2009 ژانويه 9
نام کاربری: کلمه عبور:
چند نكته
02/06/2007 17:23:17
 

اردشير، يادمه توو وبلاگت در مورد مصاحبه با طالب لو نوشته بودي. اون روز فكر كردم اين مصاحبه را براي ماه نامه ي 20 ساله ها مي خواهي. و امروز كه اين مطلب را در زيگزاگ ديدم، تعجب كردم. اين سئوال براي من پيش آمده، اين مصاحبه هماني است كه براي 20 ساله ها گرفتي يا 2 تا مصاحبه ي مجزا گرفتي و يا اينكه اين مصاحبه را فقط براي زيگزاگ گرفتي؟ اين شبهه براي من پيش اومده كه اين مصاحبه را هم براي ماه نامه ي 20 ساله ها و هم براي زيگزاگ فرستادي. كه اگر اينطور باشد، از نظر اخلاق روزنامه نگاري، كارت خيلي اشتباه بوده است.

اما از اين نكته كه بگذريم در مورد مصاحبه ات بايد بگم كه :

1)      مصاحبه خيلي طولاني است و از حوصله ي خواننده خارج است

2)      پيوستگي در مصاحبه ات به چشم نمي خورد. از هر دري با طالب لو صحبت كردي. بحث هايي را شروع كردي كه هيچ ربطي بهم ندارند و سريع هر بحث را تموم كردي و رفتي سراغ بحث بعدي. احساس كردم حدود 2 صفحه سئوال طرح كردي و مي خواستي همه اش را در فرصتي كه داشتي بپرسي. فكر نمي كنم اين شيوه ي مناسبي براي مصاحبه كردن باشه. به نظرم بهتر بود روي موضوعات محدود تري بحث مي كردي و بحث رو به طور كامل انجام مي دادي. ( حداقل اينگونه ذهن خواننده را از اين شاخه به اون شاخه نمي پراندي )

3)      من نفميدم سبك مصاحبه ي تو چي بود. اول كمي تخصصي تر حرف زدي و از قدرت پنالتي گيري وحيد، حذف از جام باشگاه هاي آسيا، يونگ، بازگشت فتح الله زاده و ... سئوال هايي پرسيدي و سپس رفتي سراغ سئوال هايي مثل: (( آخرین فیلمی که دیدی چی بوده؟، آهنگ های زیر زمینی چی؟، دشمن داری؟))

4)      با بيشتر سئوال هايي كه پرسيدي به هيچ وجهه موافق نيستم. تا اونجايي كه مي دونم تو به عنوان يك خبرنگار ورزشي پيش طالب لو رفتي و نه خبرنگار مجله ي خانواده ( قصدم توهين به اين مجله نيست. مجله هايي مثل مجله ي خانواده زياد داريم اما از اون جايي كه اكثر مردم با اين اسم آشنايي دارند، از آن استفاده كردم. و در ضمن قصد زير سئوال بردن كار اين مجله را ندارم و آنها براي خودشان سبك و خواننده اي دارند. اما حرف اين است كه زيگزاگ با اين مجله فرق مي كند ) من هنوز نتوانستم با سئوال هايي مثل : " هلاک هستی کی رو ببینی؟ ، چشم دیدن کی رو نداری؟ ، دشمن داری؟ ، با کدوم دوستت بیشتر می چرخی؟ ، بازیگر مورد علاقه ات کیه؟ " كنار بيام.

5)      به نظرم بايد روي نخوه ي مطرح كردن سئوالات دقت مي كردي. ((فکر می کنی چرا دایی نزد؟ ترسید بزنه؟ )) اين سئوالات يعني توهين به علي دايي و تو به عنوان خبرنگار حق نداري چنين كاري انجام بدهي.

در ضمن، وقتي مطلبت را خوندم، احساس كردم يك هوادار دو آتيشه ي استقلال اين مصاحبه را انجام داده (‌گرچه مي دونم نيستي ) . به نظر من مصاحبه ات جانبدارانه بود.

چند نكته
03/06/2007 09:33:45

بعد از چند بار خواندن مصاجبه و نیز کامنت گیتی، باید بگم که تقریباً با همه نظرات گیتی موافقم و فکر می کنم اکثر ایراداتی که به این کار گرفته،‌ درست و به جا باشه. مصاحبه به شکل طاقت فرسایی، طولانیه و نوع سئوال و جواب ها هم، کاملاً از دو طیف مختلف هستند. شاید نفس پرسیدن این تعداد زیاد سئوال و آنهم در ژانرهای مختلف از مصاجبه شونده ای که احتمالاً زیاد در دسترس نیست، به خودی خود بد نباشه. اما دلیلی وجود نداره که بخواهیم هر آنچه را که گقته و شنیده شده، یکجا منتشر کنیم. معتقدم که اگر این مصاحبه،‌ تا همون قسمت های میانی (و باصطلاح تخصصی ترش) منتشر می شد، هم از این اطاله آزاردهنده اش کاسته می شد و هم یکدستی کار بهتر و بیشتر نمود پیدا می کرد.

