2009 ژانويه 7
نام کاربری: کلمه عبور:
حق!
12/03/2007 05:46:59

به این پاراگراف دقت کنبم:

<اما نامه دوم به قلم محسن صفایی فراهانی، رییس كمیته انتقالی فدراسیون فوتبال بود و به گونه ای از حق این باشگاه ایرانی دفاع كرد.>

سئوال مهمی که اینجا بوجود می آید اینست: "کدام حق؟"

زمانی بحث "دفاع یا اعاده حق" موضوعیت پیدا می کند که حقی "تضییع" شده باشد.

در این مورد خاص، آیا حقیقتاً و بدور از تعصب ایرانی بودن، کنفدراسیون آسیایی "حق" استقلال و ایران را تضییع کرد؟ و یا مسئولین "ایرانی" باشگاه استقلال - و اصولاً مدیریت کلان ورزش ایران- با اهمال و سهل انگاری و سوء مدیریت، باعث رخ دادن این اتفاق شدند؟

اگر به عنوان مثال این اتفاق، بجای استقلال تهران برای الهلال عربستان افتاده بود و آنها پس از رایزنی های مشابه، تیمشان را به جام باز می گرداندند، آیا بازهم اسم اینکار را "دفاع از حق الهلال" می گذاشتیم؟ و یا بلافاصله مسئله را به نفوذ مالی و معنوی عربها در کنفدارسیون آسیا مرتبط می کردیم؟ شکی نیست که در چنین شرایطی، باشگاه استقلال، اولین تیمی بود که به کنفدراسیون آسیایی نامه نوشته و از این اقدام "فراقانونی"،‌ شکایت می کرد!

هرچند در سالهای دور، استقلال تیم محبوب من هم بود و حذف اینچنینی آن برایم ناخوشایند است؛ اما به جرات می گویم که از به نتیجه نرسیدن رایزنی های دیرهنگام مسئولین استقلال و فوتبال ایران، نه تنها ناراحت نیستم، بلکه بسیار هم خوشحالم. وقتی مدیریت ورزش ایران، با وجود ضعف های مشهود اظهر من الشمس، خود در مقام اصلاح خویش بر نمی آید، شاید - و تنها شاید - چنین شوک های بیرونی، باعث شود که این مدیران، از خواب غفلت بیدار شوند!

 

محرومیت بعدی که در انتظار فوتبال ایران است، مربوط به "حرفه ای شدن" باشگاه های ایران به معنای واقعی و مطابق با استانداردهای آسیاییست. موردی که همین چند روز پیش هم بار دیگر یادآوری شد و هشدار داده شد که ایران تنها تا سال 2009 برای عملی کردن این موضوع فرصت دارد. آیا با شرایط مدیریتی کنونی امیدی هست که تا قبل از آن تاریخ، مشکل حل شود؟ و یا بازهم سال 2009 فرا خواهد رسید و مسئولین ورزش ایران تازه به فکر گرفتن فرصت بیشتر خواهند افتاد؟ علاقه ای به "منفی بافی" ندارم؛ با این وجود، گزینه دوم را محتمل تر می دانم!