2009 ژانويه 7
نام کاربری: کلمه عبور:
درست مانند آموزه «خدا مرده است» نیچه که آغازگر واپسین دوران مدرنیسم بود، این روزها برخی از پیشتازان روزنامه نگاری اینترنتی هم شعار «سردبیر مرده است» را به نشانه دوران تازه ای در روزنامه نگاری سر داده اند. آن ها چنان که در یادداشت تازه «جف جارویس» آمده است، می گویند بسیاری از آنچه پیش از این در ضرورت وجود سردبیران و ویراستاران گفته می شد مانند معنی بخشی به اخبار و مطالب و بازبینی دستوری و بر طرف کردن اشتباه ها و از همه مهم تر قضاوت درباره اخبار و ارزیابی آن ها و دست آخر جا دادن آن ها در صفحه و طراحی کیفیت روی جلد یا صفحه اول، در دوران جدید و در عصر روزنامه نگاری شبکه ای موضوعیت خود را از دست داده است.

جف جارویس 
جف جارویس
آن ها می گویند روزنامه نگاری حوزه ای یا منطقه ای که گزارش حوزه یا منطقه خود را می دهد آغازگر فرایند گزارشگری ای است که خوانندگان، ویراستاران هستند. جای خالی اطلاعاتی که در دوران اقتصاد کمیابی رسانه ای باید سردبیران یا ویراستاران برای فهم بهتر مطلب در اختیار خواننده می گذاشتند، در دوران اقتصاد فراوانی رسانه ای با لینک هایی پر می شود که اطلاعات را پیوسته بازیابی می کند و در این شرایط نیازی نیست سردبیران و ویراستاران در رابطه میان روزنامه نگاران و خوانندگان و منابع مداخله کنند. البته جارویس کارکرد تازه ای را برای سردبیران مشخص می کند که همانا پیداکردن لینک هایی برای کمک به خواننده و پیدا کردن بهترین مفسر یا مثلاْ عکس و عکاس خبری است.

از این دیدگاه، سردبیر بیشتر به عنوان یک هماهنگ کننده گروه کاری مطرح می شود که بیش از این که یک کارکرد روزنامه نگارانه باشد یک کارکرد مدیریتی است. او این کارکرد تازه را یک سهم لوکس یا تشریفاتی قایل شدن برای سردبیران می داند.

دیدگاه دیگری هست که با احتیاط بیشتر از دگردیسی کارکرد سردبیر در دوران جدید سخن می گوید. «همایون خیری» که یک روزنامه نگار آزادنویس است -و پژوهشگر در زمینه روزنامه نگاری علمی– یکی از کسانی است که در برابر پرسش من درباره کارکرد سردبیران در دنیای جدید روزنامه نگاری می گوید: «سردبیر باید سیستم رسانه را به روز نگه دارد و هدفش تامین حمایت های لازم از رسانه باشد. حمایت هایی که هدف های کارفرما و تامین مالی را دربر می گیرد و رسانه را در رقابت رسانه ای قدرتمندتر از پیش به پیش ببرد. سردبیر همچنین کار سیاستگذاری رسانه یا مراقبت از سیاست کاری رسانه را بر عهده دارد و البته دیگر نقش مصحح و برادر بزرگ تر را ندارد و در جهانی که هنوز دولت های مستبد و نظام هایی که همه امور را دولتی اداره می کنند نقش حفظ حمایت دولت یا ساکت نگه داشتن آن هم به کارکردهای سردبیر افزوده می شود.»

من البته با این نگاه همایون خیری موافقم اما به نظر می رسد آن چه او به آن اشاره می کند بیش از آن که روزنامه نگاری باشد مدیریت رسانه –البته متکی بر دانش روزنامه نگاری- است.

برخلاف گذشته که ویراستاران وظیفه به روز نگاه داشتن خلاقیت حرفه ای و تفسیر روز و پاسداری از اصول حاکم بر خشنودی مخاطب را بر عهده داشتند، اینک این وظیفه به گروه روزنامه نگاران سپرده شده است و از آن بیشتر به فرایند مشارکت مخاطبان. در این نگاه ویراستاران -چنان که اکنون در آمریکا و انگلستان در حال رخ دادن است- نخستین قربانی هستند و سردبیران همچنان زنده می مانند اما در یک زندگی تازه که به هرحال با کارکرد سنتی آن ها متفاوت است.

 Journalism book
شاید تفاوتی که به آن اشاره می کنم برای گروهی که در سال های اخیر و در روزگار فراگیری تلویزیون های ای ماهواره ای و اینترنت به روزنامه نگاری پرداخته اند روشن نباشد.

برای دیدن نمونه ای از درک سنتی ازکارکرد ویراستاران در سنت روزنامه نگاری دیدن مقاله «مارتین گیبسون» با سرنوشته «ویژگی های ویراستاران خوب» که «محسن تقوی» آن را ترجمه کرده و در کتاب تازه دفتر مطالعات رسانه ای به چاپ رسیده است شاید گویا باشد.

در این مقاله توصیه هایی از این دست فراوان می بینیم که «حک و اصلاح نهایی مطلب به اقتضای ذوق و علاقه خواننده و جمع بندی آن با یک تیتر کوتاه و رسا –که اگر بخت یار باشد خواننده را نه فقط مطلع بلکه خشنود نیز می کند– در حیطه کار ویراستار است».

چنان که می بینیم در این توصیه ویراستار خوب هم قیم روزنامه نگار است وهم قیم خواننده. به طور کلی کتابی که به آن اشاره کردم نمونه بسیار خوبی است برای درک تغییرات تدریجی که به طور کلی روزنامه نگاری را حتی نسبت به کمتر از ۲۰ سال پیش متحول کرده است.

این کتاب در برگیرنده ترجمه هایی از مقالات خارجی در سال های آغاز دهه ۸۰ میلادی و مقالاتی از روزنامه نگاران خوب ایرانی است که در سال های ۷۰ تا ۷۱ خورشیدی نوشته شده است و افزون بر بخشی از اطلاعات پایه درباره روزنامه نگاری حرفه ای –نامی که بر کتاب نهاده شده است – به خوبی حال و هوای روزنامه نگاری در آن دوران را نشان می دهد.