست! حتماً نمونه هایی از پل های معلق (معمولاًً طنابی یا کابلی) را دیده اید که ویژگی اصلیشان، تعلیق و عدم تعادل کامل آنهاست. نمی دانم، شاید نگاه من به این موضوع، بیش از حد "مهندسی و سازه ای" بوده باشد؛ اما فکر می کنم یکی از اهداف و ویژگی های این پروژه، ایجاد حس "امنیت" در عابرین باشد، حال آنکه شخصاً هنگام عبور از روی "پلی معلق" بر فراز رودخانه (خصوصاً اگر رودخانه ای از اتومبیل باشد!)، اصلاً احساس امنیت نخواهم داشت و همه تلاشم را خواهم کرد تا هرچه سریعتر و بدون هیچ مکث و درنگی، خود را به دیگر سوی "رودخانه" برسانم! و از این روست که معتقدم استفاده از کلمه "معلق"، شاید چندان زیبنده نبوده باشد. خوشحال می شوم نظر نیما و سایر دوستان را نیز در این مورد بدانم. با تشکر مجدد.
:)
21/02/2007 06:52:51

کامبيز جان. هر چند من هم فکر می‌کنم که گزارش نبايد ابهام داشته باشه. اما در مورد ْؤالی که بعد از نظر ياسر برات پيش اومد بايد توضيح بدم که کاربرد اصلی پل يعنی عبور عابران از روی اون به جز برای طيفی از معلولان هيچ مشکلی نداره (که البته اين مشکل روی همه پل‌ها برای عابران هست (چه بسا سوژه خوبی هم برای تهيه گزارش باشه که فکر می‌کنم کمتر جايی به اون پرداخته). مشکلی که ياسر مطرح کرد صرفاً به خاطر اين بود که موضوع نمايشگاه اول انتظاراتش رو برآورده نکرد و به همين دليل قدم زدن در خيابان رو به عبور از پل ترجيح می‌ده. که البته اگه نمايشگاه موضوع جذابی داشته باشه، مسلماً ياسر رو هم چند دقيقه‌ای روی پل مشغول می‌کنه.

اما استفاده از واژه معلق. همون طور که گفتی پل معلق به پلی گفته می‌شه که به شيوه آويزان شدن از کابل يا ابزار مشابه استوار شده باشند و با اصظلاح مستقيماً روی پايه‌های پل تعبيه نشده باشند. اما در تيتر عبارت موزه معلق آورده شده که به هيچ وجه منظور علمی و معماری در اون نبوده بلکه هدف من انتخاب يک تيتر کوتاه، جذاب، مرتبط، تشريحی (و البته زيبا، جادار، مطمئن) برای ترغيب بيننده به خواندن متن هست. البته شايد واژه معلق کمی احساس ناامنی رو در افراد برانگيخته کنه که فکر می‌کنم علتش کمبود پل‌های اين چنينی در ايران و عدم‌استفاده و عادت ما نسبت به استفاده از اونه. شايد برای يک خواننده خارج از ايران که بارها از پل‌های معلق استفاده کرده، اين حس ناامنی وجود نداشته باشه.

مدير پروژه
21/02/2007 06:58:05
آقای فرنام خودشون رو به اين نام معرفی کردند و به رسانه‌های ديگه هم خودشون رو به اين نام معرفی می‌کنند و گويا اين اسم، فاميلی کامل ايشون نيست يا حتی مستعاره. اما به هر حال اسم رسمی ايشون در مصاحبه‌ها و روابط عمومی با رسانه‌ها و ديگران هست و بهتره بگم فاميلی مرتبط با کارشون. به همين علت هست که توی گزارش با اين نام ازش ذکر کردم.
موافق نيستم.
21/02/2007 07:50:59

نیما و کامبیز عزیز

موضوعی را که می خوام خدمتتون عرض کنم می تونه جواب سوال شما هم باشه ( سوال نیما )

شما پرسیده اید : " سؤال من اينه فکر می‌کنی که گزارش غيرجانبدارانه از اين موضوع چه فرمتی می‌تونست داشته باشه؟ "

نیما جان همونطور که تو کامنت قبلی گفتم ، شاید یک نگاه عمیق تر به این سوژه می توانست به بی طرفی بیشتر آن کمک کند . مثلا شما می توانستید از اهالی و کاسب های آن خیابان هم درباره این نمایشگاه و تبدیل یک پل عابر پیاده به مکان فرهنگی ، سوال کنید و نظرشون را جویا بشوید .

شاید می توانستید نگاهی هم از نقطه نظر مسایل " ترافیک شهری " و پل های عابر پیاده به این قضیه داشته باشید ( البته به قضیه معلولان اشاره کرده اید ... ) .