جداً معتقدم که کسانی که مایلند (به عنوان مثال) در مورد تاثیر تئودور دی یونگ یا فتح الله زاده در این تیم بدانند، و کسانی که به کت و شلوار زارا و لباس اسپرت آدیداس و پومای طالبلو اهمیت می دهند، کاملاً دو گروه مجزا هستند و به همین دلیل، ترکیب بحث های مورد علاقه دو گروه با هم و انتشارش در قالب یک مصاحبه، به کیفیت کار، لطمه زده.

 

و اما در مورد صحت و سقم ایراد اول گیتی (یعنی انتشار احتمالی مصاحبه در دو جا) اطلاعی ندارم؛ اما اگر واقعاً چنین بوده باشد، به طبع،‌ جای تاسف است.

 

البته لازم است در پایان نکته ای را اضافه کنم. این اولین کار منتشر شده آقای طیبی در زیگ زاگ بود. امیدوارم این انتقادات باعث سرخوردگی ایشان نشود. مطمئناً ایشان توجه دارند که زیگزاگ، یک مجله "کارگاهی" است؛ و لذا، این قبیل انتقادات، نه از روی بدخواهی و خصومت، که در راستای مباحث آموزشی و ارتقای مهارتی است. همچنین،‌ منتقدین (از جمله خود من)، به هیچ وجه خود را در جایگاه و پایگاهی برتر و بالاتر نمی بینند، بلکه صرفاً از جایگاهی برابر و به عنوان گفتگویی دوستانه و در عین حال آموزشی (به قول معروف، بحث های طلبگی!)، این قبیل موارد را عنوان می کنند و معتقدند که گفتمانی دوسویه، می تواند باعث ارتقای دانش و مهارت های هر دو طرف گردد.

به همین دلیل امیدوارم که آقای طیبی و سایر دوستانی که کار ابشان را پسندیده اند (فرن، تورج، ...) هم وارد این بحث شوند.

با تشکر و اعتذار به جهت طولانی شدن کامنت :) 

دو باره سلام
03/06/2007 12:16:37
دو ست عز یز ی (کامبیز) دعو ت به بحثی شیر ین نمو ده اند و از این ر و این د عو ت را پذیر فتم
از مقاله ار دشیر مثبت گفتم نه بخاطر این که او نیاز به تشو یق دارد و مطمئن هستم که انتقاد هم او را سر خو ر ده نخو اهد کر د ز یرا هم با تجر به است و هم آگاه
 معتقد نیستم مصاحبه طو لانی بو د ز یرا اصو لا مصاحبه یعنی فر صتی بر ای دانستن بیشتر از  کسی که با او مصاحبه می کنیم ار دشیر و کار ش را پسندیدم ز یرا تقلید نکر د شعار ند اد اد عا نکر د ار دشیر ر فت و از همه آن چیز هائی که در مو رد طالبلو است سخن گفت و این مهم است اگر طو لانی شد این نظر شما و دو ست دیگر گیتی است  اگر طو لانی بو د ن این مصاحبه ناراحت کننده است کامنتهای طو لانی تر آن نیز باید ناراحت کننده باشد  و لی گو یا بلند بو دن مطالب  فقط بر ای مصاحبه بد است!!
 گفته اند لحن ار دشیر مو د بانه نبو ده است باید بگو یم
اتهام ز دن به طو ر حتم نامو د بانه تر است که این کار متاسفانه بد و ن هیچ دلیلی  از سو ی گیتی صو ر ت گر فته است
دو ست عز یز (کامبیز) معتقد است این مصاحبه چند مخاطب دارد و لی بهتر بو د کم شو د ز یرا ایشان فقط قسمت تخصصی این مصاحبه را پسندیده اند می پر سم چه کسی می تو اند او لو یت بر ای مصاحبه ها بدهد ؟
نگاهی به آخر ین سو ال ار دشیر بکنید؟ هیچ کجا این سو ال را از طالب لو پر سیده اند ؟ سو الهای او ل که بار ها پر سیده شده است
بهر حال معتقدم این کار ار دشیر و این مصاحبه نشان داد تا چه اندازه جای ر و ز نامه نگار جو ان و با ذو قی  چو ن ار دشیر در قسمت و ر زش ز یگ ز اگ کم بو ده است گذشته این قسمت( قسمت و ر زشی ز یگ زاگ) بخو بی بیان کننده  این مو ضو ع است
با تشکر
چند نكته
03/06/2007 12:20:07
اول از همه بگم که این مصاحبه پیش از این هیچ جا منتشر نشده، در کنار این همه انتقاد خوب و تاثیر گذار باید بگم که طرح این مساله ، که بیشتر به تهمت نزدیکِ نه انتقاد، ناراحتم کرد! به هر کسی که بتونه این اتهام رو ثابت کنه یک عدد BMW 630i کادو میدم!

