2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:
هوس هزار چم و سیاه بیشه
02/03/2008 21:16:35

تا حالا سیاه بیشه نرفتم. ولی الان که این مطلب نیما را خواندم دلم بد جوری هوس سیاه بیشه را کرده است. انگار یک جایی توی خوابهایم آن را دیده‌ام. سرزمینی که در مه فرو رفته و هوایی تاریک دارد. آنجا جای من است. باید بروم... .

هوس هزار چم و سیاه بیشه
02/03/2008 22:03:00

نیما جان، «پاتوق» گرم و دوست داشتنی ای بود.

 شاید این حرفی که می زنم یک احساس شخصی باشد، ولی  فکر می کنم پرداختنت به این جناب «آقا کمال» به گرمی این «پاتوق» کمک زیادی کرده بود و بهش حس انسانی بیشتری داده بود. کاش در انتهای مطلب یک عکس از سیاه بیشه هم چاشنی اش می کردی...آنجایی که داری از چشم انداز سیاه بیشه حرف می زنی...