نیما جان ، اولا واقعا تبریک به خاطر اینکه بالاخره یکی پیدا شد که به جز تیم رادیو ، یک مطلب صدا دار هوا کرد :))
یادمه قبلنا پیشنهاد کارگاه صدا رو داده بودم که نشد ، شاید این اولین فرصت باشه . چند تا نکته رو باهم بررسی کنیم ؟
قبل از اینکه سراغ پیشنهاد هام برای ادیت و میکس این کار برم ، چند تا نکته ی تکنیکی خیلی مهم رو پیشنهاد می کنم :
1- همیشه وقتی می خواهیم چند تا صدای مختلف ، مثل مصاحبه ها ، صدای خودمان و موسیقی رو کنار هم بچینیم باید حواسمون به تراز صدا باشه . یعنی چی ؟ یعنی اینکه صداها همه به یک اندازه " بلند " یا " کم " باشند . اینطور نباشه که یکجایی صدا آروم باشه و جای دیگه انقدر بلند باشه که تو ذوق شنونده بخوره و مجبور شه سریع پیچ صدا رو دست کاری کنه .
بزارین با هم یک نگاه به دیاگرام صدای گزارشت بکنیم .
این عکس رو نگاه کن : اونجایی که پر رنگش کردم رو با اطرافش مقایسه کن ( دقیقه 1:30 ) چقدر صداش بلندتره . حالا این عکس رو هم نگاه کن . نقطه ای که پر رنگش کردم ، چقدر صداش کمه . این اشتباهه . این باعث میشه اعصاب شنونده خورد بشه و همش با پیچ صدا ور بره . اول صدا رو تا ته زیاد کنه که بشنوه چی میگی و بعد یهو صدا انقدر بلند میشه که نفرین و لعنت می فرسته :)) درستش اینه که صداها همه جا یک اندازه و هم قد باشن یا حداقل بهم نزدیک باشن . این عکس رو نگاه کن ، یه ایده ی خوب در این زمینه بهت میده . همه ی صداها تقریبا ترازن
شخصا برای اجتناب از چنین مشکلی ، قبل از هر عملیاتی روی صدا ، اونها رو " آمپلی فای" می کنم ، یعنی صدای همه رو به یه اندازه بالا یا پایین می برم و بعد عملیات ژانگولری ادیت رو شروع می کنم . در همین زمینه بد نیست اگر بگم: تراز استاندارد صدا برای موج FM و اینترنت نیاز نیست بالا باشه و تا 7 دسی بل هم قبوله . ولی برای موج کوتاه معمولا باید صدا رو به حداکثر رسوند ( یعنی 10 یا 100 )
2- نیما ، وقتی روایت گزارش رو می خونی ، بی نهایت یواش و آهسته این کار را انجام می دهی ولی وقتی که مشغول مصاحبه هستی ، فریاد می کشی ... :)) وقتی روایت را می خوانی صدایت آهسته است ولی در عوض میکروفون را بسیار بسیار نزدیک کرده ای ... اینکار گزارشت را حیف می کند . این گزارش هیجان دارد . همه مشغول " بازی " هستند ... حیف است اگر آن فضا را با " آهستگیت " داغون کنی ... :)
اما چند پیشنهاد برای چیدن صداها در کنار هم ( یعنی ادیت و میکس یا به قول امین آزاد خودمون : تدوین )
1- اگر بسته های رادیو های بی بی سی را بشنوی ، خصوصا آنهایی که نرم کار می شوند ، معمولا گزارش با صدای تهیه کننده اش آغاز نمی شود ، که بر عکس ، با صدای محیطی که گزارش بدان تعلق دارد ، شروع می شود . برای مثال پیش از آغاز روایت ، بهتر بود که صدای یکی از دوبلر ها را مشغول بازی می گذاشتی و بعد آغاز می کردی ...و دوباره به همان صدا باز می گشتی . به نظرم این هدر دادن صدای محیط است ، که بعد از کلی صحبت کردن ، بی هدف آن را در وسط گزارش رها کنی :))
2- صداهایی که از محیط و حادثه داشتی معرکه بودند . به نظرم بهتر بود روایت های استودیوییت ( یعنی آنهایی را که بعدا ضبط کردی ) را کوتاه و در حد جمله های لینک بین صداها نگاه می داشتی . یعنی از یک صدا می آمدی ، یک جمله روایت و بعد وصل به صدای محیط بعدی . این کار ریتم گزارشت را بالا می برد و از تکرار جلوگیری می کند .
