2009 ژانويه 9
نام کاربری: کلمه عبور:
این جامعه شناس!
19/12/2007 20:09:05

همونطور که در یک کامنت دیگه هم اشاره کرده بودم، این مطلب و دو مطلب مرتبط با آن، هر سه روان و جذاب نوشته شده اند و من شخصا به راحتی هر سه رو پشت سر هم خوندم. شامل اطلاعات جالبی هم بودن که با توجه به تبو بودن این مسائل، شاید کمتر جای دیگه ای می تونستم به اونها دست پیدا کنم. که از این جهت، ممنونم.

اما یک نکته:

بند دوم این مطلب - شامل پاراگراف های دوم تا دهم- تماما نقل قول از "این جامعه شناس و استاد دانشگاه" است. سئوال اینست که "کدام" جامعه شناس؟!

در بند بعدی، به گفته های یک کارشناس ارشد مامایی به اسم کوچک "شهره" استناد شده است. هرچند یک اسم کوچک هم قاعدتا کفایت نمی کند، اما بدلیل حساسیت موضوع و نیز شاید "غیر قانونی" یا "غیر رسمی" بودن کار وی، بسنده کردن به اسم کوچک، تا حدی توجیه پذیر است.

اما یک  "جامعه شناس" که اتفاقا "مدرس دانشگاه" هم هست، قاعدتا از جایگاه یک کارشناس صحبت کرده و نظراتش کاملا تخصصی بوده و مرتکب هیچ کار غیر قانونی، غیر رسمی یا غیر اخلاقی نشده. پس نباید از بابت ذکر نامش هم نگرانی ای وجود داشته باشد! و حالا بر فرض که توجیهی هم برای این قضیه وجود داشته باشد، می شد لا اقل مثل "شهره" در همین گزارش، یا "دکتر شیوا" در گزارش بهناز، از اسم کوچک استفاده کرد. یا حتی از اسمی مستعار (البته با ذکر مستعار بودن نام) استفاده کرد.

به هر حال خواندن یک بند مشتمل بر 9 پاراگراف که بطور کامل، نقل قول از "این جامعه شناس" است - آن هم بدون معرفی حداقلی "این جامعه شناس"- بنظرم چندان جالب و تاثیرگذار نیست.

البته باز هم باید این نکته رو ذکر کنم که به علت نثر خوب و نگارش روان مطلب، شاید خواننده در اولین باری که متن رو می خونه، اصلا متوجه این مشکل هم نشه. ولی خب، باز بدلیل همون خاصیت "کارگاهی" زیگ زاگ، فکر کردم ذکر این نکته خالی از لطف نیست :)

 

این جامعه شناس!
21/12/2007 00:49:33
واقعاً ها!
این جامعه شناس!
22/12/2007 10:00:30

کامبیز عزیز،

1- آیین نامه ای از طرف دانشگاه محل تدریس این جامعه شناس صادر شده که اساتید را ملزم به مصاحبه نکردن با سایت های اینترنتی (بجز خبرگزاری های رسمی) می کند.

2- جدا از آیین نامه، موضوع بکارت فقط برای کسانی که آن را از دست داده اند تابو نیست، بلکه برای هر آنکسی که می خواهد درباره آن حرف بزند نیز تابو است و می تواند تبعات داشته باشد.

3- اسم کوچک این جامعه شناس تابلو است و شخصا از استقاده اسم مستعار در اینجور موارد می پرهیزم. چون به نظرم موضوعیت مصاحبه ایجاب می کند که از اسمی که مصداق خارجی برایش وجود ندارد استفاده نشود. 

4- در کل الان که فکر می کنم می بینم که بهتر بود ذکر شود که جامعه شناسی که به فلان علت نخواست نامش فاش شود. چون ذکر این موضوع خود مشخص کننده میزان قبیح بودن حتی بحث راجع به بکارت در ایران است.

5- از توجه ات ممنونم.

این جامعه شناس!
22/12/2007 12:01:42

مریم جان، از پاسخت سپاسگزارم.

اما، چند نکته به ذهنم می رسد. پس از خواندن پاسخ تو، به اصل نوشته ات برگشتم و یکبار دیگر و با دقت، بند مورد نظر (صحبت های جامعه شناس) را خواندم.

واقعیت آنست که اینبار هم به این نتیجه رسیدم که این کارشناس محترم، هیچ نکته خاص و ویژه و احیانا حساسیت بر انگیز، و یا هیچ خبر دست اول و جدیدی را بیان نکرده که حال نگران تبعات برملا کردن این رازها باشد! اگر خودت هم بار دیگر این بند را بخوانی، احتمالا با من موافق خواهی بود که شاید هر جامعه شناس دیگر، یا لااقل بسیاری دیگر از جامعه شناسان - یا حتی افراد غیر کارشناس- هم در مواجهه با چنین موضوع و پرسشی، حرفهایی -کم و بیش- مشابه این کارشناس می زدند.