اما در مورد انتقادات مطرح شده:
ممکن است شخصی کتابی را یک شبه تمام کند و برای شخص دیگری خواندن همان کتاب یک سال طول بکشد، به این ترتیب این کتاب برای شحص اول کوتاه و برای دومی طولانی خواهد بود. مهم جذابیت و کشش مطلب است. یک مصاحبه جذاب هرچقدر هم طولانی باشد خواننده را با خود می کشد(و برعکس).
من از روش هرمی برای محور ها (پیش از مصاحبه) و برای تنظیم (بعد از مصاحبه) استفاده کردم. به این ترتیب که سوال های مهم تر رو اول آوردم و هر چه پایین تر میایم سوال ها کم اهمیت تر و خصوصی تر میشه. اینجوری به تناسب حوصله هر خواننده، مطلب ارزش پیدا می کنه و هر کسی بعد از خوندن قسمت های مهم (که فکر کنم نزدیک به دو سوم کل مصاحبه باشه) حوصله اش سر بره می تونه خوندن رو متوقف کنه، بدون اینکه چیز خاصی رو از دست داده باشه.

در مورد پیوستگی و سوالات 2 صفحه ای از پیش طراحی شده باید بگم که موافق نیستم. من سه محور اصلی داشتم و چند محور فرعی و همه سوالات در حین مصاحبه و اقتضای گفتگو مطرح شده (فایل صوتی هم موجود است اگر خواستید می توانم برایتان بفرستم) سه محور اصلی من "استقلال"، "تیم ملی" و "زندگی خصوصی" بود. خبری هم از 2 صفحه سوال نبود.

در مورد سبک مصاحبه متوجه منظورتان نشدم. حتما باید از سبک خاصی تقلید کرد؟! مثلا مصاحبه به سبک فالاچی (حمله) یا به سبک امانپور (دفاع)؟! اگر منظورتان از "سبک مصاحبه" یکی از این سبک های از پیش مطرح شده است باید بگویم خوشبختانه چنین سبکی نداشت. به قول تورج عاطف عزیز، این مصاحبه ای بود به سبک اردشیر طیبی. (که البته انتقاد های خیلی زیادی را می طلبد) در مورد اینکه چرا در انتهای بحث های تخصصی از بازیگر مورد علاقه سوال شده هم توضیح دادم که به محور های مصاحبه و تنظیم هرمی اش مربوط است.

در مورد انتقاد چهارم که گفتید به عنوان یک خبرنگار ورزشی رفتم، باید بگویم که من به عنوان یک خبرنگار رفتم که با شخض وحید طالب لو گفتگو کنم. اتفاقا تمام سعی من این بود که این گفتگویی باشد با وحید طالب لو، نه با دروازبان تیم استقلال تهران! اینکه با بیشتر سوال های پرسیده شده موافق نیستید برای من محترم است ولی من هم با این بخش از انتقاد شما موافق نیستم!
در ضمن با واژه "خبرنگار ورزشی" مشکل دارم. من روزنامه نگار هستم بدون هیچ پسوند و پیشوند اضافه. مسعود بهنود می گوید روزنامه نگار کسی است که در در آن واحد هم بتواند مقاله اقتصادی بنویسد، هم تحلیل سیاسی کند و هم مصاحبه ورزشی (نقل به مضمون)

و در مورد دایی؛ به زعم شما من توهین کردم در حالی که اصلا چنین چیزی نیست. من یک سوال مطرح کردم و منتظر یک واکنش جذاب از وحید طالب لو بودم. اگر جواب طالب لو مثبت بود شاید می شد گفت که به علی دایی توهین شده (در اون صورت مطمئن باشید نه من چنین سوال و جوابی را منتشر می کردم و نه خود وحید اجازه می داد) و به فرض هم که توهین بود، رطب خورده منع رطب کی کند؟!

