نمیشه گفت که زندگی کردن یعنی چی؟ وقتی که فکر میکنی و میبینی که بجز زندهمانی چیز دیگهای از رویای زندگی باقینمونده دلسردی شبهای ناپایان زمستانی بر قلب آدمی چیره میشود.
اگر یک روز میهمانی از فرنگستان درب خانهام را بزند و قرار باشد که فرهنگ، سبک و سیاق زندگی و در کل ایرانی بودن را برای او تعریف کنم، به گمانم، او از من ایرانیتر خواهد بود.
سالهاست که در این شهر دودگرفته زندگی را میگذرانیم و دریغ از جایی که در آن بشناسم. از شما ممنونم که محل تولدم را بعد از گذشت ربع قرن کمی بر من شناساندید!