بنابراین، احساس می کنم (البته شاید هم احساسم اشتباه باشد) که این موضوع و این اظهار نظرها، از جمله مواردی نیست که مشمول قوانین "حفاظت از منبع خبر و پنهان کردن هویت او" شود. معتقدم می شد به سراغ کارشناس دیگری رفت که از اعلام هویت خود، ابایی نداشته باشد.

فکر نمی کنم در شرایط فعلی، صحبت کردن یک کارشناس در مورد بکارت آنقدرها هم تبو باشد؛ آنچنانکه -آنطور که در کامنتت نوشته ای، حتی بحث کارشناسی در این مورد هم تبعات داشته باشد. خود تو با وکیل شناخته شده ای چون زهره ارزنی صحبت کرده ای. یا بهناز با دکتر مصطفی اقلیما - با ذکر اسم کامل و سمت دقیق- صحبت کرده است. اتفاقا اگر دقت کنیم، متوجه می شویم که دکتر اقلیما در چند مورد "ادعا" هایی را مطرح کرده است که اگر بحث "تبعات" را جدی بگیریم، ممکن است برای او تبعاتی داشته باشد؛ حال آنکه کارشناس محترم گزارش تو، -همانطور که بالاتر هم نوشتم- هیچ "ادعا" یا "خبر" ویژه و دست اولی را عنوان نکرده، و بالطبع، تصور "تبعات" برای سخنان او، کمی دور از ذهن است.

 بنابراین فکر می کنم شاید می شد همین کارشناس را هم قانع کرد که ذکر نامش مشکل ساز نخواهد شد و چنانچه نمی پذیرفت، می شد جامعه شناس دیگری را یافت که حساسیت و نگرانی کمتری داشته باشد.

اما در نهایت اگر حقیقتا اینکار امکان نداشت، شاید بد نبود که به همان نکته ای که اشاره کردی، عمل می کردی؛ یعنی ذکر می کردی که "این جامعه شناس که به فلان دلیل نخواست نامش ذکر شود..."

البته شاید استنباط من از موضوع (چه حساس و تبو بودن بحث کارشناسی در مورد بکارت و چه موضوع پنهان کردن هویت منبع)، اشتباه بوده باشد. بنابراین خوشحال می شوم که تو (مریم) و سایر دوستان، این بحث را - به عنوان یک بحث درسی و آموزشی - ادامه داده و با هم به نتایج دقیق تری برسیم.

باز هم ممنون :)   

این جامعه شناس!
24/12/2007 10:32:00

درست است ، من می توانستم بروم سراغ جامعه شناسی دیگر؛ شاید چون از پیش می دانستم این جامعه شناس درباره این موضوع ایده دارند رفتم سراغ او.

اما از این زاویه که او هیچ حرف خاصی نزده که نگران تبعات باشد و ...، من شخصا در ایران اصل را می گذارم بر انتخاب شخصی مصاحبه شونده و خود را درگیر نمی کنم چون فکر می کنم هیچ چیزی (من جمله تبعات) پیش بینی پذیر نیست. چه برسد به این متخصص که خود از پیش و جدا از موضوع بر اساس  آیین نامه ای کذایی برای مصاحبه معذوریت داشتند.

این جامعه شناس!
24/12/2007 10:46:07

ممنون مریم جان از پاسخت.

در مورد بخش دوم (تبعات) فکر می کنم سوء تفاهم شده. شاید هم من منظورم را بد نوشته بودم. صد البته که این موضوع به انتخاب شخصی فرد مصاحبه شونده مربوط است و ما حق نداریم از طرف او تصمیم بگیریم.

منظور من به هیچ وجه این نبود که مثلا چون ایشان حرف خاصی نزده اند، تو باید بدون در نظر گرفتن حساسیت و خواسته شان، اسمشان را ذکر می کردی! نه! اصلا چنین منظوری نداشتم.

منظورم این بود که چون ایشان حرف خاص، ویژه و دست اولی نزده اند (یعنی حرفی که از عهده کارشناسی دیگر با حساسیت کمتر بر نیاید)، شاید می شد به سراغ کارشناسی دیگر با حساسیت کمتر رفت که احتمالا او هم می توانست همین نکات را بگوید.

جدای از هرچیز، ادامه این بحث به شکل آموزشی، بسیار مایه خوشحالی است :)

این جامعه شناس!
24/12/2007 13:10:37

دوستان،فقط خواستم اعلام کنم که این بحث غیر از شرکت کنندگانش، تعقیب کنندگان پرو پا قرصی هم دارد! :)

این جامعه شناس!
24/12/2007 13:30:09
بدین وسیله، از تعقیب کنندگان عزیز دعوت می شود که به شرکت کنندگان بپیوندند؛ چه در این بحث، چه بحث "خدا بیامرزدتان آقا" چه سایر بحث ها :)
این جامعه شناس!
25/12/2007 12:53:22

سلام.