 من اتفاقا خودم را مثال زدم تا به شما یادآوری کنم که ممکن است یک ابتکار عمل جالب از نگاه مثلا کامبیز ( که نزدیک پل زندگی نمی کند ) ، برای ساکنین آن محله نه تنها جالب نباشد ، بلکه باعث ناراحتی و تاثر شده باشد .

و نیما جان فراموش نکن ممکن است در مورد این پل فقط ساکنین آن محله چنین احساس و نظر متفاوتی داشته باشند ( چون آنجا زندگی می کنند ) و می خوام این را نتیجه بگیرم که گزارش شما با انعکاس نظرات اونها خیلی بی طرفانه تر ، عمیق تر و حرفه ای تر می شد .

پی نوشت : خیلی ممنونم که با دقت نظرات را می خونی و پاسخ می دهید .

و یک نکته کوچک دیگر
21/02/2007 07:54:16

کامبیز جان 

نکته ای که در مورد  "پل معلق"    اشاره کرده اید کاملا درست است و البته جواب نیما هم می تواند به نوعی قابل قبول باشد . نگاه دقیق شما به گزارش های این سایت ستودنی است .

و یک نکته کوچک دیگر
21/02/2007 11:52:53
بچه ها ممنون که این بحث رو دارین جدی دنبال می کنین. فقط حیف که داره سه نفری جلو میره. کاش بقیه دوستان هم مشارکت می کردن تو این بحث. در مورد قضیه "فرنام"، موضوع برام خیلی جالبتر شد. می خوام بگم کسی که بانی یک طرح جدید و خلاقانه هست، چرا باید از معرفی کامل خودش پرهیز کنه و (احتمالاً) از اسم مستعار استفاده کنه؟ بنظرتون این قضیه برای یک روزنامه نگار، احساس "کاسه زیر نیم کاسه" رو ایجاد نمی کنه؟ یعنی جداً مشکوک نیست؟ :)
موافق نيستم.
21/02/2007 12:08:01
یاسر جان، به نکته جالبی اشاره کردی: اینکه شاید یک پدیده برای افرادی که زیاد بهش نزدیک نیستند، جذاب باشه، اما برای کسانی که از نزدیک باهاش در ارتباط هستند، نه تنها جذاب نباشه، بلکه مشکل آفرین هم باشه. به عبارتی، مصداق "آواز دهل شنیدن از دور خوش است" باشه :) اما فکر می کنم منظور نیما از ارائه این گزارش، صرفاً "معرفی" این پدیده نوظهور بوده، و نه "بررسی" اون و آثارش. به عبارتی، شاید بشه حالا که نیما این پدیده رو معرفی کرده، سایر دوستان (خصوصاً خود تو که در نزدیکی پل زندگی می کنی)، آثار و جنبه های مختلفش رو بررسی و تحلیل کنید و ببینید که مثلاً روی زندگی مردم محل و یا ترافیک اون اطراف، چه تاثیری داشته و در کل، پروژه و ایده موفقی بوده یا نه. نظرت چیه؟ :)
نکته ها
21/02/2007 12:28:31

برای من هم نظر یاسر کاملا روشن نیست. یاسر گفته است که این نمایشگاه جایی بنا شده که نیاز مبرم به رفع مشکل عبور و مرور از خیابان هست. من دقیقا متوجه نشدم. اگر اين پل، کارکرد اصلی خود را حفظ کرده و از دست نداده است، يعنی به عبور و مرور مردم کمک می کند، پس در واقع دارد به همين نياز پاسخ می دهد. بالاخره این پل به حل مشکل کمک کرده یا نه؟ آیا مثلا طول این پل نسبت به یک پل معمولی بیشتر شده؟ مسیرش را برای افزایش سطح آگهی ها انحنا و انحراف داده اند؟ يا چیزی از این قبیل.

البته منکر آن نیستم که قاعدتا کسانی هم نظر منفی نسبت به ساخت چنین پلهایی دارند و قطعا ارائه نظر آنها هم گزارش را غنی تر می کند (به شرط آنکه در چارچوب موضوع بماند).

مثلا بعضی ها ممکن است از دیدگاه سنتی این سازه ها را نقد کنند، بعضی دیگر ممکن است بگویند نمایش رایگان عکسهای عکاسان نه تنها یک مزیت نیست، بلکه اساسا گردانندگان باید برای بهره گرفتن از آثار هنرمندان پول بپردازند، گروهی دیگر ممکن است از منظر بهداشتی مخالف دسترسی آسان به نوشابه هايی باشند که قند و رنگ مصنوعی دارند (مخالفتهایی که مثلا در غرب خیلی رواج دارد) و بعضی از مغازه داران اطراف هم ممکن است احساس رقابت کنند.

اما هرچه فکر می کنم، مشکل عبور و مرور مردم منطقه نه تنها نقطه منفی پل نیست، بلکه نقطه قوت و امتیاز آن است.