در پایان هم باید بگویم که من جای کسی را قرار نیست تنگ بکنم. تخریب و تهمت و توهین شما را می بخشم از انتقادات هم سپاسگذارم. و یک انتقاد هم من به خانم عابدی و آقای کرامتی عزیز دارم؛ لزوما آنچه که برای شما جذاب است برای دیگران نیست و دلیلی هم ندارد آنچه که برای بقیه جذاب است برای شما هم جذاب باشد. خیلی ها فقط دوست دارند نظر وحید طالب لو را راجع به لیگ قهرمانان آسیا، از دست رفتن قهرمانی و بازگشت فتح الله زاده بدانند. ولی خیلی ها هم دوست دارند علاوه بر اینها کمی هم از زندگی خصوصی وحید با خبر باشند. وجود 15 سوال خصوصی با جواب های کوتاه در بین نزدیک به 45 سوال تخصصی با جواب های بلند به نظر من کار اشتباهی نیست و فقط باعث می شود نظر آن دسته از مخاطب هایی که به زندگی خصوصی ستاره ها علاقمند هستند تامین شود. به نظر شما لازم بود به خاطر 15 سوال و جواب کوتاه مصاحبه را به دو بخش تقسیم می کردیم؟
چند نكته
03/06/2007 12:21:25
بالایی منم D:
چند نكته
03/06/2007 12:30:14

اول باید بگویم که برای مسئله ای که نمی دانیم و بر روی آن شک داریم ( چاپ این مصاحبه در جایی به غیر از زیگ زاگ )  نباید تأسف خورد .مطمئن بودن از یک قضیه اولین کاری است که ب خبرنگاران باید یه آن توجه کنند .

کامبیز جان بسیار ممنون که در مطلبت عنوان کردی که اینجا کارگاهی  برای آموزش است ...این نکته را خیلی ها فراموش کرده اند ..البته بعد از گذشت چندین ماه از راه اندازی زیگ زاگ به جاست که خیلی ها تعصب بخرج دهند .  ولی متأسفانه همچنان شاهد مطالبی هستیم که بجای خوش آمد گوییبه تازه واردها آنچنان جبهه گیری علیه آنها می شود که در باورشان اینگونه نقش می بنند که : آیا سند فلان ستون (قسمت ) به نام کسی خورده است ؟"

مطلب دیگر اینکه :

آیا به این توجه کرده ایم که دید تازه واردان به گونه ای است که از کلیشه ای بودن ها جدا هستند و این باعث خاص بودن مطلبشان می شود ..حال آنکه بسیاری از کارهایی که شده ( از جمله کارهای ورزشی درزیگ زاگ) به حدی خسته کننده هستند که کمتر کسی را جذب می کند....

در مورد طولانی بودن مطالب هم ..متاسفانه این در مورد مطالب منتقدانی که در این بحث شرکت کرده اند نیز صدق می کند ..

چند نكته
03/06/2007 12:59:56

اردشیر و تورج عزیز

از این که به سرعت پاسخ دادید، ممنونم.

اما راستش تعجب کردم! تورج عزیز به کنایه از طولانی بودن کامنت ها یاد کرده؛ در حالیکه اگر کامنت مرا بطور کامل و دقیق بخواند، خواهد دید که پیش از هر کسی، به طولانی بودن کامنتم اشاره کرده و از این بابت عذر خواهی کرده ام! در حقیقت، تنها علت طولانی شدن کامنت، آن بود که می خواستم از ایجاد سوء تفاهم جلوگیری کنم و به همین دلیل، موارد را خیلی مفصل نوشتم.

 

اما مورد دیگری که هم تورج و هم اردشیر در مورد کامنت من اشاره کرده اند هم جالب است: کجای کامنت من این معنا را می رساند که بخش اول مصاحبه را پسندیده ام و بخش دوم را نه؟ شاید اصلاً دقیقاً برعکس بوده باشد! اصولاً بحث من، پسندیدن با نپسندیدن بخشی از مصاحبه نبود. بحث من، بر سر عدم تجانس و سنخیت این دو بخش با یکدیگر بود و هست! اتفاقاً به نظر من، هر یک از دو بخش این مصاحبه، در نوع خود جذاب بودند؛ اما نه در کنار هم. فرض کنید شما به هر دو رنگ قهوه ای و فیروزه ای به شدت علاقمندید. اما اگر به صرف علاقه تان به این دو رنگ، آنها را در کنار هم قرار دهید (مثلاً شلوار قهوه ای و پیراهم فیروزه ای)، قطعاً نه تنها به ترکیب خوبی دست نخواهید یافت، بلکه نا خودآگاه، باعث زایل شدن زیبایی ذاتی هر یک از آن دو رنگ نیز خواهید شد!