گاهی لازم نیست بعد از عبارت " با هومن حاج رضایی مدیر ... گفتگو گردم " بگووییم : " او در این زمینه به من گفت " ... شنونده بعد از شنیدن عبارت اولت ، منتظر صدای گفتگوی مصاحبه شنونده است ، پس می توانی بدون عبارت دوم یعنی "او در این زمینه به من گفت" مستقیما وارد مصاحبه ات شوی ...
روش دیگری هم وجود دارد ( بیشتر در بسته های خبری ، اینطور کار می کنند ، مثلا امشب به جام جهان نمای بی بی سی گوش بده ... : به جای اینکه مصاحبه را با پرسش از مصاحبه شونده آغاز کنند ، با پاسخ او آغاز می کنند ولی ( مثلا در مورد گزارش تو ) این اینترو را می دهند : هومن حاج رضایی در مورد پیشینه ی این امتحان و تعداد شرکت کننده هاش برامون توضیح می ده ...
اینگونه می توان به کار سرعت داد و از مدت گزارش کاست.
3- در مورد موسیقی ، دلیل کار بردش و شیوه استفاده اش : آخرین کاربرد موسیقی ، همپوشانی کلام و موزیک به منظور زیبایی است . ولی کاربردهای مهمتری هم داره که در مورد این کار خاص ، با نقد موسیقی استفاده شده درش و نحوه ی استفادش یه کوچولو پیشنهاد می دم :
الف - نقش موسیقی ، مثل نقش " غلتکه " ! گزارش روش سوار میشه و سر می خوره . در " سرعت " گزارش بی نهایت موسیقی مهمه . نوع موسیقی در این سرعت مهمه ولی مهمتر از اون ، مقدار استفادشه . شخصا در لا به لای چنین گزارشی ، بیشتر از 2- 3 ثانیه موسیقی استفاده نمی کنم و بیشتر موسیقی رو زیر صدا نگه می دارم .
ب- موسیقی وسیله ایه برای تغییر سکانس . تغییر سکانس ، فرصت کوتاهیه برای اینکه به شنونده بفهمونی که یه محیط تموم شد حالا باید بریم یه جای دیگه . این تغییر با یه صدای " دلنگ دولونگ " ( به همین کوتاهی ) ایجاد میشه و اگر بیشتر استفاده بشه ، ذهن شنونده به جای " آماده باش" و تفکر در مورد سوژه ی گزارش ، به سمت نظر دادن در مورد " موسیقی " سوق پیدا می کنه و این درست نیست . در مورد این گزارش خاص ، شخصا داشتم از فضولی می مردم که این موسیقی ماله کیه !!! و مرتب حواسم پرت می شد .
ج - بخش هایی از هر موسیقی ، معمولا مشغول نتیجه گیری هستند ، بهتره که این بخش های موسیقی درست در جایی که سکانس تمام می شود و می خواهییم وارد باند بعدی شویم استفاده شود ...
شاید گنگ حرف زدم . برای اینکه نمونه عملی تری ارایه کنم ، گزارش نیما را از نو ادیت و ریمیکس کردم ، که یک جورایی حاوی پیشنهاداتم به صورت عملیه :) از اینجا می شه شنیدتش، گزارش رو از سه دقیقه و خورده ای به دو دقیقه رسوندم ، با همون اطلاعات . حجش را هم کم کردم که راحت قابل دانلود باشد
میشه لطفا نظرتون رو بدین ... ممنون... چون اینجا الان کارگاه صداست :))