نیما جان، «پاتوق» گرم و دوست داشتنی ای بود.
شاید این حرفی که می زنم یک احساس شخصی باشد، ولی فکر می کنم پرداختنت به این جناب «آقا کمال» به گرمی این «پاتوق» کمک زیادی کرده بود و بهش حس انسانی بیشتری داده بود. کاش در انتهای مطلب یک عکس از سیاه بیشه هم چاشنی اش می کردی...آنجایی که داری از چشم انداز سیاه بیشه حرف می زنی...