2009 ژانويه 9
نام کاربری: کلمه عبور:
نابرابری شمار صیغه‌ها؛‌ پزشکان نظر دهند
24/07/2007 09:13:25

در نظرات متعدد دوستان سوالات زیادی مطرح شده که "چرا مردان می‌توانند به طور همزمان چند زن را صیغه کنند و زنان نمی‌توانند مردان را ؟"  جدای از بحث شرعی که شاید هم ربط داشته باشد اما به لحاظ پزشکی چند نکته لازم به ذکر می‌دانم.

 

1- به یقین دوستان می‌دانند زن و مرد به لحاظ شرایط فیزیولوژیکی اندامهای تولید مثل تفاوت‌هایی دارند که همین شرایط برای پاک ماندن منشاء تولیدمثل از افراد مختلف و مشخص شدن هویت آنها حکم می‌کند که زنان به طور همزمان با چند مرد ارتباط جنسی نداشته باشند.

 

2 - و نیز دوستان می‌دانند که بعد از تمام شدن زمان صیغه و طی شدن مدت "عده" که زنان باید آن را طی کنند، ‌زنان می‌توانند مردی دیگر را صیغه کنند یا به صیغه آنها درآیند.

 

3- دوستانی که به بحث‌های پزشکی در زمینه تولید مثل و شرایط دقیق فیزیولوژیکی برای انعقاد نطفه انسان و زمان لازم برای شکل‌گیری و شناخت پدر فرزند و غیره در این زمینه تسلط دارند نظر دقیق بدهند.

 

علی جان (alish) چون تو هم نوشته‌ای که پزشک هستی درخواست دارم (جدای از مسایل شرعی و یا دینی) نظرات مفیدت را در اختیار مخاطبان مجله قرار دهی.

نابرابری شمار صیغه‌ها؛‌ پزشکان نظر دهند
24/07/2007 12:42:37

دوست عزيز

من شمارا رجوع مي دهم به ماجراي آنا نيكول اسميت. من به شخصه آدمي كثيف تر از اين آدم به خاطر ندارم. شايد اين شيوه زندگي به ديگران لطمه نزند اما به نظر من شبيه آدمي زندگي كرد كه از اول عمرش اصلا حمام نرفته باشد. چندش آور. هنگامي كه چند ماه پيش از مرگش دختري به دنيا آورد 3 مرد مدعي پدر بودن بودند. بعد از مرگش هم، مادرش هم به جمع مدعيان نگهداري از اين كودك پيوست و دعواي دادگاهي بزرگي در آمريكا به را افتاد كه البته همه سر ارثيه بچه بود. به هر روي اين مشكل چندش آور هم در دادگاه با تست DNA حل شد.  پس شناخت پدر هم توجيهي براي عدم برابري حقوق زن و مرد نيست.

نابرابری شمار صیغه‌ها؛‌ پزشکان نظر دهند
25/07/2007 02:27:20
بهرام عزیز! بحث این است که زن متاهل نمیتواند صیغه بشود وگرنه همه میدانند که زن مجرد میتواند صیغه بشود.نا برابری این است .دوم آن که اگر گفته میشود نابرابری وجود دارد به این معنی نیست که به زنان متاهل هم اجازه دهند مرد صیغه کنند(یا صیغه مردی بشوند) منظور این است که این حق به مردان نباید داده میشد! سوم آنکه اگر کسی اطلاع دارد تفاوت صیغه شدن و صیغه کردن و این که آیا زن حق صیغه کردن دارد یا نه را توضیح دهد؟(اگر مطمین نیستید روی هوا حدس و گمان نزنید!)
حق شرعي بر اساس دين انساني
25/07/2007 21:42:17

