نکتهای که نباید فراموش کرد اینهکه مدرسه صرفاً برای یادگیری نیست. یعنی قرار نیست دانشآموز به مدرسه برود تا یکسری اطلاعات در ذهنش کاشته شوند. اگر اینطور بود، میشد تمام آن اطلاعات را از روی ویکیپدیا یاد گرفت.
مدرسه جایی است برای یادگرفتن زندگی اجتماعی. برای آشناشدن با هنجارها و قواعد زندگی در جامعه میزبا. این دقیقا همان چیزی است که برخی روشنفکران و هنرمندانی با روحیات و گرایشهای آنارشیستی (مثل خود مخملباف) آن را نقطه منفی مدرسهرفتن میدانند.
اما یادگیری نظم و کاری جمعی، چیزی است که صرفا با حضور در جمعی از همسالان (خواه اسمش مدرسه باشد یا نه) یادگیری میشود.
البته نقطه منفی دیگر مدرسهرفتن این است که در نظام آموزشی ایران، خلاقیت کشته میشود و دانشاموز به یه حافظه انسانی تبدیل میشه که حفظ میکنه و حفظ میکنه و حفظ میکنه. همچنین متاسفانه در اغلب مدرسههای ایرانی، ارزشی که به بچهها آموزش داده میشه اینه که باید روی حرف معلم حرف نزنند. این دقیقاً برعکس یکی از مهمترین کارکردهای مدرسه است و اون این که،حرف هیچکس حرف آخر نیست. ولی ما در مدرسههامون در ایران، اول از همه به بچه یاد میدیم که باید گاهی حرفش رو بخوره، گاهی خلاف باورش حرف بزنه و... بهاینترتیب شهروندان ایرانی تربیت میشن و عواقبش رو سالها بعد که بزرگتر شدند میبینیم.