2009 ژانويه 9
نام کاربری: کلمه عبور:
عصیان در " صدا " : چند پیشنهاد
09/09/2007 09:40:01

نیما جان ، اولا واقعا تبریک به خاطر اینکه بالاخره یکی پیدا شد که به جز تیم رادیو ، یک مطلب صدا دار هوا کرد :))

یادمه قبلنا پیشنهاد کارگاه صدا رو داده بودم که نشد ، شاید این اولین فرصت باشه . چند تا نکته رو باهم بررسی کنیم ؟

قبل از اینکه سراغ پیشنهاد هام برای ادیت و میکس این کار برم ، چند تا نکته ی تکنیکی خیلی مهم رو پیشنهاد می کنم :

1- همیشه وقتی می خواهیم چند تا صدای مختلف ، مثل مصاحبه ها ، صدای خودمان و موسیقی رو کنار هم بچینیم باید حواسمون به تراز صدا باشه . یعنی چی ؟ یعنی اینکه صداها همه به یک اندازه " بلند " یا " کم " باشند . اینطور نباشه که یکجایی صدا آروم باشه و جای دیگه انقدر بلند باشه که تو ذوق شنونده بخوره و مجبور شه سریع پیچ صدا رو دست کاری کنه .

بزارین با هم یک نگاه به دیاگرام صدای گزارشت بکنیم .

این عکس رو نگاه کن : اونجایی که پر رنگش کردم رو با اطرافش مقایسه کن ( دقیقه 1:30 )  چقدر صداش بلندتره . حالا این عکس رو هم نگاه کن . نقطه ای که پر رنگش کردم ، چقدر صداش کمه . این اشتباهه . این باعث میشه اعصاب شنونده خورد بشه و همش با پیچ صدا ور بره . اول صدا رو تا ته زیاد کنه که بشنوه چی میگی و بعد یهو صدا انقدر بلند میشه که نفرین و لعنت می فرسته :))  درستش اینه که صداها همه جا یک اندازه و هم قد باشن یا حداقل بهم نزدیک باشن . این عکس رو نگاه کن ، یه ایده ی خوب در این زمینه بهت میده . همه ی صداها تقریبا ترازن

شخصا برای اجتناب از چنین مشکلی ، قبل از هر عملیاتی روی صدا ، اونها رو " آمپلی فای" می کنم ، یعنی صدای همه رو به یه اندازه بالا یا پایین می برم و بعد عملیات ژانگولری ادیت رو شروع می کنم . در همین زمینه بد نیست اگر بگم: تراز استاندارد صدا برای موج FM و اینترنت نیاز نیست بالا باشه و تا 7 دسی بل هم قبوله . ولی برای موج کوتاه معمولا باید صدا رو به حداکثر رسوند ( یعنی 10 یا 100 )

2- نیما ، وقتی روایت گزارش رو می خونی ، بی نهایت یواش و آهسته این کار را انجام می دهی ولی وقتی که مشغول مصاحبه هستی ، فریاد می کشی ... :)) وقتی روایت را می خوانی صدایت آهسته است ولی در عوض میکروفون را بسیار بسیار نزدیک کرده ای ... اینکار گزارشت را حیف می کند . این گزارش هیجان دارد . همه مشغول " بازی " هستند ... حیف است اگر آن فضا را با " آهستگیت " داغون کنی ... :)

 

اما چند پیشنهاد برای چیدن صداها در کنار هم ( یعنی ادیت و میکس یا به قول امین آزاد خودمون : تدوین )

1- اگر بسته های رادیو های بی بی سی را بشنوی ، خصوصا آنهایی که نرم کار می شوند ، معمولا گزارش با صدای تهیه کننده اش آغاز نمی شود ، که بر عکس ، با صدای محیطی که گزارش بدان تعلق دارد ، شروع می شود . برای مثال پیش از آغاز روایت ، بهتر بود که صدای یکی از دوبلر ها را مشغول بازی می گذاشتی و بعد آغاز می کردی ...و دوباره به همان صدا باز می گشتی . به نظرم این هدر دادن صدای محیط است ، که بعد از کلی صحبت کردن ، بی هدف آن را در وسط گزارش رها کنی :))

 

2- صداهایی که از محیط و حادثه داشتی معرکه بودند . به نظرم بهتر بود روایت های استودیوییت ( یعنی آنهایی را که بعدا ضبط کردی ) را کوتاه و در حد جمله های لینک بین صداها نگاه می داشتی . یعنی از یک صدا می آمدی ، یک جمله روایت و بعد وصل به صدای محیط  بعدی . این کار ریتم گزارشت را بالا می برد و از تکرار جلوگیری می کند .