 

اردشیر در مورد طولانی بودن مصاحبه، به نکته جالبی اشاره کرده و آن اینکه طولانی بودن یک مطلب جذاب، کمتر به چشم می آید و اصل بر جذابیت و کشش درونی مطلب است. این نکته، کاملاً درست است. اما اردشیر جان، هیچ نقالی (به عنوان کسی که از طریق شاهنامه خوانی روزگار می گذراند)، را یارای یک شبه و یک سره خواندن شاهنامه - به رغم تمام جذابیت هایش- نیست!

 

اردشیر عزیز! نمی دانم از کدام بخش کامنت من، برداشت کردی که قصد تخریب شخصیت و توهین داشته ام! اگر لطف کنی و بار دیگر کامنت مرا بخوانی، بعید می دانم همچنان بر سر این نظر باشی. با شناخت دورادوری که از شما دارم، اشارات عجیبی مانند "تنگ کردن جا" و امثالهم، حقیقتاً موجب شگفت زدگی ام شد!

 

در مورد بی ام دابلیو! هم، همانطور که در ابتدای کامنت اولم توضیح دادم، من از صحت و سقم آن ماجرا اطلاعی ندارم و در نتیجه، قضاوتی هم نکرده ام. اما شما از آن، به عنوان افترا یاد کرده اید! به روش مشابه، اگر شما بتوانید نمونه ای از برخورد تخریبی یا توهین آمیز من با سایر کاربران را نشان دهید، من با کمال میل، این بی. ام. دابلیو. را به خودتان باز خواهم گرداند :)

در هر حال، هدف، تنها انتقاد دوستانه و اعلام و تبادل نظر بود و بس. اما اگر شما چنین انتقادی را برنمی تابید، اصراری نیست. اگر هم احیاناً در کلامم، ناخواسته به شما بی احترامی ای کرده ام، صمیمانه عذر می خواهم. اما باز هم یادآوری می کنم که هدفم،‌ صرفاً یادگیری و تبادل نظرات و اندیشه ها بود و لا غیر.

 

از تورج خان هم بخاطر طولانی شدن این کامنت، عذر می خواهم :)

 

موفق باشید   

چند نكته
03/06/2007 13:28:38
کامبیز جان در کامنت شما چیزی به چشم نمی خورد که از آن توهین و افترا به من برداشت شود. فقط در یک جمله به توهین گیتی اشاره کرده اید و البته همانجا هم از لفظ "اگر" استفاده کرده اید. (یه چیزی تو مایه های «ما سه تا رو کجا می برید!») و گرنه در کامنت شما هیچ توهینی وجود ندارد، دست کم من که چنین چیزی را نمی بینم. فکر کردم مشخص باشد که روی صحبتم با چه کسی است، برای همین متمایز نکردم و انتظار نداشتم شما چنین فکری بکنید. پس BMW من مال خودم، مال شما هم برای خودتان!
در ضمن، قضاوتی هم نکردم که شما از کجای این مصاحبه خوشتان آمده. بهتر است یکبار دیگر کامنت قبلی من را بخوانید، برداشتتان از همه حرف های من اشتباه بوده!
چند نكته
03/06/2007 14:41:17
 

قبل از اينكه به ادامه ي بحث بپردازم از تمام دوستان خواهش مي كنم كه با لحن ملايم تري كامنت بذارن. چون فكر مي كنم با فضايي آرام تر بهتر بتوانيم به بحث ادامه دهيم.

1)اول در مورد اين موضوع كه دوستان آن را " تهمت " خوانده اند، توضيح مي دهم. دوستان، شما در كجاي مطلب من مي بينيد، كه به طور قطع گقته ام،‌اردشير اين مطلب را در دو جاي استفاده كرده است؟! من حرفم را در قالب سئوال مطرح كردم چون بي اين موضوع شك داشتم و حتي به وبلاگ اردشير هم اشاره كرده و همچنين گفتم كه براي من اين شبهه بوجود آمده كه نكند اين مطلب در دو جاي استفاده شده است و انتظار داشتم اردشير اين موضوع را براي من روشن كند نه اينكه با ديگر دوستانش من را به تهمت زدن متهم كند.

2) آقاي عاطف شما عنوان كرديد كه : " گو یا بلند بو دن مطالب  فقط بر ای مصاحبه بد است!! " در جواب شما بايد بگويم كه محيط وب با روزنامه فرق مي كند. براي روزنامه ها مي توان مطالب بلند نوشت و اما در وب اينگونه نيست و هر كس براي وب مي نويسد، بايد خلاصه نويسي را ياد بگيرد (‌ تا آنجايي كه ياد گرفته ام )‌ پس چه مصاحبه، چه گزارش،‌ چه يادداشت و .... بايد خلاصه باشد.