مریم جان خسته نباشی از گزارش ها.

کامبیز عزیز، به دلیل این که من هم در تهیه بخشی از این مجموعه دخیل بودم، می توانم بگویم که راضی کردن یک کارشناس برای اظهار نظر در این زمینه ها و موضوعاتی که مربوط به حوزه زنان می شود، چندان آسان نیست.

وضعیت اساتید دانشگاه خیلی جالب شده به طوری که حق ندارند بدون هماهنگی با روابط عمومی(هماهنگی باید در حد اطلاع از موضوع و شناسایی رسانه باشد)، مصاحبه ای انجام دهند. اگر هم صحبتی می کنند باید آن را یک گپ دانست.

در هر حال، من هم فکر می کنم استفاده از اصطلاح"این جامعه شناس"، چندان درست نباشد. در این شرایط(اصلا کاری به محتوای گفته های کارشناس این گزارش ندارم که چقدر صحبت هایش آتشین بود یا نه) و در مواردی که فرد خواهان آن است که اشاره ای به نامش نشود، شاید بهترین کار آن باشد که به نوع دیگری فرد را معرفی کنیم.

دکتری که من با او صحبت کردم، خواست تا نامش را استفاده نکنم؛ اما با اسم کوچکش مشکلی نداشت.

شاید در اینجا می شد توضیحی داد در مورد این که فرد راضی به  انتشار نامش نبوده. یا اشاره ای می شد به دانشگاهی که وی در آن تدریس می کند یا . . .  

(یک گلایه هم بکنم از دوستانی که هیچ گاه در هیچ بحثی چه در کارگاه و چه اینجا شرکت نمی کنند.)

این جامعه شناس!
25/12/2007 16:09:47

مرسی بهناز جان. هم از کامنت هم از گزارش خوبت. من هم الان واقعا صد در صد موافقم که اولا می توانستم بروم سراغ کارشناسی دیگر و ثانیا می توانستم در یک جمله توضیح دهم که این کارشناس حاضر به گفتن نامش نشد.

اما دوستان باور بفرمایید همانطور که بهناز می گوید پیدا کردن کارشناسی که حرف هایش درباره زنان خود تاکیدی دوباره بر کلیشه ها (که صدای غالب جامعه هم بر همین تاکید دارد)، نباشد سخت است. 

این جامعه شناس!
27/12/2007 16:02:36

فکر می کنم پاسخها به طور کامل در این بحث مطرح شده اند و چیزی نیست که من اضافه کنم.

 

تنها یک نکته را درباره کاربرد نام مستعار یا اسم کوچک فرد یادآوری می کنم.

 

همانطور که قبلا در حاشیه یکی دیگر از گزارشهای سایت هم اشاره کردم، استفاده از نام مستعار یا اسم کوچک فرد، در شرایطی که مایل نیست نام کامل و واقعی اش فاش شود، هویت او را قابل لمس تر می کند و به خواننده کمک می کند که تصوری از گوینده در ذهنش ایجاد کند.

 

اما این روش بیشتر برای کسانی کاربرد دارد، که به نوعی بازیگر صحنه هستند و در موضوع یا رویداد دخالت دارند. مثلا در این مجموعه گزارشها، می شود از این روش برای دخترانی که این عمل جراحی را انجام داده اند یا می خواهند انجام دهند، و حتی برای پزشکان و ماماهایی که این عمل جراحی را انجام می دهند استفاده کرد.

 

اما وقتی نظر یک کارشناس را می آوریم، هویت حرفه ای و تخصصی او مد نظر است، نه هویت شخصی و فردی اش. به همین دلیل آوردن اسم کوچک او یا در نظر گرفتن یک نام مستعار برای او، کمکی نمی کند و علاوه براین، نامأنوس هم هست.

 

برای همین ترجیح بر این است که او را با کمک شاخصه های دیگری تصویر کنیم؛ میزان تحصیلاتش، سابقه کاری اش، دولتی یا غیردولتی بودن موسسه پژوهشی که در آن کار می کند و چیزهایی از این قبیل. البته اینها هم، همانطور که مریم اشاره کرد، تا زمانی است که به معرفی غیرمستقیم اما قطعی او منجر نشود که نقض غرض خواهد بود.

 

اما همانطور که کامبیز اشاره کرد و مریم هم تایید کرده، ذکر این نکته که کارشناس مورد بحث حاضر به آوردن نامش نشده، از سئوالها و ابهامهای احتمالی خوانندگان جلوگیری می کرد.