قيل از هر چيزي از پندار يوسفي تشكر مي كنم .
وقتي فرهنگ هاي مختلف دو ملت رو به روي هم قرار مي گيرند , ممكن است واكنش هاي متفاوتي از هر دو ملت شاهد باشيم . اين فرهنگ ها يا در تقابل با يكديگر قرار مي گيرند يا بين دو ملت مبادله مي شوند .
ميزان اين مبادله فرهنگي به ظرفيت پذيرش فرهنگ جديد در ملت ميزبان بر مي گردد .
ايرانيان به دليل وجود تابوهايي در جامعه و مذهبشان بيشتر در اين تنگناي پذيرفتن يا نپذيرفتن فرهنگ جديد قرار مي گيرند .
اما جالب آنكه شما چيز جديدي را به تصوير كشيديد و آن اينكه ايرانيان هر مدت طولاني هم كه در خارج بوده باشند , باز هم اخلاق خود را عوض نكرده اند . مثلا كاري كه خود دوست دارند انجام مي دهند اما ديگران را منع مي كنند !
موضوعات زيادي براي كار كردن وجود دارد .
مي توانيد رفتار هاي نا معقول ايرانيان نسبت به هم وطنشان را بيشتر نشان دهيد .
مثلا اينكه چه طور وقتي همديگر را نياز دارند , ناگهان غيبشان مي زند !
وقتي موقعيت مناسب شغلي براي يكيشان پيش مي آيد , ديگري چشم ديدن او را ندارد !
كاش افراد مسن تر را هم اضافه كني و نشان دهي چه طور يك جوان ممكن است پدر و مادرش را پيچ بزند و دنبال عيش خود باشد !