3) آقاي عاطف، حرف ما اين نيست كه قسمت تخصصي اش را پذيرفتيم و يا سئوال هاي شخصي اي كه از طالب لو پرسيده شده است. تا اونجايي كه من ياد گرفته ام بر طبق علم روزنامه نگاري،‌ مصاحبه شيوه هاي مختلفي دارد (‌  fun ،‌ چالشي،‌ تحليلي و ... )‌ و خب فكر مي كنم وقتي در مصاحبه اي سئوال هايي پرسيده شود كه هيچ ربطي بهم ندارند،‌ باعث اذيت شدن ذهن خواننده شود. به نظر من تكليف خواننده بايد مشخص شود كه با چه نوع مصاحبه اي طرف است.

4 ) اردشير تو گفتي كه از روش هرمي استفاده كرده اي و سئوال هاي مهم تر را اول آورده اي . اما اولين سئوال تو در مورد پنالتي گرفتن طالبلو است و در مورد اينكه آيا علي دايي ترسيد بزنه. و سپس به قضيه يونگ و فتح الله زاده پرداختي و دوباره برگشتي به سئوال هاي حاشيه اي و از بازيگر و مارك مورد علاقه اش پرسيدي. من فكر نمي كنم اين كار تو، روش هرمي باشد. لطفا در اين مورد بيشتر توضيح بده.

5 ) اردشير، تو گفتي كه تمام سعي ات را كردي با وحيد طالب لو مصاحبه كني و نه دروازه بان استقلال. مي شود بگويي چرا بيشتر سئوال هايت را از دروازه بان استقلال پرسيدي؟ به نظر من اگر مي خواستي محور اصلي مصاحبه ات، طالب لو باشد، مي توانستي سئوال هاي بهتري بپرسي كه  شخصيت طالب لو را روشن کند. مثلا اينكه چطور فصل پيش بعد از مرگ خواهرش تونست سريع به بازي ها برگرده؟ آخه مگه خواهرش فوت نكرده بود؟

6 ) اردشير از مسعود بهنود جمله اي آورده اي. اين را بدان اگر قرار است تعريف روزنامه نگار تنها این باشد،‌ كمتر كسي در جامعه ي مطبوعاتي باقي خواهند ماند. در همه جا عرف است كه خبرنگاران حوزه ي خاصي را تحت پوشش قرار مي دهند و من تا آنجايي كه مي دانم تو خبرنگار ورزشي هستي (‌ اگر اشتباه مي كنم بگو )‌. پس بايد از ديد يك ورزشي نويس، مصاحبه بگيري.

7 )‌ در مورد علي دايي هم هنوز معتقدم اين نوع سئوالات شايسته ي يك خبرنگار ( به معناي واقعي اش ) نيست.

پي نوشت : دوست نداشتم پاي مسائل حاشيه اي را به بحث جدي مان بكشم. اما متاسفانه از آنجايي كه دوستان كمي وارد حاشيه شده اند. پس به ناچار بايد نكته اي بگويم. مي گويند، قسمت ورزشي زيگزاگ خسته كننده است. من هم نمي گويم خيلي جذاب مي نويسيم اما در هيچ كدام از مطالب ورزشي ام به اين چنين كامنتي بر نخورده ام. اگر مي گوييد، خسته كننده مي نويسم،‌ لطفا دلايلش را بگوييد و راهنمايي مان كنيد.

من هم قبول دارم حضور افرادي جديد باعث تنوع مي شود. اما اين دليل نمي شود كه به كارشان انتقاد نكنيم.

نمي دانم چرا باید فکر کنم سند قسمت ورزشي به نام من است! باور كنيد نه تفكر حرفه اي سينا چنين اجازه اي را مي دهد و نه من آنقدر كار درستم كه سند به نامم بزنند.

از دوستان واقعا معذرت مي خواهم كه كامنتم طولاني شد.

چند نكته
03/06/2007 14:59:04
حرف بیشتری ندارم که به کامنت قبلی ام اضافه کنم. همه چیز واضحه و هر کسی می تونه قضاوت کنه که به کی تهمت زده شده و هر کامنتی به چه قصدی نوشته شده.
فقط یک نکته در مورد خود مصاحبه و فوت خواهر وحید طالب لو؛ من با وحید در مورد خواهرش هم صحبت کردم. اصلا بعد از اینکه راجع به پنالتی ها حرف زدیم این سوال را پرسیدم که "از چه تکنیکی برای آرام شدن و تمرکز برای گرفتن پنالتی استفاده می کنی؟!" اون هم جوابی داد که مرتبط به خواهرش بود و بغضش ترکید و حدود یک دقیقه گریه کرد. بعد هم گفت که راجع به خواهرم صحبت نکن واین قسمت رو هم ننویس اصلا! البته من سعی کردم که متقاعدش کنم این جواب می تونه خیلی جذاب باشه ولی کوتاه نیومد و من از نظر حرفه ای اجازه ندارم بگم که وحید چی گفت (با همه جذابیت هایی که داره!) در ضمن شما جای من بودید بعد از این اتفاق باز هم راجع به خواهرش سوال می کردید؟!
چند نكته
03/06/2007 16:34:23