نکته ديگر درباره نام مدیر پروژه است. کامبیز درست می گويد، بهتر است که منابع با نام کامل و مشخصات کافی معرفی شوند. ولی من، زمانی که تحريريه يک مجله صنعتی - علمی را اداره می کردم، متوجه شدم که برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، کارآفرينان و صاحبان سرمایه اغلب ترجیح می دهند در کانون توجه رسانه ای قرار نگیرند.

اغراض ما بعد النکته‌ها
21/02/2007 23:43:04
همان طور که در عکس‌های داخلی و خارجی ضميمه گزارش مشخص است. اين پل يک پل عادی هست. نه مسيرش طولانی‌تر هست و نه داخلش مارپيچ شده. بنابر اين هر کسی (به جز معلولان جسمی) به راحتی می‌تونه ازش استفاده کنه و برای چند دقيقه‌ای در زمستان از هوای سرد و در تابستان از هوای گرم خلاص بشه. متأسفانه يا خوشبختانه همون طور که تجربه سينا نشون می‌ده خيلی از سرمايه‌گذاران حاضر نيستند که با نام اصلی معرفی بشن و برای اين کار هم دلايل خاص خودشون رو دارند. کما اين که مستعار بودن نام مدير پروژه هم توسط من کشف نشد. جايی ميان صحبت‌ها ايشون به اين موضوع اشاره کردند. و البته اگر کاسه‌ای زير نيم‌کاسه بود نمی‌گفتند. من فرض رو بر اين می‌ذارم که اين مسأله شبيه انتخاب نام مستعار برای نويسنده‌ها و روزنامه‌نگاران هست که خيلی هم عجيب نيست و به همين علت دليلی برای اصرار جهت کشف اسم اصلی نديدم. به عبارت ديگه به گوينده خبر احترام گذاشتم. که البته اين موضوع مترادف با ناشناخته بودن فرد و منبع نامشخص نيست. هر کسی می‌تونه در داخل مجموعه با گفتن اين اسم مدير، باهاش ملاقات کنه. بنابر اين فکر می‌کنم که اين موضوع با ذکر منبع گزارش به صورت شخص مجهول‌الهويه متفاوت باشه.
پُل فرهنگي
25/02/2007 18:26:06
مي‌دونم كه خيلي دير دارم براي اين مطلب نظرم رو مي‌ذارم اما مي‌خواستم اول پل رو ببينم. امروز از پل موزه‌ي پونه ديدن كردم. اولين مورد اينه كه اين يك پل عابر پياده‌ست با پله‌هاي برقي كه خب در جايي مثل تقاطع حافظ- كريمخان بسيار به جا و مفيد است، چه براي ساكنين و چه عابرين . مطلب دوم اينه كه يك ابتكار جالب‌ه! موسيقي،AC ، دستگاه خودپرداز عابر بانك، ماشين فروش نوشيدني ، همه و همه باعث شده روي اون خيابون پر تردد محيط منحصر بفردي به وجود بياره. قسمت سومش كه من رو به ويژه جذب كرد نمايشگاه موجود بود كه هر ماه تغيير مي‌كنه و به طور مثال اين ماه آثار يك خوشنويس و گرافيست رو به نمايش گذاشته. شايد بشه به هر چيزي ايرادي گرفت و بالاخره نقاط ضعفي پيدا كرد اما من هيچ دليلي نمي‌بينم كه  چنين پروژه‌ هايي رو نفي كنيم. به نظر من خيلي بيشتر جاي تشويق و استقبال داره كه شركتي يا گروهي بتونن چند منظوره از يك وسيله استفاده كنن به اضافه اينكه به شكلي يك كار فرهنگي انجام بدن .اونم به صورتي كه مخاطب كاملاً رندوم هست و بدون هزينه مي‌تونه بازديد داشته باشه. از نيما به خاطر گزارشش متشكرم.
اغراض ما بعد النکته‌ها
09/07/2007 23:37:43

چه خوب شد که این لینک را گذاشتی نیما جان . من کامنت سینا و تو را در ادامه پیگیری نکرده بودم اون موقع ... :-)

نیما ، اصلا بحث من بر سر این بود که این پل به جای حل مشکل نیاز مبرم اهالی این خیابون ، تبدیل به یک چیز تزیینی و ناکارآمد شده . مسیر ورودی پل حداقل 3 برابر پل های دیگه از این دست ... این بود که از دید من اهل اون محل چیز به درد نخوری از نظر ترافیکی بود ، ولی خب قضایای فرهنگی جای خودش را داره و بحثش جداست .

و این انتقاد جدی ای هم هست در ضمن ، این بار که از اونجا رد شدی سوال کن . راستش من که مدت هاست اصلا طرفش هم نرفتم :-) از خیابون رد شدم همش !

اضافه کردن نظر یک مخالف ، گزارشت را جالب و غنی تر می کرد .