
«گالری گلستان» در محله ی قدیمی «دروس» تهران درنیمه ی دوم سال ۱۳۶۷ با نمایش آثار «سهراب سپهری» که متعلق به مجموعه ی خصوصی خانواده «گلستان» بود کار خود را آغاز کرد و بعد از حل مشکلات مجوز «وزارت ارشاد» که در نمایشگاه دوم پیش آمد، با تلاش، اقتدار و مثبت اندیشی لیلی گلستان تا به امروز به عنوان یکی از موفق ترین گالری های تهران به کار خود ادامه داده است.
امسال «گالری گلستان»، ۱۱ تا ۱۴ مرداد ماه، بار دیگر نمایشگاه بزرگ آثار نقاشی، خط نقاشی و مجسمه را با عنوان «۱۰۰ اثر، ۱۰۰ هنرمند» برگزار کرد.
«لیلی گلستان» مدیر «گالری گلستان» پانزده سال پیاپی است که این نمایشگاه را در اواخر تابستان با حضور هنرمندان سرشناس ایرانی در کنار جوان ها و تازه کارهای هنرهای تجسمی برگزار می کند. این نمایشگاه از لحاظ فروش، یکی از موفق ترین نمایشگاه های ایران است.
شرکت ۱۶۰ هنرمند در نمایشگاه امسال از استقبال بی سابقه ای خبر می دهد و آثار هنرمندانی چون «سهراب سپهری»، «اردشیر» و «بهمن محصص»، «ژازه تباتبایی»، «محمد احصایی»، «رضا مافی»، «ابوالقاسم سعیدی»، «فرشید مثقالی»، «مهدی سحابی»، «شهره مهران» و «بیتا فیاضی» در کنار آثار دیگر هنرمندان بر روی دیوار می روند تا نمایشگاه معتبری را رقم بزنند.
در روز افتتاحیه، گالری گلستان میزبان جمعیت زیادی از علاقه مندان و خریداران آثار هنری است. تمام دیوارهای گالری از کف تا سقف با تابلوها پوشیده شده اند و هیچ جای خالی وجود ندارد. چند مجسمه را روی سکوی وسیع گوشه ی گالری چیده اند و بقیه ی آن ها در گوشه های دیگر، روی سکوها و در کنار تابلوها پراکنده اند. کار جوان ها در کنار کار هنرمندان بزرگ ایران بدون تقسیم بندی خاصی چیده شده است.
به گفته ی لیلی گلستان: «این نمایشگاه را می شود به نوعی کارنامه ی یک ساله برای هنرهای تجسمی ایران به حساب آورد و به هنرمندان جوان این امکان را می دهد که آثارشان را در کنار کار اساتید و هنرمندان مشهور برای فروش به نمایش بگذارند. شیوه ی کار ما برای نمایش آثار در این نمایشگاه به این صورت است که یک اثر از هر هنرمند را روی دیوار می گذاریم و اگر فروش رفت اثر دیگری از همان هنرمند را جایگزین می کنیم. بنابراین نمایشگاه به دلیل فروش فوق العاده ای که دارد هر دو سه روز یکبار چهره ی تازه ای پیدا می کند و در این یک ماه تماشاچیان می توانند هفت، هشت نمایشگاه متفاوت را ببینند.»
نمایشگاه «۱۰۰ اثر، ۱۰۰ هنرمند» فراخوان منتشر نمی کند و هنرمندان، که امروز دیگر به خوبی با این برنامه ی هرساله آشنا هستند، خود در هفته ی اول تیرماه با گالری تماس می گیرند و اگر کارشان انتخاب شد در نمایشگاه شرکت می کنند.
آثار هنری این نمایشگاه از سبک ها، تکنیک ها و قیمت های بسیار متنوعی برخوردارند. نکته جالب دیگری که در این نمایشگاه دیده می شود ، علاقه مردم عادی جامعه برای خرید آثار هنری است که طی چند سال گذشته و به رغم فشارهای اقتصادی افزایش قابل توجهی یافته است.
«امروز دیگر فقط مجموعه دارها خریدار نیستند و مردم از قشرهای مختلف به صورت بی سابقه ای خرید می کنند. آن ها متوجه شده اند که خرید آثار هنری نوعی سرمایه گذاری و پس انداز است که به بخش فرهنگی هم سود می رساند. خیلی ها از من خواسته اند که چند روز قبل از افتتاحیه برای خرید بیایند و تا پیش از روز افتتاحیه حدود ۳۵ اثر فروش رفته است.»
خانم گلستان معتقد است که این نمایشگاه نسبت به سال های گذشته کیفیت بهتری پیدا کرده و دلیل آن را سختگیری بیشترش در انتخاب آثار امسال می داند. وی در این باره می گوید: «در نمایشگاه های گذشته پیش می آمد که جوان ها کارهایی بیاورند که کیفیت بالایی نداشت و باب طبع من هم نبود ولی برای حمایت و تشویق آن ها سعی می کردم کارها را برای نمایشگاه بپذیرم. طی چند سال متوجه شدم که این امر باعث افت کیفیت نمایشگاه می شود. امسال سختگیری بیشتری کردم و با این که باعث رنجش بعضی از هنرمندان شد اما کارهایی با کیفیت متوسط را هم نمایش ندادم. در نتیجه امسال همه ی آثار به نمایش در آمده قوی هستند و هر یک به تنهایی قابلیت این را دارند که در یک نمایشگاه انفرادی دیده شوند.»