اين كار تو بسيار خوب و منطبق با اخلاق روزنامه نگاري بوده است. اما من فقط به عنوان مثال، اين سئوال را مطرح كردم. در اصل حرف من اين بود كه اگر قصدت صحبت با وحيد طالب لو بود، چرا بيشتر سئوال هايت مربوط به دروازه بان استقلال بود؟

چند نكته
03/06/2007 19:55:49
 

اردشیر عزیز

مصاحبه‌ با طالب لو رو خوندم، نکات زیادی وجود داره که باید بهش اشاره کرد. من بدون استثنا با اولین کامنت بحث( کامنت گیتی) موافقم؛ با تمام نقدهایی که ایشون کردند.

البته چند خط اول رو شما، تهمت به حساب اوردی. باید بگم که تهمتی در کار نبوده به نظر من و یک بحث کاملن جدی پیش کشیده شده ، بحثی که به نظر من زیاد دوستانه به نظر نمی‌رسه و من پرهیز می‌کنم از عنوان کردن بحثی اینچنینی در یک مکان رسمی و در دید عموم و اونهم در زیر نوشته‌ی دوستم. من چند خط اول گیتی رو اینطور نقد می‌کنم؛ و جواب شما رو که تهمت خونده بودی این حرفا رو هم یک جواب کاملن جدی و غیر دوستانه تلقی می‌کنم. من ترجیح می‌دم در مواردی اینچنینی بحث رو به یک مکان خصوصی ببرم و اونجا به طور کاملن رو در رو ادامه بدم، مکانی مانند چت یا E-Mail.

من، عماد، شخصن ترجیح می‌دم که مصاحبه‌هایی این‌چنینی رو انجام ندم و به انجام مصاحبه های کوتاه بسنده ‌کنم و عقیده دارم که مصاحبه های طولانی ممکن هست در پایان به « گفت و گو» منجر بشه و حالت گپ زدن بوجود بیاره. اگه ناراحت نمی‌شی باید بگم که امان از صفحه‌های بزرگ مجلات و روزنامه ها!

پرسیدن سوالهایی مانند «فکر می کنی چرا دایی نزد؟ ترسید بزنه؟» واقعن چندان جالب نیست و تعجب کردم از دیدن چنین سوالهایی در بین سوالات اردشیر طیبی. پرسیدن سوال غیر تخصصی مانند «حالا که استقلال دو دروازه بان خوب داره بهتر نیست چرخشی بازی کنید؟» هم اگر مصاحبه‌کننده یک آدم فوتبالی باشه چندان جالب نیست. حالت چرخشی در هیج‌جای دنیا وجود نداره و اگه ینس لمان میاد و در سیستم چرخشی کلینزمن دروازه‌بان تیم ملی آلمان می‌شه، قیمتش از بین رفتن اولیور کان بهترین بازیکن یک دوره جام‌جهانی هست.

البته نکات مثبتی هم داشت مصاحبه که از اون می‌شه به «فکر نمی کنی انتخاب امیر قلعه نویی به عنوان سرمربی تیم ملی به ضررت تموم شد؟» اشاره کرد که خیلی خوب حرف رو می‌اندازی تو دهن طالب لو و اون هم به خوبی این حرفت رو قبول می‌کنه. سوال آخرت هم برای انتهای مصاحبه خیلی جالب بود.

ارشیر یادت باشه که همیشه احتیاج نیست ما یه سوال رو با شفافیت خاصی از مصاحبه کننده بپرسیم. شاید استفاده از سوال « آیا شما لباس چرکتون رو که برای شست و شو کنار گذاشتید رو دوباره می‌پوشید؟» به جای سوال« آیا شما شلخته و تنبل هستید؟» برای خواننده جذاب‌تر باشه و خواننده از خوندن سوالها هم لذت بیشتری ببره.

