مرضيه جان،
راستش اين مطلب و عكس هايي كه روي سايت قرار گرفته بيشتر از اين كه يك گزارش باشه يك نگاه «كارت پستال»ي به يك طيف از زنان يك روستاي شمالي ايران است. شامل نتيجه ي تلاش ما براي به نمايش كشيدن تيپ هاي مختلف. و قطعا جامع نگر نبوده و اصولا در اين گزارش سعي كرديم چندين برش از زندگي ها را كنار هم بياوريم به جاي آن كه بياييم به طور كلي درباره ي جواهرده سخن بگوييم.
اما درباره پوشش، اصولا چيزي كه من ديده ام و تا حدودي به نظرم درست مي آيد اين بود كه بيشتر اين شهروندان، بر اساس سنت نوع پوشش خود را برگزيده اند و البته اين سنت را كاملا در چارچوب قوانين كشوري اجرا مي كنند.
با توجه به كوچك بودن جامعه و البته زندگي جمعي جواهردهي ها، و كمبود افراد مجردي كه در ده زندگي كنند (اكثرا مرد هاي مجرد براي كار به رامسر يا ديگر شهر ها مي روند، و يا براي دامداري به كوه هاي بالاي جواهرده مثل لپاسر و سماموس). به همين خاطر، دغدغه ي پوشش به طور حداكثري در ده به چشم نمي خورد. چه آن كه اكثر ساكنان ده،پيرمرد ها و پيرزن هاي چشم به راه فرزند هستند و يا كودكاني كه به بازي هاي خود دلخوشند.
اين مساله تا حدي در جو كلي ده در ماه رمضان، ميان ميانسال هايي به چشم مي خورد كه كمتر روزه اي بر آن ها واجب است.