2009 ژانويه 9
نام کاربری: کلمه عبور:
خوب، ولی صادر کننده ی حکم کلی
05/09/2007 23:28:47

به نظرم گزارش خیلی خوب و میدانی بود که براش زحمت کشیده شده ولی یک ایرادی داره و اون هم حکم صادر کردنشه، مثلا این که از کسی که جوان هست و این طوری نیست مو هایش صحبتی نشده و ازش نقل قولی نداریم.

درباره ی تیتر هم بگم که باز همین مشکل وجود دارد، پسران ایرانی، مو افشان نمی کنند. لازم بود شاید بگیم  : بعضی از پسران ایرانی، مو افشان می کنند، یا مثلا : موهای افشان این پسرهای ایرانی... یا هر چیزی مشابه اون. در زیر تیتر هم این مشکل به چشم می خوره...

حکم کلی
06/09/2007 00:01:32

نیما، با اینکه با حرف کلی ات، درباره تعمیم ندادن حکم ها موافقم، اما در این مورد خاص و در چارچوب موضوع گزارش، به نظرم حکمت با شدت و قطعیتی که می گویی صادق نیست.

اگر تو گزارشی داشتی درباره انواع مدل مویی که میان پسران تهرانی رایج است، باید همه قشرها و سلیقه شان را پوشش می دادی، اما این گزارش از ابتدا روشن کرده که صرفا درباره مدلهای نامتعارفی است که اخیرا باب شده (هرچند در سالهای باب شدنشان در ایران نبوده ام اما این طرف و آن طرف، از وبلاگ ها گرفته تا گزارشها، چنین خوانده ام که رواجش محسوس است.)

 

به همین دلیل، باید جوانب موضوعی را که انتخاب کرده پوشش دهد و بالانس بودنش، به معنای آن نیست که مثلا چون کسانی که مدل مویشان «متعارف» است، ده برابر «فشن»بازهاست، پس با همین وزن باید در گزارش بیایند.

 

چنین گزارشی، در چارچوبی که تعیین کرده به نظرم تا حد خوبی، جوانب مختلف را دیده، از آرایشگری که مخالف محدود کردن این مدلهاست، تا رئیس اتحادیه که موافق محدودیت است و حتی سلمانی سنتی که اهمیتی به چنین مدلهایی نمی دهد. نظر نیروی انتظامی هم آمده. تنها صدایی که شاید اضافه شدنش، گزارش را فراگیرتر می کرد، پسر جوان امروزی (و نه سنتی) است که مدل مویش را غیرمتعارف نمی پسندد. اما به هرحال، نقطه مرکزی گزارش این نیست که جوانان امروز تهران موهایشان را چگونه آرایش می کنند، این است که یک دسته از جوانها چگونه آرایش می کنند.

 

از اینجا می رسیم به حرفت درباره تیتر و زیرتیتر. درباره زیرتیتر به نظرم حرفت مصداق ندارد: مدلهای تازه ای میان جوانها، باب شده اند، نشده اند؟ این جمله به معنای این نیست که همه چنین مدل هایی را می پسندند. بلکه فقط به معنای این است که مدل های تازه ای هم به بازار آمده است. درست مثل اینکه بگوییم نوحه خوانی های تازه ای در سوگواری ها باب شده یا موبایل های نسل جدید به دست جوانان تهران رسیده است، طبعا منظورمان این نیست که مسجد ارک هم، به سبک نوحه خوان های جوان پسند سوگواری برگزار می کند یا جوانی که آه ندارد با ناله سودا کند هم یک موبایل نسل جدید در دست گرفته.

 

حرفت درباره تیتر بیشتر می تواند مصداق داشته باشد و درست تر به نظر می رسد. اما آنجا هم فکر می کنم، کلیشه «مو افشان کردن» مانع از خواندن تیتر به عنوان یک عبارت خبری و با معنای تحت اللفظی می شود. مثل این می ماند که اشکال بگیریم: بعضی از این مدلها، مو را افشان نمی کند بلکه کوتاه می کند.

 

جدای این، در چنین تیتری، که روی یک گزارش خبری هم نیست، تصور می کنم معنای «بعضی و برخی» بدون نیاز به تصریح نهفته است و حداقل به نظرم نیامده که خواننده از آن اطلاق و عمومیت برداشت می کند:

«شهروندان، خود روزنامه نگار شده اند» به معنای آن نیست که همه شهروندان توانایی تولید رسانه ای پیدا کرده اند و «تهرانی ها در تابستان به شمال می روند» معنایش آن نیست که همه تهرانی ها به سفر می روند یا هیچکدامشان به شیراز نمی روند، بلکه صرفا می تواند تیتری روی یک گزارش درباره مقصدهای عمده سفرهای تابستانی اهالی تهران باشد.

حکم کلی
06/09/2007 05:08:38

دست "ولی " درد نکند ، سوژه و نحوه ی پرداخت و تهیه گزارش عالی بود ، تعداد نقل قول ها و افرادی که از آنها کسب اطلاع شده ، حتی از گزارشهای رادیویی مشابه اش ، که لزوما با تعداد نقل قول های بالا تهیه می شود ، نیز بیشتر بود .

 

 اما به نظرم گزارش را می شد "نرم" تر کار کرد . بی نهایت زمخت بود ( یا حداقل زمخت تر از نوشته های قبلی ولی ) . بعضی جاها ناخواسته ، گزارش سیر می گرفت و به جهت و سویی نیش می زد .

" تعجب" حاکم بر گزارش را هم نپسندیدم . وقتی که قیمت " ژل و تافت " را اطلاع می داد ، جای تعجب نداشت . اینها قیمت های روتین است ، ولی اگر ولی مثلا به آرایش " موی سینه " و " موی بدن " که این روزها در آرایشگاه ها انجام می شود و بازار آن با  " رنگ و اکلیر " حسابی داغ است می پرداخت ، بیشتر آن حس " تعجب " القا می شد . یا اگر با همین اطلاعات ، دو سال پیش، این مقاله نوشته میشد ، تعجب بر انگیز تر بود .

 

 صف کشیدن بر در آرایشگاه ها ، وقت گرفتن های ساعت چهار صبح بچه ها قبل از مدرسه ، دانشگاه یا کار ، اجرای برنامه های زنده ی موسیقی گروه های زیر زمینی در آرایشگاه ها ، دایر کردن آتلیه عکاسی در آرایشگاه برای  بعد از انجام آرایش و امثالهم همه نشانه هایی از داغ بودن بازار " افشان کردن مو " است  و جایشان در این گزارش خالی است .

 

تعداد تصاویر گنجانده شده در گزارش نیز متاسفانه کم بود ، گرچه از محدودیت هایی که وجود داشت آگاهم  و اجتناب ناپذیر بود.

 

 جان کلام اینکه ،  بوی "زیگزاگ" در آن کمتر به مشام می رسید و اگر در ستون یکی از روزنامه های ایران به چشمم می خورد ، بدون شک آن را تحسین می کردم ولی اینجا زیگزاگ است و  " ولی " با آن سوابق نوشتن ، ما را بد عادت کرده ...:))

 

به هر حال ، ما نیز در برنامه ی رادیویی زیگزاگ ، متنوع تر ، بر فرودگاه " مو " ی آدمیزاد ، فرود خواهیم آمد ( جملم ، عین جملات  سعدی شد !! )