چند نكته
03/06/2007 20:56:32
ممنون عماد جان بابت وقتی که گذاشتی و نظراتی که دادی. در مورد مساله ای که در ابتدای بحث خانم عابدی مطرح کردند حرف دیگه ای ندارم و البته با نظر تو موافقم که باید چنین بحث هایی به صورت خصوصی مطرح بشه ولی وقتی جلوی چشم همه به من تهمت می زنند که شبهه دارند مطلب جای دیگه ای کار شده، من چاره ای ندارم جز اینکه همینجا جواب بدم! از همه هم خواهش می کنم این قسمت رو دیگه کش ندهید چون: "خوش بود گر محک تجربه آید به میان / تا سیه روی شود هر که در او غش باشد"

اما برسیم به انتقاد های تو، یه چیزی که خیلی خوشحالم کرد این بود که گفتی این مصاحبه به گفتگو بیشتر نزدیکِ تا مصاحبه! این واقعا تمام هدفم بود و البته معتقدم زیاد موفق نبودم و این بیشتر یک مصاحبه است تا یک گفتگو!
البته تو این مطلب رو به عنوان یک گزینه منفی نوشتی ولی من گفتگو رو یک نقطه مثبت و کاری بسیار سخت تر از مصاحبه می دونم. دکتر احمد توکلی در کتاب "مصاحبه خلاق" بخش بسیار جالب و آموزنده ای دارد با نام "گفتگو کنیم، نه مصاحبه!" مباحث بسیار جالبی در این بخش مطرح می شود که از حوصله بحث خارج است و شما را به خود کتاب ارجاع می دهم. ولی به طور خلاصه، در ابتدا تعریف مصاحبه و تمایز آن نسبت به گفتگو نوشته شده است. دکتر توکلی، استاد مصاحبه دانشکده خبر، می گوید:

"در مصاحبه، خبرنگار تعدادی سوال را برای مصاحبه شونده مطرح و پاسخ ان را دریافت می کند. این سوال ها در عین وحدت، دارای استقلال هستند، در بسیاری از مواقع سوال ها هیچ گونه پیوستگی با هم ندارند. در واقع، شکلی از یک مصاحبه کتبی هستند که در جریان آنريال خبرنگار تنها حضور فیزیکی دارد (اردشیر:یعنی بودن نبودن خبرنگار فرقی نمی کنه!) اما در گفتگو سوال ها در عین وحدت، پیوسته و مرتبط با یکدیگر هستند. به عبارتی گفتگو با مباحثه، یا مجادله و درگیری همراه است و گاهی نیز روی خط صمیمیت و تفاهم حرکت می کند. بر این اساس اصولا نخستین سوال بر مبنای مصاحبه پیش می رود اما بعد از آن می تواند به سمت گفتگو حرکت کند..."

سپس دکتر توکلی یک روش برای ارزشیابی مصاحبه پیشنهاد می کند:

"برای آنکه به مصاحبه خودمان، نمره بدهیم، لازم است سوال ها را بدون پاسخ کنار هم قرار دهیم. اگر به گونه ای بود که می توانستیم به صورت کتبی هم آنرا انجام دهیم (اردشیر: یعنی سوال ها رو فکس کنی برای طرف و اون هم جواب ها رو بنویسه و فکس کنه!) معلوم است که به جای گفتگو مصاحبه انجام شده است..."

در دو بخش اول مصاحبه که مربوط به استقلال و تیم ملی است، بنا به تعریف دکتر توکلی من یک گفتگو انجام داده ام. در قسمت پایانی که بیشتر سوال های خصوصی پرسیده شده، کار به من یک مصاحبه است (هرچند که در بخش هایی از ان هم به گفتگو نزدیک شده است)

در مورد سایر انتقاد هات، که فکر می کنم بسیار به جا باشه، بعدا در کامنتی جداگانه توضیح خواهم داد.
باز هم از وقتی که گذاشتی ممنونم
اردشیر
چند نكته
04/06/2007 05:04:04

اردشیر جان بزا یکم بگذره پوست کلفت میشی ، خصوصا اینکه تو این مجله ، دوستان عادت کردن ( علننا و یا حتی با تکذیب ) مالکیت مطالب و ستون ها رو به نام خودشون بزنن ، دمت خیلی گرمه ، من که اصلا مطلب ورزشی نمی خونم ( به طور کل ) و تا کنون مطالب ورزشی زیگزاگ رو ( به طور اخص ) خسته کننده می دیدم ، تا آخر این مطلب رو خوندم

راستی گیتی جان دلیل اینکه کسی در مطالب ورزشی پیشین ، کامنت انتقاد آمیزی نمی گذاشت ( بهتره از این به بعد به کامنت هایی از این دست بگیم کامنت کارگاهی ) این بود که فکر می کنم تعداد بیینده های مطالب ورزشی به دلیل نو پا بودن و جذاب نبودن ، چندان زیاد نبود و  میلی برای کامنت گذاری ایجاد نمی کرد ، مطلب اردشیر از این نظر هم بی نظیر بود ( غیر رسمی به این نتیجه رسیدم : مطلب بهتر = کامنت کارگاهی بیشتر) اینطور نیست ؟

 

مرز