اگر هرمان ملويل در پايان رمان رمانتيکش، موبی ديک، نهنگ سفيد، هرگز نشانی رستورانی را در خيابان شهيد سپهبد قرنی تهران ننوشته، لابد به اين دليل بوده است که مدير اين رستوران قديمی هيچ علاقه ای به تبليغ برای کسب و کار خود ندارد!
او می گويد که رستوران موبی ديک، چهل ساله است. "ديگر همه مرا می شناسند و اين اصلا خوب نيست، به نام من رفته اند در نيويورک و واشينگتن و کاليفرنيا موبی ديک راه انداخته اند."
رستوران موبی ديک
- تعداد ميز: طبقه اول شش ميز، طبقه دوم 15 ميز
- گنجايش: حدود 100 نفر
- متوسط قيمت غذا: 3500 تومان
- پيشنهاد: مرغ تندوری با برنج
- نشانی: تهران، خيابان شهيد سپهبد قرنی، پايينتر از خيابان کريمخان زند
برای اثبات گزاره دوم ادعای او، بر روی اينترنت سندی نيافته ام اما گزاره اول، درباره قدمت اين رستوران را نسل پيشين تهرانی ها تاييد می کنند؛ کسانی که خاطره های جوانی بسياری از آنها، حجت را برای اثبات چهل سالگی اين رستوران بزرگ تمام می کند.
موبی ديک نه يک رستوران شيک و پيک است، و نه يک محل نشستن و گپ زدن، بيشتر به نهارخوری ادارات می ماند با اين تفاوت که غذايش کيفيت به مراتب بهتری دارد.
اين رستوران، يک سلف سرويس قديمی است که اصلا مثل بوفه های بازی مانند سارای ميرداماد و جردن و اردک آبی تجريش، شيک و پيک نيست و شما موظفيد پس از ورود، ته صفی بايستيد که از کنار پيشخوانی طولانی می گذرد و به صندوق حساب می رسد.
صف طولانی سينی های پلاستيکی
ضيافت، در ابتدا با برداشتن سينی پلاستيکی، قاشق و چنگال آغاز شده و با سالاد، ماست ساده و ماست و خيار ادامه پيدا می کند و سپس وارد مرحله انتخاب غذا می شويد.
يک گارسون آن سوی پيشخوان منتظر است که شما غذايتان را از روی فهرستی که بر روی وايت برد نوشته شده انتخاب کنيد تا او برايتان ترتيب پذيرايی اش را بدهد.
با انتخاب دسر که شامل کرم کارامل، ژله و امثال آن است و برداشتن نوشيدنی مورد علاقه تان، به کنار صندوق رفته و پول سينی تان را حساب می کنيد.
اگر مجرد باشيد، در طبقه اول می نشينيد و در غير اين صورت، طبقه ی دوم چندين گارسون منتظر شما هستند.
کباب های موبی ديک را در آشپزخانه ای که بی شباهت به آکواريوم نيست طبخ می کنند. انگار که قصد داشته باشند مثل فروشندگان ماهی قزل آلا، "نهنگ سفيد" را تا آخرين لحظه نه در اقيانوس که در آکواريوم زنده نگاه دارند.
اين آشپزخانه در کنار ورودی رستوران قرار دارد و از خيابان هم به راحتی ديده می شود. دو يا سه آشپز با لباس های سفيد، هميشه در حالی که افراد ته صف، به آن ها چشم دوخته اند، مشغول کار هستند.
"سوسول"های کالج و کارمندان دولت
موبی ديک، فضای بزرگی دارد که نزديک به صد نفر را در خود جای می دهد. فقط ظهر ها باز است و به همين خاطر، خيلی از مشتری های آن را کارمندانی تشکيل می دهند که دم دمای ظهر، از شرکت و اداره بيرون زده اند تا هم هوايی تازه کنند و هم نهار خوبی بخورند.
البته به نظر می رسد که پيش تر ها، علاوه بر کارمندان اداره ها و رهگذران، طيف وسيعی از دانش آموزان مدرسه ی کالج (البرز) هم به موبی ديک می رفته اند. چرا که در خاطرات خيلی از آن ها می توان چنين اشاراتی را يافت.

گذر اين خاطرات حتی به شبکه نوپای اينترنت هم افتاده است؛ نويسنده وبلاگ بياييد دنيای بهتری بسازيم، روزی را به ياد می آورد که از مدرسه جيم می شده تا به موبی ديک برود، اما در ميانه راه، دکتر مجتهدی (مدير محبوب و تاثير گذار البرز) سر میرسد.
نويسنده اين وبلاگ، گفتگوی خود با مدير مدرسه را چنين بازگو می کند:
"می پرسد: بچههای من کجا؟ میگوييم ناهار. می پرسد چرا رستوران مدرسه نه؟ يک لحظه به فکرمان میرسد پول کافی نداريم. هرگز فراموش نمیکنم، دو اسکناس پنج تومانی از جيبش در میآورد و به ما میدهد که سه نفر هستيم. میگويد پسران من، غذای مدرسه سالمتر است. هرگز به رويمان نمیآورد که غذای سلف سرويس مدرسه دو تومان است و غذای بيرون کمتر از دو سه تومان نمیشود، چطور برای آن پول داريم و برای اين نه."
نويسنده ی اين وبلاگ البته در پست های بعدی، واکنش يکی ديگر از هم دوره ای های خود را منعکس می کند که ظاهرا بر اين باور بوده است که تنها "سوسول های مدرسه البرز" به آن جا می رفته اند.
اگر از خوردن غذای نيمه تند لذت می بريد، پيشنهاد ستون پاتوق به شما، مرغ تندوری، شبه جوجه کبابی بدون استخوان به همراه برنج ادويه دار و گوجه فرنگی است.
در موبی ديک اما، از چای خبری نيست، اگر حوصله ی کمی پياده روی داريد ، به راحتی می توانيد قهوه خانه يا کافه هايی را در اين حوالی پيدا کنيد تا عيش شما کامل شود.