قبل از اينكه به ادامه ي بحث بپردازم از تمام دوستان خواهش مي كنم كه با لحن ملايم تري كامنت بذارن. چون فكر مي كنم با فضايي آرام تر بهتر بتوانيم به بحث ادامه دهيم.
1)اول در مورد اين موضوع كه دوستان آن را " تهمت " خوانده اند، توضيح مي دهم. دوستان، شما در كجاي مطلب من مي بينيد، كه به طور قطع گقته ام،اردشير اين مطلب را در دو جاي استفاده كرده است؟! من حرفم را در قالب سئوال مطرح كردم چون بي اين موضوع شك داشتم و حتي به وبلاگ اردشير هم اشاره كرده و همچنين گفتم كه براي من اين شبهه بوجود آمده كه نكند اين مطلب در دو جاي استفاده شده است و انتظار داشتم اردشير اين موضوع را براي من روشن كند نه اينكه با ديگر دوستانش من را به تهمت زدن متهم كند.
2) آقاي عاطف شما عنوان كرديد كه : " گو یا بلند بو دن مطالب فقط بر ای مصاحبه بد است!! " در جواب شما بايد بگويم كه محيط وب با روزنامه فرق مي كند. براي روزنامه ها مي توان مطالب بلند نوشت و اما در وب اينگونه نيست و هر كس براي وب مي نويسد، بايد خلاصه نويسي را ياد بگيرد ( تا آنجايي كه ياد گرفته ام ) پس چه مصاحبه، چه گزارش، چه يادداشت و .... بايد خلاصه باشد.
3) آقاي عاطف، حرف ما اين نيست كه قسمت تخصصي اش را پذيرفتيم و يا سئوال هاي شخصي اي كه از طالب لو پرسيده شده است. تا اونجايي كه من ياد گرفته ام بر طبق علم روزنامه نگاري، مصاحبه شيوه هاي مختلفي دارد ( fun ، چالشي، تحليلي و ... ) و خب فكر مي كنم وقتي در مصاحبه اي سئوال هايي پرسيده شود كه هيچ ربطي بهم ندارند، باعث اذيت شدن ذهن خواننده شود. به نظر من تكليف خواننده بايد مشخص شود كه با چه نوع مصاحبه اي طرف است.
4 ) اردشير تو گفتي كه از روش هرمي استفاده كرده اي و سئوال هاي مهم تر را اول آورده اي . اما اولين سئوال تو در مورد پنالتي گرفتن طالبلو است و در مورد اينكه آيا علي دايي ترسيد بزنه. و سپس به قضيه يونگ و فتح الله زاده پرداختي و دوباره برگشتي به سئوال هاي حاشيه اي و از بازيگر و مارك مورد علاقه اش پرسيدي. من فكر نمي كنم اين كار تو، روش هرمي باشد. لطفا در اين مورد بيشتر توضيح بده.
5 ) اردشير، تو گفتي كه تمام سعي ات را كردي با وحيد طالب لو مصاحبه كني و نه دروازه بان استقلال. مي شود بگويي چرا بيشتر سئوال هايت را از دروازه بان استقلال پرسيدي؟ به نظر من اگر مي خواستي محور اصلي مصاحبه ات، طالب لو باشد، مي توانستي سئوال هاي بهتري بپرسي كه شخصيت طالب لو را روشن کند. مثلا اينكه چطور فصل پيش بعد از مرگ خواهرش تونست سريع به بازي ها برگرده؟ آخه مگه خواهرش فوت نكرده بود؟
6 ) اردشير از مسعود بهنود جمله اي آورده اي. اين را بدان اگر قرار است تعريف روزنامه نگار تنها این باشد، كمتر كسي در جامعه ي مطبوعاتي باقي خواهند ماند. در همه جا عرف است كه خبرنگاران حوزه ي خاصي را تحت پوشش قرار مي دهند و من تا آنجايي كه مي دانم تو خبرنگار ورزشي هستي ( اگر اشتباه مي كنم بگو ). پس بايد از ديد يك ورزشي نويس، مصاحبه بگيري.
7 ) در مورد علي دايي هم هنوز معتقدم اين نوع سئوالات شايسته ي يك خبرنگار ( به معناي واقعي اش ) نيست.
پي نوشت : دوست نداشتم پاي مسائل حاشيه اي را به بحث جدي مان بكشم. اما متاسفانه از آنجايي كه دوستان كمي وارد حاشيه شده اند. پس به ناچار بايد نكته اي بگويم. مي گويند، قسمت ورزشي زيگزاگ خسته كننده است. من هم نمي گويم خيلي جذاب مي نويسيم اما در هيچ كدام از مطالب ورزشي ام به اين چنين كامنتي بر نخورده ام. اگر مي گوييد، خسته كننده مي نويسم، لطفا دلايلش را بگوييد و راهنمايي مان كنيد.
من هم قبول دارم حضور افرادي جديد باعث تنوع مي شود. اما اين دليل نمي شود كه به كارشان انتقاد نكنيم.
نمي دانم چرا باید فکر کنم سند قسمت ورزشي به نام من است! باور كنيد نه تفكر حرفه اي سينا چنين اجازه اي را مي دهد و نه من آنقدر كار درستم كه سند به نامم بزنند.
از دوستان واقعا معذرت مي خواهم كه كامنتم طولاني شد.