2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:

می گويند کافه ای که اجاره ای باشد محکوم به شکست است؛ نمی توانی برای دکور آن خرج کنی تا محيطی جذاب بسازی و مشتری جلب کنی، اگر هم از تو استقبال شد، صاحب ملک، به سرعت قيمت اجاره را دو چندان می کند که مجبور می شوی به جايی ديگر کوچ کنی و کسی ديگر از اعتبار کار تو در محل پيشين استفاده کند.

اين ذهنيت درباره ی امنيت شغلی کافه چی ها و اضافه بر آن ، هدف بحث برانگيز «کافه تيتر» برای گرد هم آوردن روزنامه نگاران، ما را به پيشبينی اميدوار کننده ای نمی رساند. 

هنوز يک ماه از پيچيدن خبر تعطيلی اش  به دستور مقامات انتظامی در سطح شهر نگذشته است (گرچه تنها ۲۴ ساعت بعد، در های کافه تيتر دوباره بر روی پاتوق نشينانش باز شد) اما خيلی ها فکر می کنند اين کافه همچنان تعطيل مانده است.

کافه تيتر

  • تعداد ميز: 10
  • گنجايش: 20 نفر
  • ساعت کار: 11 صبح تا 10 شب (جمعه ها تعطيل است) 
  • پيشنهاد: دم نوش های گياهی
  • نشانی: خيابان انقلاب- بين خيابان فلسطين و چهار راه ولی عصر- خيابان برادران مظفر (صبای جنوبی)- ساختمان علاءالدين- شماره ۱۳- کافه تيتر

علاوه بر اين، کافه تيتر اين روزها به موعد قرارداد اجاره ای اش نزديک شده است، به همين خاطر نمی توان پيشبينی خاصی برای ادامه ی کار آن داشت ولی اگر اوضاع بر همين منوال پيش برود و تحليل هايی که انتظار تعطيلی آن را می کشند غلط از آب در آيد، می توان شاهد بود که سالی پر جنب و جوش تر از نخستين سال فعاليتش را تجربه کند.

بهنام قلی پور و بيتا صالحی ، يک زوج روزنامه نگار هستند که نيمه اسفند سال گذشته، درست در روز درختکاری، نهالی به نام کافه تيتر  را در يکی    از خيابان های اطراف تئاتر شهر تهران کاشتند که امروزه، ميعادگاه روزنامه نگاران و ديگر افراد علاقه مند به مطالعه است.

در لوگوی کافه، دو خط موربی که کلمه «تيتر» روی آن نشسته است، شايد برای اغلب عابران و حتی برخی مشتريان معنايی نداشته باشد، اما برای مطبوعاتی ها و ويراستاران، يادآور علامتی است که در دستنوشته ها برای مشخص کردن تيتر مطلب به کار می برند.

«تيتر»برو های حرفه ای، اکثرا افراد شاغل در مطبوعاتند، يعنی انگار مديران کافه، با انتخاب نام و رفتار خود، مخاطبی اين چنينی را نشانه رفته اند. آدم هايی که قبل از اين کافه نشين نبوده اند در اين محل فراوانند.

آنچه محمد آقازاده، روزنامه نگار درباره «تيتر» در وبلاگ شخصی اش نوشته است،شاهد اين مدعاست : «در عمرم کافه نشين نبوده ام. نه قهوه خورم و نه سيگاردود می کنم تا به حلقه های دودش خيره شوم. نمی دانم چرا هرگز رفتارهای روشنفکرانه مرا جذب نمی کند. "کافه تيتر" روشنفکرانه نبود. جايی برای دوستی های کوچک و حرفهای مختصر. جايی کوچک با يک فضای محدود. ولی نمی دانم چرا حالم هر وقت آنجا می رفتم خوب می شد.»

 

فرهاد آئيش و مائده طهماسبی
 فرهاد آئيش (کارگردان) و همسرش، مائده طهماسبی (بازيگر) در کافه تيتر 

از همين روست که کافه نشين های اين جا، چندان هم به طعم نوشيدنی خود اهميت نمی دهند، از اين که آب معدنی دماوند را با همان شکلی که در سوپرمارکت می خرند، بر روی ميزشان در کنار يک ليوان ببينند دلخور نشده و بی اعتنا، يکی از روزنامه های روز را برای مطالعه بر می دارند. 

اما اگر به «کافه تيتر» می رويد، پيشنهاد ستون پاتوق، يکی از دم نوش های مختلف بهار نارنج، گل گاو زبان يا چای نعناع، در کنار سه چهار نفر از دوستان در ميز سمت راستی، کنار پنجره رو به خيابان مظفری است.

فرقی نمی کند چه روزی به کافه می رويد، پيش از آن بهتر است سری به وبلاگ کافه بزنيد، چون احتمال دارد برنامه ای مثل نمايشنامه خوانی، داستان خوانی و يا حتی ديدار با هنرمندی مشهور بر قرار باشد.

ميهمانان کافه از هر طيف و گروهی هستند؛ از دکتر کاظم معتمدنژاد، «پدر روزنامه نگاری نوين ايران»، تا فرهاد آييش ، کارگردان تئاتر، از آيدين آغداشلو، نقاش سرشناس تا مسعود ده نمکی، مدير مسئول مجله های راديکال مشهوری چون جبهه و شلمچه که اين روز ها منتظر نمايش نخستين فيلم داستانی خود «اخراجی ها» در جشنواره فيلم فجر است.

اگر احيانا خبر خيلی عجيب و غريب  و تازه ای از فعاليت های اين کافه نشنيده ايد و فکر می کنيد مديرانش از حس و حال افتاده اند و قهوه هايش سرد شده، می گويم که در اشتباهيد، از ما نشنيده بگيريد اما در سالگرد تاسيس کافه، خبر يکی دو برنامه تازه، خلاقانه و جالب، شما را شگفت زده می کند.