در چند سال گذشته با توجه بازارهای جهانی به هنر معاصر ایران، قیمت آثار ایرانی رشد قابل توجهی داشته است و این مساله قیمت آثار را در داخل کشور نیز تحت تاثیر قرار داده که در این نمایشگاه هم کاملاً مشهود است. آثار این نمایشگاه از حداقل صد هزار تومان تا شصت میلیون تومان قیمت گذاری شده اند. تابلویی از سهراب سپهری با قیمت شصت میلیون تومان و دو تابلو از بهمن محصص و محمد احصایی با قیمت پنجاه میلیون تومان گران ترین آثار این نمایشگاه هستند.
گلستان در این باره می گوید: «در سه سال گذشته که حراج هایی در لندن و دوبی برگزار شد، قیمت آثار هنری خیلی بالا رفته ولی اتفاق خوب این است که علی رغم این رشد قیمت، خریدارها هنوز مشتاق خرید هستند. من فکر می کنم که نقاش های قدیمی ما تازه به حق شان رسیده اند و تا قبل از این، کارهای شان با قیمت بسیار پایین تری نسبت به ارزش واقعی اثر فروخته می شد. خیلی از جوان ها هم می خواهند تحت تاثیر این جو، قیمت کارشان را بالا ببرند ولی یکی از اهداف گالری گلستان این است که قیمت کار جوان ها بی منطق افزایش نیابد و من به عنوان گالری دار تشخیص می دهم که چه زمانی و کار چه کسی باید رشد قیمت داشته باشد. اگر به من اعتماد کنند و قیمت ها را با نظر من پله پله بالا ببرند، روال درست تری را طی می کنند تا این که تحت تاثیر جریان بازار هنر روی کارشان قیمت های بی منطق بگذارند. در این نمایشگاه سعی کردم هیچ قیمتی بالاتر از ارزش واقعی اثر نباشد و از همه خواهش کردم که قیمت های بی دلیل و اساس پیشنهاد نکنند چون در آن صورت متاسف می شدم که نمی توانستم با ایشان همکاری کنم.»

بیشتر درآمدی که هنرمندان ایرانی از فروش آثار هنری دارند مربوط می شود به بازارها، حراج ها و دلالان هنری خارج از کشور. سلیقه بازار جهانی هنر نیز بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارد و در مواردی با آنچه هنرمندان و منتقدان ایرانی به عنوان ارزش می شناسند متفاوت است. اما در این میان بسیاری از هنرمندان، گالری دارها و مدیران هنری با پیوستن به جریان بازار جهانی و پذیرفتن سلیقه ی رایج غربی، درعمل تاثیر آن را بر جامعه هنری ایران و به خصوص جوان ها و تازه کارها بیشتر کرده اند. گرچه به عقیده ی گروهی از نظریه پردازان، هنرمند امروز ناگزیر به عبور از این تکرارها و کلیشه ها و پا گذاشتن به مسیر «جهانی شدن هنر» است.
نظر لیلی گلستان را به عنوان گالری دار در این باره جویا شدم: «ما هم کم کم داریم روی سلیقه ی بازار جهانی تاثیر می گذاریم و این تاثیرات متقابل به عقیده ی من سازنده است. خارجی ها سلیقه ی خود را برای انتخاب و تحلیل آثار هنری ایران استفاده می کنند و به طور متقابل ما هم سلیقه ی خود را به آن ها نشان می دهیم و در نتیجه ی این تبادل به نقطه ای می رسیم که سلیقه ی امروز هنر ایران را می سازد.»
در غیاب بخش های دولتی برای پشتیبانی از هنرمندان در زمینه ی خرید آثار هنری به نظر می رسد مجموعه دارها، افراد حقیقی و شرکت های خصوصی، به تنهایی توانسته اند این نقش را به عهده بگیرند.
خانم گلستان در پاسخ به این سوال که آیا تلاشی برای فروش آثار به بخش های دولتی می کنند، توضیح داد: «ما ترجیح می دهیم کارها را به دولت نفروشیم چون همیشه تخفیف های ناعادلانه ای را به ما تحمیل کرده اند و در چندین مورد شاهد بودیم که بعد از خرید، شاید به دلیل کمبود بودجه، اعلام کردند که قادر به پرداخت هزینه ی آثار نیستند و عاقبت هم کارها را پس فرستادند. در نمایشگاه "هفت نگاه" سال گذشته، "موزه هنرهای معاصر تهران" هفتاد میلیون تومان از ما خرید کرد و متاسفانه در آخر همه ی کارها را پس داد و باعث شد کارها از بازار خارج شده و فروخته نشوند و این مساله لطمه سنگینی به نمایشگاه زد. همین طور این اتفاق چند سال پیش در "اکسپوی تهران" با عدم همکاری بانک ها و چند موسسه ی دولتی دیگر تکرار شد. در نتیجه ما ترجیح می دهیم با بخش خصوصی همکاری کنیم چون بدون دردسر و درگیری کارها انجام می شود. در حال حاضر افراد عادی و شرکت های خصوصی احتیاج ما را به دولت در مورد خرید آثار برطرف کرده اند.»