2009 ژانويه 9
نام کاربری: کلمه عبور:
کامبیز در گاردین
10/08/2007 05:44:33

کامبیز جان ،

 

خسته نباشی ، مغز مطلبت بی نظیر بود ،

 

چقدر بهتر و بی نظیر تر بود ،دیده های خودت را بیشتر نقل می کردی . بهتر بگویم : برای من آن پاراگراف که به جلسات روزانه ی تحریریه اشاره کردی ، که در چه ساعتی و چگونه برگزار می شوند ، بسیار جالب تر و کارآمدتر از آن بخش های مفصل تری بود که به ذکر تاریخچه ی گاردین پرداختی .اینکه گاردین در قطع کوچک چاپ می شود  و یا  تیراژش 400 هزار نسخه است جالب است ولی می دانی کدام قسمتش جذاب تر بود ؟ این مورد کاربردی که : قیمت روزنامه در طول هفته چقدر است ، شنبه ها چقدر و یک شنبه ها که آبزرور جایگزین می شود ... چون کمی تخصصی تر بود و به جز یک شاهد عینی یا خواننده ی دایمی روزنامه کسی به این نکته توجه نمی کند  

 

به نظرم حالا که شانس دیدار از این مجموعه ی بی نظیر را داشتی ، بسیار بسیار شیرین تر  بود اگر ، گام به گام ، دست ما را نیز در کوچه پس کوچه هایش می گرفتی و می بردی ... به نظرم ، آن بخشی از کامبیز کراماتی خواندنی تر میشد ، که نگاه ها  ، برخوردها ، شیوه های تنظیم خبر ، تفاوتش با خبر رسانی تحریریه های ایران ، روحیه و حس کارمندان و مقایسه اش با بچه های ایران و ... را می نوشتی ( در یک پاراگراف کوتاه اشاره کردی ، به نظرم بیشترش می طلبیدستی ) . تاریخچه ی گاردین و روتین های مربوط به آن همه جا قابل دسترس است ولی نگاه کنجکاو کامبیز  به مسایل ، همه جا در دسترس نیست . ما را از این نگاهت محروم نکن :)

 

 درست در بخش های پایانی مطلبت که به نظرم بسیار متفاوت و  جالب بود و من را سر کیف آورد و چند نکته ی جدید یادم داد ، مقاله تموم شد و تو ذوقم خورد . به نظرم این خودش یه ترازو ه که شاید ، این مقاله ، به اطلاعات و نگاه های " شخصی " تر کامبیز در گاردین آباد نیاز داشت .

 

مثلا ، وقتی که نام خیابانی را که ساختمان گاردین در آنجاست را می نوشتی ( که همه جا ، روی اینترنت قابل دسترس است ) بد نبود ، اگر چند کلمه در مورد حال و هوای خیابان هم می نوشتی . کجای لندن است ؟ روزنامه ها و خبرگزاری های دیگر هم در آن حوالی هستند ؟ آیا  این خیابان ویژگی خاصی دارد که خواننده با یادآوری آن ، حتی اگر لندن را ندیده باشد ، بشناسدش ...؟؟ در چنین شرایطی ، حسی بومی را به مطلبت اضافه می کردی که بسیار با ارزش بود . در غیر اینصورت  ، آوردن یا نیاوردن نام خیابان، برای ساکنان غیر لندنی ، چندان هم تفاوتی نمی کند که تنها باعث سوال بیشتر می شد ، که بالاخره اینجا ، کجاست ؟

 

به نظرم در موارد این چنینی ، القای حس " کامبیز در گاردین" در لا به لای جملات مقاله بسیار بسیار مفیدتر است . چرا که آنوقت آن کنجکاوی ها ، سوالات و شرایط دیگری را که یک غریبه ، یا نا آشنا در هنگام حضور در یک مکان دارد ، به وجود می آید . لذا بعضی از اتفاق ها برایش تعحب آور است ( به دلیل مقایسه با نمونه های خودی ) ، بعضی ها خوش آیند و بعضی ها آرزو ... این باعث می شود تا خواننده ی نا آشنا ، خود را با نویسنده ، صمیمی دانسته و قدم به قدم ، با وی تجربه کرده و در پایان ، به اندازه ی چهار ساعت ، با آن حال و هوا ، آشنا شود . به نظرم نتیجه ی نوشتاری  آن تجربه ی چهار ساعته ی پر از سوال ، به اطلاعات یک کتاب در باره ی گاردین می ارزد .

 

راستی !!!!!!! سینا جان فرناز هم که یک گزارش صدا، با حضور خود کامبیز ، در این زمینه دارد ، چرا به مطلب افزون نمی کنید ؟!!! این حساسیت من در مورد صدا دار کردن مطالب سایت ، تا حالا هیچ اثری نداشته :(

یک تشکر ویژه : لینک های کامبیز ، در کنار مطالبش همیشه کاربردی و بی نظیر است . مرسی

کامبیز در گاردین
10/08/2007 14:05:56

علی جان

کامنت مفصل تری را زیر مطلب یاسر گذاشته ام که در آن به بعضی از دلایل (یا بهانه ها!) غیر منسجم بودن این مطلب اشاره کرده ام.

اما در مورد اهمیت آدرس: گاردین در خیابان Farringdon Road که در نزدیکی خیابان بسیار مشهور Fleet Street واقع شده است. Fleet Street  برای سالهای سال، قلب روزنامه نگاری بریتانیا بوده. همه روزنامه های لندن در این خیابان مستقر بوده اند اما به مرور به محل دیگری نقل مکان کرده اند و در حال حاضر، تنها گاردبن در این حوالی باقی مانده. هر چند گاردین هم تا مدتی دیگر تغییر مکان داده و به ساختمانی جدید و بزرگ در شرق لندن نقل مکان خواهد کرد.

 این هم اطلاعاتی در مورد فلیت استریت

کامبیز در گاردین
10/08/2007 14:59:14

کامبیز جان، یه همچین توضیحی در اصل مطلب ، در مورد خیابان الزامیست ! وگرنه بودن یا نبودن نام خیابانی نا آشنا در متن مقاله ، فرقی ندارد .

مرسی