به نظر مي رسد نشريات كارگري در ايران را مي توان در دو راسته ي «چپ سكولار» مثل همين راه آينده و يا «چپ مسلمان» مثل نشريات وابسته به خانه كارگر و مشابه آن مشاهده كرد. اما حالا سوال من اين است كه آيا همواره بايد منتظر نشريات «چپ» بود كه به اين مساله به طور عمده بپردازند و يا آن كه مي توان «راست» (در مفهوم جهاني اش) بود و باز هم به همين مقدار به مسائل كارگران پرداخت؟
عمده فعاليت نشريات كارگري، بر محور تضاد «كارگر-كارفرما» بنيان دارد، اما حالا با توجه به ارزش هاي در حال تثبيت روزنامه نگاري مثل بي طرفي، آيا اين نشريات، كه تنها از نگاه كارگر به مسائل نگاه مي كنند حرفه اي، استاندارد و اخلاقي ست ؟ اين نوع نشريات، مثل نشريات سينمايي كه مثلا از نگاه سينماگران دنيا را مي بينند، بايد از سوي كارگران به دنيا بنگرند و يا آن كه لزوما مي بايست بي طرفي پيشه كنند ؟ اگر بتوان به پاسخ مشخصي براي اين پرسش ها رسيد، آيا مي توان اين پاسخ را براي ديگراني مثل نشريات «زنان» نيز تعميم داد؟
مساله ديگر، نوع ادبيات اين نشريات است كه موجب شده در سال هاي گذشته علاوه بر اين كه جايي براي مخاطب يابي گسترده نداشته باشند، از سوي مخاطب هم از آن ها استقبالي نشده است. به نظر شما بايد اين نشريات ادبيات خود را تغيير داده و از به كار بردن عبارات كم مفهموم سوسياليستي كمتر استفاده كنند و به ادبيات ليبرال روي بياورند ؟ و يا آن كه اين نوع ادبيات ويژه، جزئي از هويت اين رسانه ها شده كه در صورتي كه از آن استفاده نكنند با بحران هويت دست به گريبان مي شوند؟