بهرام گرامي!
ممنون براي بحثي كه پيش كشيده‌اي.
جالب است كه بحث صيغه ازدواج موقت يا متعه، به‌گونه‌اي در اينجا پي‌ گرفته شده كه به‌نظرم مفيد است ابتدا درباره خود لفظ متعه صحبت شود: لفظي كه به نظرم پرمعناست و مبين بسياري واقعيت‌ها هم در جسم و هم در احساس دو جنس نر و ماده.
در برقراري عقد ازدواج اين زن است كه اصل صيغه را مي‌خواند، دائم و موقت فرقي ندارد مگر در ذكر زمان. زن مي‌گويد:«خودم را به همسري‌ات در مي‌آورم به مهريه معلوم ]و زمان معلوم[» و مرد مي‌گويد:«قبول مي‌كنم». اين يعني متعهد شدن و قبول تعهد. هيچ لفظ و كلمه‌اي وجود ندارد كه في‌النفسه معجزه كند، مهم تأثير و مسئوليت رواني است كه ايجاد مي‌شود.
با اين وصف بهتر است بحث بر سر صيغه شدن و صيغه كردن و به صيغه درآمدن نباشد، بلكه جدا از احكام اسلام و ويژگي‌هايي فيزيولوژيكي نر و ماده، وارد جنبه‌هاي رواني و انساني شويم.
وقتي زني چنين لفظي را مي‌خواند، درواقع اعلام مي‌كند كه در زمان محدود و معلوم (يا به‌طور دائم) در برابر مهريه مشخصي خود را "همسر" يك‌نفر مي‌داند و در اين مدت انجام آداب همسر بودن را مي‌پذيرد. البته مرد هم با قبول اين شرايط، مسئوليت‌هايي را به عهده مي‌گيرد.
نكته اينجاست كه زنان به لحاظ رواني (كه البته با جسم نيز در رابطه دوطرفه و منطبق است) علاقه، محبت و ذهن‌شان را معطوف يك نفر مي‌كنند، و البته تمام و كمال! فكر نمي‌كنم بر كسي پوشيده باشد كه ذات يك زن سالم (چه از لحاظ روحي و چه جسمي) "نمي‌خواهد" كه قالب واحد روح و جسمش را در يك زمان در اختيار بيش از يك نفر قرار دهد ـ و در عين حال "نمي‌تواند".
اما مردها اين توانايي را دارند كه قالب روحي‌شان را بدون تداخل، تقسيم كنند. آنچه كه در اسلام آمده هم با همين شرايط دقيق است: اگر مردي مي‌تواند بدون آنكه به قالب روحي همسرش لطمه بزند و همچنين، آنچه براي هر يك از زوجاتش (چه مادي و چه معنوي) در نظر گرفته، تداخل نداشته‌باشد، مي‌تواند همسري چند زن را قبول كند. در غير اين‌صورت دين به او چنين اجازه‌اي را نمي‌دهد.


پي‌نوشت 1: اينجا من به عنوان يك "زن" نظر دادم؛ كه فكر مي‌كند اگر هر جنس ماده‌اي در جهان آن‌طور كه بايد از سوي جفتش همراهي شود، نيازي به ديگري ندارد و همين‌طور در مورد جنس نر. از بسياري برنامه‌هاي مستند زندگي حيوانات فهميده‌ام كه تك‌همسري اساس زناشويي جنس ماده است. جنس نر هم در غالب موارد تك‌همسر است، بجز در موقعيت‌هايي كه مسئوليتي برعهده ندارد.

پي‌نوشت2: تا همين سه سال پيش كه من مدرسه مي‌رفتم، باز كردن بحث‌هاي فيزيولوژيكي جنسي غالباً مجاز و معمول نبود. گرچه اين‌ روزها اين مباحث از سنين پايين براي بچه‌ها تشريح و در مدارس نيز كتابچه‌هاي آموزشي توزيع مي‌شود، اما شخصاً بي‌پرده حرف زدن را هنوز دور از حرمت زندگي اجتماعي مي‌دانم.





سپاس
26/07/2007 07:48:09

فرزانه‌ی گرامی

با نظر شما موافقم، استفاده کردم.

