2008 اکتبر 7
نام کاربری: کلمه عبور:
چند نكته
29/04/2007 18:56:30
 

مي خواهم در مورد اين گزارش چند نكته بگويم:

1)‌ چه خوب مي شد نيما از پيستي كه مخصوص خانم ها در چيتگر است، هم حرف مي زد و توضيح كوتاهي در  موردش مي داد. علاوه بر اين، صحبت با افرادي كه براي كرايه دوچرخه آمده اند، جالب بود. به اين دليل، تا آنجايي كه ذهن من ياري مي كند، شرايط دوچرخه ها چندان مناسب نيست و مردم از اين موضوع گله دارند. و يه سئوالي هم كه مي شد از افرادي كه دوچرخه كرايه مي دهند، اين بود كه آيا مردم را بيمه مي كنند يا نه؟

2)من در ابتدا گمان كردم اين گزارش تنها مربوط به پيست دوچرخه سواري چيتگر است اما در پايان ديدم كه صحبتي از آلاچيق ها و آمدن خانواده براي گذراندن تعطيلات هم شده است. بنابراين چه بهتر بود، نيما از مركز آتش نشاني، پليس، اورژانس چيتگر هم مي نوشت. و اينكه اصولا اين مراكز به چه مواردي برخورد مي كنن. در ضمن مي توانست به اين نكته اشاره كند كه با توجه به وسعت زياد چيتگر، بايد وسايل نقليه در چيتگر گذاشته مي شد ( مثل اتوبوس هايي كه در (( بام تهران )) وجود دارد ). در ضمن در چيتگر ساختمان هاي زيبايي وجود دارد كه مخصوص نهاد خاصي ست و استفاده براي عموم آزاد نمي باشد.

3) چيتگر ابزار توصيفي، زياد دارد و به نظرم اگر نيما به توصيف فضا، بهاي بيشتري مي داد، گزارش جالب تر مي شد.

پي نوشت : نيما جان، اطلاعات من از چيتگر، مربوط به يك سال و نيم پيش مي شود. اگر تغييراتي رخ داده، لطفا ما را هم با خبر كن.

چند نكته
01/05/2007 09:13:33

"... خوب مي شد نيما از پيستي كه مخصوص خانم ها در چيتگر است، هم حرف مي زد و توضيح كوتاهي در  موردش مي داد. علاوه بر اين، صحبت با افرادي كه براي كرايه دوچرخه آمده اند، جالب بود..."

پاسخ : درباره ی پیست مخصوص خانم ها کاملا حق با توست. دست هایم را به  نشانه ی تسلیم بالا می برم! نمیدونم درسته که الان به گزارش چیزی بشود اضافه کرد یا نه، ولی شاید از مزایای یادداشت برداری در محل این است که آدم یادش نمی رود. کاری که من در این مورد انجام ندادم.

نمی دانم الان درست است که در متن تغییراتی داده بشه یا پاراگرافی به آن اضافه بشه.

".. در پايان ديدم كه صحبتي از آلاچيق ها و آمدن خانواده براي گذراندن تعطيلات هم شده است. بنابراين چه بهتر بود، نيما از مركز آتش نشاني، پليس، اورژانس چيتگر هم مي نوشت. و اينكه اصولا اين مراكز به چه مواردي برخورد مي كنن. در ضمن مي توانست...."

موافق نیستم. این مطلب، یک گزارش از "مکان" استاندارد نیست که لازم باشد به تمامی مسائل در آن پرداخته شود. این مطلب یک توضیح/پیشنهاد است برای یک لذت بردن بهاری از رکاب زنی، چه نیازی بود مثلا بنویسم که اگر آتش گرفتید، مرکز آتش نشانی نزدیک شماست ؟

"...چیتگر ابزار توصيفي، زياد دارد و به نظرم اگر نيما به توصيف فضا، بهاي بيشتري مي داد، گزارش جالب تر مي شد...."

میشه مثالی بزنی؟ مثلا نمی خواستم بنویسم درختان سر به فلک کشیده ی کاج و چنار، همچون قصه های مادرانمان در کودکی، ما را به دنیای دیگری می برد. چون اگر اینطوری می نوشتم، و کسی میرفت و این حس رو جستجو می کرد، یک فحش آبدار و ناموسی که مردم به هم مثل نقل و نبات می گویند، سریع او را از این فضا بیرون می آورد. ولی اگر بتونی یک مثال دیگر بزنی خوشحالم می کنی.

ممنونم

چند نكته
02/05/2007 19:51:35

نيما، باور كن منظور من از توصيف، " درختان سر به فلك كشيده" نبود. اما بريم سراغ مثال؛‌ همانطور كه خودت اشاره كردي، امروز رفتن به چيتگر با توجه به مترو (( صادقيه- كرج )) خيلي راحت شده. پس اگر از طريق مترو، راهي چيتگر بشوي، از سمتي وارد اين پارك مي شوي كه داراي چيزي سر در هلالي شكل است كه دو سرباز در كنار آن ايستاده اند و بعد از آن راه نسبتا طولاني را بايد طي كني تا به محوطه ي اصلي برسي. مي شد اين فضا را دروازه ي شهري به نام (( چيتگر )) فرض كرد و آن سربازان را نگهبانانش. و در ضمن، همانطور كه آن مسير جاده مانند را كه طي مي كني، كم كم از هياهيو شهر كاسته مي شود و جايي مي رسي كه ديگر هيچ صدايي نمي شنوي. به نظرم، اين خودش دست مايه اي مي توانست باشد براي توصيف آرامش چيتگر. و به نظر من چيتگر، يك شهري آرام و با هواي پاك است كه هيچ ربطي به محيط اطرافش ندارد.

در ضمن به نظرم جالب مي شد اگر در اول گزارش اشاره اي مي كردي به آن طرح ناكام كه از بلوار كشاورز تا امير آباد مسيري براي دوچرخه سواري درست كرده بودند كه امروز ديگر اثري از آن باقي نمانده است.

پي نوشت :  تاكيد مي كنم، اين، تنها نظر شخصي من است و هر كس، روشي خاص در نوشتن دارد.

چند نكته
04/05/2007 18:07:21
 بابا بیچاره اینهمه کوبیده رفته تا جاده کرج که یه گزارش بنویسه اینقدر اذیتش نکنید.
چند نكته
05/05/2007 13:41:12

گیتی جان، از توضیحاتت ممنونم. درباره ی تمثیلی که کردی  بگم که برام جالب بود. اگرچه فاصله ی در ورودی تا محل سفارش دوچرخه چندان زیاد نیست. چیتگر هم البته به نظر من بجز شب ها، معمولا فضایی شلوغ به حساب می آید و پر سر و صدا.
باید دید می خواهیم یک گزارش درباره ی دوچرخه سواری در تهران بنویسیم ؟ در آن صورت باید از پروژه ی دوچرخه سواری کارگر- بلوار کشاورز سخن گفته می شد، از قیمت دوچرخه ها در تهران، احتمال دزدیده شدن دوچرخه و نبود جاهایی برای پارک کردن دوچرخه، برای تشویق نشدن دانش آموزان به رفت و آمد با دوچرخه، مشکلات جغرافیایی تهران، شیب خیابان های آن، هوای آلوده ای که گاهی در کنارش دوچرخه سواری، می تواند مضر محسوب شود و امثال آن. اما اگر یک مطلب معرفی پاتوقی چیتگر بود، طبیعتا بسیاری از این موضوعات از متن خارج می شوند. توصیه ام این است که بتونیم با این دید و نگاهی که داری، گزارشی درباره ی دوچرخه سواری در تهران بخوانیم. چطوره؟ :-)