 گاهی لازم نیست بعد از عبارت " با هومن حاج رضایی مدیر ... گفتگو گردم " بگووییم : "  او  در این زمینه به من   گفت " ... شنونده بعد از شنیدن عبارت اولت ، منتظر صدای گفتگوی مصاحبه شنونده است ، پس می توانی بدون عبارت دوم  یعنی "او در این زمینه به من گفت"  مستقیما وارد مصاحبه ات شوی ... 

 

 روش دیگری هم وجود دارد ( بیشتر در بسته های خبری ، اینطور کار می کنند ، مثلا امشب به جام جهان نمای بی بی سی گوش بده ... : به جای اینکه مصاحبه را با پرسش از  مصاحبه شونده آغاز کنند ، با پاسخ او آغاز می کنند ولی ( مثلا در مورد گزارش تو ) این اینترو را می دهند : هومن حاج رضایی در مورد پیشینه ی این امتحان و تعداد شرکت کننده هاش برامون توضیح می ده ...

اینگونه می توان به کار سرعت داد و از مدت گزارش کاست.

 

3- در مورد موسیقی ، دلیل کار بردش و شیوه استفاده اش :  آخرین کاربرد موسیقی ، همپوشانی کلام و موزیک به منظور زیبایی است . ولی کاربردهای مهمتری هم داره که در مورد این کار خاص ، با نقد موسیقی استفاده شده درش و نحوه ی استفادش یه کوچولو پیشنهاد می دم :

الف - نقش موسیقی ، مثل نقش " غلتکه " ! گزارش روش سوار میشه و سر می خوره . در " سرعت " گزارش بی نهایت موسیقی مهمه . نوع موسیقی در این سرعت مهمه ولی مهمتر از اون ، مقدار استفادشه . شخصا در لا به لای چنین گزارشی ، بیشتر از 2- 3 ثانیه موسیقی استفاده نمی کنم و بیشتر موسیقی رو زیر صدا نگه می دارم .

 

ب- موسیقی وسیله ایه برای تغییر سکانس . تغییر سکانس ، فرصت کوتاهیه برای اینکه به شنونده بفهمونی که یه محیط تموم شد حالا باید بریم یه جای دیگه . این تغییر با یه صدای " دلنگ دولونگ " ( به همین کوتاهی )  ایجاد میشه و اگر بیشتر استفاده بشه ،  ذهن شنونده به جای " آماده باش" و تفکر در مورد سوژه ی  گزارش ، به سمت نظر دادن در مورد " موسیقی " سوق پیدا می کنه و این درست نیست . در مورد این گزارش خاص ، شخصا داشتم از فضولی می مردم که این موسیقی ماله کیه !!! و مرتب حواسم پرت می شد .

ج - بخش هایی از هر موسیقی ، معمولا مشغول نتیجه گیری هستند ، بهتره که این بخش های موسیقی درست در جایی که سکانس تمام می شود و می خواهییم وارد باند بعدی شویم استفاده شود ...

 

شاید گنگ حرف زدم . برای اینکه نمونه عملی تری ارایه کنم ، گزارش نیما را از نو ادیت و ریمیکس کردم ، که یک جورایی حاوی پیشنهاداتم به صورت عملیه :)  از اینجا می شه شنیدتش، گزارش رو از سه دقیقه و خورده ای به دو دقیقه رسوندم ، با همون اطلاعات . حجش را هم کم کردم که راحت قابل دانلود باشد

 میشه لطفا نظرتون رو بدین ... ممنون... چون اینجا الان کارگاه صداست :))

 

من بودم بابا !
09/09/2007 09:42:23

این ناشناس بالایی من بودم .

 

چون 4 ساعت نوشتن این کامنت طول کشید ، سایت لوگ اوتم کرد ! :(

من بودم بابا !
09/09/2007 10:01:58

راستی حجم صدا هم زیادی بالا بود . با ام پی تری 48 کیلوبایت ، برای نسخه ی آنلاین می شود بهترین کیفیت صدا رو شنید

نکته ی مهم تر : این گزارش صدا ، تنها در کنار مقاله اش ، پیام رسان ه . اگر بخواد تکی و روی رادیو کار بشه ، باید حتما کاملتر بشه ...

من بودم بابا !
09/09/2007 10:12:16
سلام علی جان

به نکته های خیلی مهم و جالبی اشاره کردی که من تا الان نمی دونستم. من تازه می خوام وارد کار صدا و رادیو و ... بشم، ولی خیلی چیزها رو نمی دونم. میشه بیشتر بنویسی. از هر چی بلدی و میدونی بنویس که شدیدا بهش محتاجم :).

ارادتمند
سالار
من بودم بابا !
09/09/2007 10:18:14

به نظرم بهترین راه یاد گرفتنش شنیدنه ... یعنی هی گوش بدی تا ایده بگیری ...

