من، منظور اصليام از چنين نكتهبينيهايي را در مورد سوم اظهارنظر قبليام توضيح دادهام.
پيش از اين، در اظهارنظر ديگري براي مطلب ديگري، به فقدان واژهنامههاي بسامدي ـ كه بر اساس اصول جامعهشناسي و روانشناسي زبان تهيه ميشوند ـ براي زبان فارسي اشاره كرده بودم.
اما در زبانهايي كه آنها را "بينالمللي" ميناميم، اين لغتنامههاي سالانه هستند كه ورود، حضور و يا خروج بسياري واژگان را براي استفاده نويسندگان، روزنامهنگاران، مترجمان و ديگر گرفتاران زبان(!) مشخص ميكنند.
در چنين وضعيتي، فرد نوعي كه در آن اظهارنظر توصيفش كردم، وقتي به مطلبي در يك رسانه به زبان فارسي برميخورد، اين امكان بايد برايش فراهم باشد كه از خصوصيات زباني بهكار رفته در متن پيشرويش الگوبرداري صحيح كند تا براي استفاده بعدي خودش بكار آيد.
"قلم" نويسنده، خصوصيتي فراتر از اين است كه فقط با واژگان خاص به چشم مخاطب بيايد. بهياد داشتهباشيم در اينترنت، مخاطب لزوماً كسي نيست كه هميشه به سايت ما سر ميزند و ما را ميشناسد.