امروز شنبه است .صبح زود بيدار شدم تا قبل از شروع برنامه پرسينگ در مترو خط ميرداماد از جنوب به شمال (!)بتوانم خودم را به مصلي برسانم.از ايستگاه طالقاني تا مصلي چند ايستگاه بيشتر نيست اما با ازدحام علاقمندان به كتاب(؟!) و تاخير زياد در ايستگاهها مسير طولاني تر از بار قبلي شد كه براي نمايشگاه پاييزه كيف و كفش و نوشت افزار به نمايشگاه مصلي رفته بوديم!
نماز در زبان عربي صلاه(با تلفظ ت به جاي ه )ناميده ميشود و منظور از مصلي محل گزاردن نماز است و مصلي تهران نيز به چنين منظوري ساخته شده اما از تعداد نمازهاي برگزار شده در آن اطلاعي ندارم .
از سوي ديگر پاك بودن و بقول اعراب طهارت شرط اول محل نماز است و معلوم نيست حكم طهارت مصلي با اين نمايشگاههاي جورواجور و حضور افراد خارجي و غيرمسلمان و... در اين مكان چه مي شود!
بگذريم.به هر جان كندني بود رسيديم.دستفروش ها كه زير چشمي اطراف را مي پاييدند و هراس از خودرو سدمعبر در چشمانشان هويدا بود با صداي بفرما... بفرما... به ما خير مقدم گفتندو وارد شديم آمار حاضران در محوطه نمايشگاه به هيچ وجه با آمار سرانه مطالعه در ايران همخواني ندارد . اگر آمار كتاب بين ها و كتاب خر هاي (منظور خريداران كتاب است.سؤتفاهم نشود)ما را به آمار كتاب خوان هايمان بيفزايند مطمئنا آمار بهتري خواهيم داشت. بچه هاي اهل كتاب تابلو هستند خرواري ميبرند و عده اي هم فقط كيف هاي تبليغاتي و بروشور جمع ميكنند.كنار يكي از ناشران قديمي و با انصاف چند لحظه اي توقف كردم و به احوالپرسي گذشت.دختر خانم بسيار بسيار متشخصي جلو آمد و خيلي متفكرانه پرسيد:ببخشيد كتاب املت داريد؟
اشتباه نكنيد كتاب آشپزي نمي خواست بلكه دنبال متن هملت فرستاده بودندش!!!!!!!!!!
نمايشگاه جمع ضدين است آنجا ميتواني محمود دولت آبادي را ببيني كه از كنار دختر جوياي املت مي گذردو...شايع شده نمايشگاه كتاب سال آينده به ترمينال جنوب منتقل شود تا بار ترافيكي كمتري داشته باشد! تا چه پيش آيد....................
راستي سي دي سيصد با زير نويس را هم روي پله هاي ورودي مترو مصلي ميتوانيد بخريد.مفت پانصد تومان! ويل دروانت جمله قشنگي داشت : هيچ تمدني از بين نخواهد رفت مگر آنكه از دورن ويران شود .
فرشيد