اینجا یه سری از نمونه هایی رو که به شخصه گوش میدم و سعی می کنم ازشون یاد بگیرم رو گذاشتم

نزدیکه سه ماه هم میشه ، که دارم برنامه های قدیمی بهزاد رو دوباره با دقت گوش میدم . برنامه هایی که ازشون خاطره دارم ، الان از صد تا کلاس درس ، برام مفیدترن ... نمونش برنامه ی " شگفتی های " بهزاد هستش ، نزدیکه 10 ساله پیش درستش می کرد ...

من بودم بابا !
09/09/2007 10:51:34

علی، مرسی از نکاتی که گفتی. امیدوارم کارگاه صدا راه بیفته و در این مورد بیشتر یاد بگیریم :)

من بودم بابا !
09/09/2007 10:56:20

الان داشتم می خوندم دیدم خیلی گنگ نوشتم . به نظرم بهتره که اون صدایی که گذاشتم رو هم بشنوید . فکر کنم موثر تر باشه :)

من بودم بابا !
09/09/2007 11:44:40
برای منم خیلی جالب بود که نیما با یه فایل صوتی گزارشش رو مزین کرده بود. ادیت علی آقا هم که خیلی قشنگ بود. رو هم رفته گزارش چنگ به دل میزد نا فرم! جالب و هیجان انگیز
مرسی زيگعلی
09/09/2007 11:58:30
علی جان سپاسگزارم بابت نکته‌هايی که گفتی. برای من آموزنده بود و قطعاً ازش استفاده می‌کنم. ای کاش بخشی رو توی دوره اضافه می‌کردند مبنی بر این که چه استانداردهایی رو بايد در صدا رعايت کنيم. يعنی به صورت درس. همون طور که تو« جديد مديا» در مورد ساخت گزارش‌های چندرسانه‌ای نوشتن. به شخصه سعی می‌کنم که منابعی رو پيدا کنم در اين زمينه و مطالعه کنم. از طرف ديگه اين کار رو حتماً بايد انجام می‌دادم. برام مهم بود که اين کار رو تجربه کنم و چون کار صدا رو دوست دارم سعی می‌کنم توی گزارش‌های بعدی بهتر عمل کنم. راستی يکی از دلايل اون که صحبت‌های ميانی من آروم‌تره اين بود که مجبور بودم صدا رو ساعت 3 صبح ضبط کنم اون هم زير پتو و جوری که بقيه بیدار نشن (پيش خودمون بمونه).
مرسی زيگعلی
09/09/2007 12:12:01

متوجه شدم :)) وقتی می خوای این کار رو زیر پتو انجام بدی ، بهترین شیوش اینه : کلمه به کلمه ضبط کنی ، اینجوری ناخود آگاه بلند تر حرف می زنی و کسی هم بیدار نمیشه . بعد کلماتت رو بچسبونیشون بهم :)

مرسی زيگعلی
09/09/2007 20:16:52

علی جان،
کاش می شد که بیای طی چند مطلب جداگانه و دنباله دار از صفر صفر آموزش بدی ادیت صدا رو و نکاتی که باید رعایت کنیم رو... فکر می کنم روی سواد شنیداری همه مون یا لا اقل خود من خیلی تاثیر بذاره...

مرسی زيگعلی
09/09/2007 22:15:10

من به شدت با این پیشنهاد موافقم، اگر علی همت کند و بنویسد، متن نهایی را علاوه بر انتشار روی سایت در قسمتی از کارگاه نگارش هم آرشیو می کنیم که همیشه در دسترس باشد.

از نیما ممنونم که این گزارش را همراه با صدا ارسال کرد، از علی هم، که با دقت و توجه نکات فنی و دقیقی را درباره کار با صدا یادآوری کرد.

درباره کارگاه صدا هم، مشکلی نیست و می توانیم بخشی را به کارگاه نگارش اضافه کنیم. به شرط آنکه این جور همکاری ها ادامه داشته باشد و دیگران هم یا برای گزارشهایشان صدا بفرستند یا اصلا، جدا از گزارش متنی، گزارشهای شنیداری را که آماده کرده اند برای دریافت نظرات و پیشنهادهای دیگران ارسال کنند.

مشکل، کمبود امکانات حرفه ای است. اغلب روزنامه نگاران از ضبط هایی استفاده می کنند که کارکرد اصلی شان نت برداری است؛ صرفا صدای مصاحبه شنونده را ضبط می کنند تا بعدا پیاده شود و به صورت متن کار شود.