حق شرعي بر اساس دين انساني
26/07/2007 12:41:19

فرزانه ی گرامی تا حدودی با شما مخالفم.من به عنوان یک جنس نر! و 22ساله تا آنجا که متوجه شدم شما میگویید مردان قابلیت تقسیم روح و روان و عاطفه یا بطور کلی احساساتشان را بین بیش از یک زن دارا هستند .اما این حکم کلی صادر کردن است.برای مثال خود من حتی امروز -که مجرد هستم- نمیتوانم هم زمان دو دوست دختر داشته باشم.آنچه شما میگویید از روح و روان زن یا مرد ناشی نشده است بلکه به دلیل شرایط تاریخی بر جوامع حاکم شده.وقابل تغییر است.در کشور ما یکی از ریشه های حاکم شدن مرد سالاری قوانین اسلام بوده و هست.(حتی اگر فرض کنیم برای زمان پیغمبر اسلام هم جوابگوی نیاز جامعه بوده اما امروز میبینیم که به زور فقه و تفسیر هم جواب گو نیست)بیایید بپذیریم که خداوند آنقدر عاقل هست که میداند نمشود همه ی قوانین زندگی را برای همه ی اعصار در یک کتاب جمع کرد!

قانون را هم بر اساس شرایط روحی روانی که برای همه هم صدق نمیکند نمینویسند.قانون به هر حال باید برابری را حکم کند.

حق شرعي بر اساس دين انساني
27/07/2007 01:32:38

خانم فرزانه!

تبيين كامل و جامعي داشتيد، قابل استفاده بود.

جناب كاوشگر!

يك مسلمان معتقد است كه قرآن يك كتاب معمولي نيست و يك معجزه است كه قوانينش براي همه زمان‌ها قابل اجرا است. اين چيزي است كه در خود قرآن آمده و ادعا نيست. ين اصل اساسي اسلام است.

قیاس به نفس!
28/07/2007 08:58:07

آقای کاوشگر!

باید به فکر شما خطور کند که همه مردان به لحاظ روانی و روحی توانایی چند همسری را ندارند همانگونه که برخی از مردان که به افکار فلسفی گرفتارند توانایی تشکیل زندگی مشترک حتی با یک زن را نیز ندارند.

 

گفته‌ی شما در مورد نداشتن توانایی‌تان برای داشتن چند دوست دختر نیز قابل پذیرش است اما نمی‌توان آن را به عنوان یک اصل به "چندهمسری" نیز تسری و به همه مردان هم تعمیم داد.

 

اگر خداوند را قبول و به او ایمان دارید باید بدانید "صفات" چه مثبت و چه منفی به او قابل نسبت نیستند. چه اگر خداوند صفت داشت در قالب وجود قابل لمس می‌گنجید و آنگاه موجودی محدود می‌شد. اصلا صفت پذیری یک موجود نشان از محدودیت آن دارد.

 

اشاره: صفاتی که انسان به خداوند نسبت می‌دهد ناشی از محدودیت ذهن انسان برای قابل تصور کردن خدا است و گرنه به جرات‌ می‌توان گفت همه بی‌اساس است و برای همین هم برخی در بحثی به نام صفات "ثبوتیه و سلبیه" بررسی کرده‌اند.

 

دو بند آخر برای صفت "عاقل"‌ است که به خدا نسبت داده‌ای.

قیاس به نفس!
29/07/2007 08:08:16

فرزانه خانم، همانطور كه كاملا مشخص است من يك زن فمينيست هستم و قايل به برابري بي قيد و شرط حقوق زن و مرد. چون در زندگي هم درست بر مبناي اعتقادم ازدواج كرده ام، كاملا احساس خوشبختي مي كنم. اما شما اگر درست برمبناي اعتقادتان مردي بيابيد كه به قول بهرام عزيز توانايي بيشتري داشته باشد و به قول خودتان بتواند ظرف روحيش را بدون تداخل با چند نفر تقسيم كند، با او ازدواج مي كنيد؟ يا زن دوم يك نفر مي شويد؟ يا زن سوم؟ من و شما بنا به خصوصيت زن بودن روياپرورهاي خوبي هستيم _ كه من آن را نقطه قوت مي دانم نه نقطه ضعف_ تصور كنيد يك مجلس عروسي درست به همان شيوه كه دوست داريد با يك داماد ايده آل، با وجود زن اول و دوم كه در مجلس حضور دارند و هر كدام هم يك سرويس طلا براي كادو دادن به شما در دست دارند. واقعا بله يا نه؟