این ضبطها غالبا نمی توانند صداهایی با کیفیت مناسب پخش رادیویی تهیه کنند. اما برای نشر آنلاین، لازم نیست همان کیفیت شفاف رادیویی را داشته باشید چون صدایتان قرار نیست روی موج کوتاه پخش شود و در میانه راه کلی از کیفیتش را از دست بدهد.

ارائه تکه های صدایی از مصاحبه شونده ها، حتی به صورت کوتاه، می تواند به گزارش متنی شما اصالت بیشتری بدهد و هم، با استفاده از امکانات چندرسانه ای، گزارشتان برای مخاطب جذابیت بیشتری خواهد داشت.

جدای اینکه بعضی از حس و حال ها و فضاها را با صدا یا تصویر راحتتر از متن می توان انتقال داد.

حتی لازم نیست این صداها را به صورت یک گزارش شنیداری واحد و منسجم، تنظیم و میکس کنید، می توانید تکه های صدایی مختلفی را که تهیه کرده اید و تصور می کنید به گزارشتان کمک می می کند، جداجدا در متن گزارشتان لینک بدهید.

اما اگر قصد میکس کردن گزارشتان را داشتید و خواستید آن را به صورت یک گزارش شنیداری کامل و منسجم ارائه کنید، کمبود امکانات کمتر از مورد ضبط صدا، به شما آزار می رساند چون بهترین برنامه های ادیت و میکس صدا در ایران به راحتی قابل دسترسی هستند (در کارگاه صدا حتی می توانیم فهرستی از برنامه های پیشنهادی بچه های رادیو را هم قرار دهیم.)

حتی اگر قصد داشتید از برنامه های رایگان و اوپن سورس استفاده کنید، برنامه آودیو سیتی (که می شود لینکش را در همان کارگاه گذاشت) هست که البته توانایی اش در ادیت، بیشتر از قابلیتش در میکس است.

 

مرسی زيگعلی
10/09/2007 03:31:57

من که از اول پایه ی کارگاه صدا بودم و خوشحالم که داره موقعیتش جور میشه ...

به خصوص اینکه ، اگر این موقعیت پیش بیاد و بهزاااد بتونه تجربیاتش رو بگه معرکست ... هر یه دقیقه اش ، هزار سال کلاس درسه ( چی گفتم !!! ولی واقعا همینه هااا )

کاشکی می شد به کامنتهای کارگاه ، نمایش عکس رو بر گردوند ، اون وقت میشد ازش به عنوان تخته سیاه استفاده کرد ... و کار خیلی راحت تر میشه :)) البته سینا که قولش را داده :)

 

ولی در مورد وسیله ی ضبط کردن :

این وسیله حتی اگر ضبط صوت کاست خور هم باشد ، اشکالی ندارد . من اولین برنامه را برای برنامه ی درگوشی های بی بی سی ، با کاست ضبط کردم . چرا این را گفتم ؟

که بهانه ی " ضبط خوب ندارم " که موجب تنبلی است را برطرف کنم . اکثر " کاست خورها " کیفیتشان خوب است و به راحتی دیجیتال می شوند . کار را که شروع کردیم ، می شود فهرستی از دیجیتال رکوردر های خوب ، را هم معرفی کنیم :))

مرسی زيگعلی
10/09/2007 14:35:05

خیلی خوبه... اگر متهم به خلط مبحث نشم می خوام پیشنهاد بدم همچینکار هایی را در زمینه عکاسی هم انجام بدیم... حالا می تونه توی مطالب دنباله دار باشه یا مثلا جزوه آموزشی یا یک کارگاه عکس... نظر بقیه بچه ها روی کدوم یکی از این ها مساعد تره؟

مرسی زيگعلی
10/09/2007 15:30:54

مدتها پیش قرار بود یک سری مطالب دنباله دار و پایه در زمینه عکاسی تهیه بشه و در سایت گذاشته بشه. اما هر بار به دلیلی عقب افتاد. هنوز هم به فکرش هستیم.

مهمترین شرط اینه که نویسنده این مطالب، هم عکاس خوبی باشه، هم بتونه حرفش رو به خوبی منتقل کنه و هم وقت بگذاره و نظرات و سئوالات رو پای مطالبش بخونه و در بحث شرکت کنه.

فکر کنم هر دو بحث را خوبه که در کارگاه نگارش دنبال کنیم، چون مربوط به مطالب چاپ نشده و برنامه های آینده سایت میشه.

آموزش عکاسی
10/09/2007 21:08:12
برای شروع اين راهنمای فارسی بی.بی.سی بد نيست. گرچه احتياج به استاد آنلاين الزامی به نظر مياد. اين هم يک سايت به نام مدرسه عکاسی دیجيتال با محتوای انگليسی. چيز ديگه‌ای لازم ندارين؟ (;