2008 سپتامبر 7
نام کاربری: کلمه عبور:
Photo By Negar Talapour

«مهدیه» ۲۷ ساله ساکن روستای «بلورد» دراستان «کرمان»، عاشق قالی بافی است. او از این که ادامه تحصیل نداده و نشستن پشت دار را انتخاب کرده ناراحت نیست و حالا خود را یک بافنده موفق می داند. بافنده ای که کاری سخت را هر روز انجام می دهد اما سختی اش را حس نمی کند.

بافنده ای که می گوید وقتی یک طرح را شروع می کند حس می کند زندگیش با آن طرح شروع شده و با پایانش تکامل یافته است.

مهدیه که انگشتان دستش براثر بافتن زمخت و زخم است، می گوید: «من قالی هایم را زیبا می بافم. در آن ها از زیباترین رنگ ها استفاده می کنم و این قدر محو کارم هستم که خودم را در طرحم حس می کنم  و وقتی که بافته می شوند، دوست ندارم آن ها را بفروشم و بعضی از آن ها را برای خودم نگه می دارم.»

البته مهدیه تنها یکی از صدها قالی بافی است که در استان کرمان، هر روز با طلوع خورشید پشت دار قالی می نشینند، نخ ها را گره می زنند، نقش ها و طرح ها را روی دار پیاده می کنند و تارها را به پود ها می بافند تا قالی کرمان شکل بگیرد.

کیفیت و شهرت قالی کرمان به خاطر خوب بودن طرح، رنگ، نوع گره و پشمی بودن تار و پودش است. بافندگان این قالی ها نخ ها را با برگ درخت «گردو»، «روناس»، «بید» و گیاهان دیگر رنگ می کنند.

در استان کرمان، سالانه ۱۵۰ هزار متر مربع فرش تولید می شود که از این بین ۴۰ هزارمترش کار مهدیه و دیگر کسانی است که در روستا ها قالی می بافند.

دار قالی مهدیه زیر چادری درگوشه حیاط خاکی پر از درختان انار، زرد آلو، انگور و گل های زیبا جای گرفته و او می گوید که بعضی وقت ها از این درخت ها «الهام» می گیرد و در نقش هایش از آن ها استفاده می کند.

او می گوید: «من به قالی به چشم یک هنر ناب نگاه می کنم و با اینکه وضع مالی خوبی نداریم،  درآمد قالی برایم خیلی مهم نیست و قالی را به خاطر خودش و زیبایی اش دوست دارم نه به خاطر در آمدش.»

البته همه بافندگان، مثل مهدیه نیستند که به درآمد «قالی بافی» چندان نظر نداشته باشند. بیشتر آن ها، مثل «ماه افروز» به گفته خود صبح تا شب، پشت دار می نشینند تا خرج زندگی شان را در بیاورند.

Photo By Negar Talapour

«ماه افروز» ۱۰ فرزند دارد و آن ها را با پول قالی بافی، بزرگ  و عروس و داماد کرده و سه تای آن ها را هم به دانشگاه فرستاده که یکی از آن ها دانشگاه آزادی بوده است.

او که ۶۵ سال سن دارد و دستانش سیاه و پرچروک است، می گوید: «خرج زندگیم را از طریق قالی بافی در می آورم. شوهرم خیلی اهل کار و زندگی نبود . خیالش راحت بود که من خرج زندگی را می دهم و بعد هم که مریض شد و ۱۵ سال بیمار بود و هزینه درمانش را هم می دادم.»

او می گوید: «من مجبور بودم قالی ببافم وگرنه زندگیم فلج می شد. من به چشم هنر به قالی نگاه نمی کنم. با این حال، سعی می کنم قالی ام را زیبا ببافم. قدیما قالی درآمد چندانی نداشت، حالا وضعیت در آمد کمی بهتر شده ولی من دیگر پیر شدم و نمی توانم قالی ببافم.»

قدمت قالی کرمان و ضرب المثل

قدمت هنر قالی بافی دراستان کرمان مشخص نیست. گروهی معتقدند این هنر در کرمان تاریخچه ای ۴۰۰ ساله دارد و گروهی هم قدمت آن را بیش از۷۰۰ سال می دانند. 

«علی پروان» کارشناس فرش می گوید: «با توجه به تحقیقاتی که انجام دادم صنعت قالی بافی از قرن ۱۶ میلادی به بعد در کرمان به وجود آمده و این هنر تا دوران صفویه درکرمان وجود نداشته. اما تجار قالی در کرمان معتقدند قالی بافی قبل از قرن ۱۳ میلادی هم در کرمان رواج داشته است.»

البته  «مارکوپولو»ی ایتالیایی، جهانگرد مشهور هم که در قرن ۱۳ میلادی از کرمان دیدن کرده و صورت مفصلی از فعالیت های ساکنان کرمان مثل «قلاب دوزی» و «سوزن دوزی» را درکتاب خود نوشته، به قالی بافی در کرمان اشاره ای نکرده است.

قالی کرمان در داخل و کشورهای دیگر طرفداران زیادی دارد و بعضی از قالی های بافته شده در ۱۰۰ سال گذشته در کرمان در موزه ها نگهداری می شوند. مثل سه تخته قالی که در راور کرمان بافته شده و در موزه «آستان قدس رضوی» شهر مشهد نگهداری می شود.

همچنین از قدیم در مورد زیبایی های قالی کرمان ضرب المثل های مختلفی هم وجود داشته است. ضرب المثل هایی مثل: «زیبا، مثل قالی کرمان.»

Photo By Negar Talapour

البته همین زیبایی و شهرت قالی کرمان است که باعث شده به گفته «محمد پورمهدی آبادی» از بین ۴۰ هزار متر مربع فرش که هر سال در روستاهای استان به ارزش ۲۰ میلیارد ریال تولید می شود، ۷۵ درصد آن ها صادر شوند.

بیشتر خریداران فرش های صادراتی کرمان ازکشورهای «آلمان»، «ایتالیا» و «کانادا» هستند و برای یک مترمربع قالی از ۵۰ هزارتومان تا یک میلیون و پانصد هزار تومان پول پرداخت می کنند.

دلالان قالی و جریمه قالی باف

اما سود حاصل از فروش قالی ها چندان گیر بافندگان آن نمی افتد و این سود بیشتر به جیب کسانی می رود که بافندگان فرش مثل ماه افروز آن ها را «دلال» می خوانند.

به گفته او، دلالان فرش، زمان خرید، هزار عیب و ایراد الکی روی قالی می گذارند اما زمان فروش، بهترین قالی می شود آن کار.

ماه افروز می گوید: «یک قالی ۶ متری را ۳ نفری سه ماه می بافیم و ۸۰۰ هزار تومان مزد می گیریم اما همین قالی را یک میلیون و دویست هزار تومان می فروشند. زحمت را ما می کشیم ولی درآمد دلالان بیشتر از ماست.»

ولی حمید که یکی از کسانی است که بافندگان به آن ها لقب «دلال» داده اند معتقد است آن ها نمی خواهند حق کسی را بخورند و تنها با ارزان خریدن، قالی بافان را جریمه می کنند تا کیفیت قالی ها بالا رود.

او می گوید: «بعضی از قالی ها عیب هایی دارند که ما مجبور می شویم آن ها را ارزان تر بخریم. اما بافندگان مزد خود را با دیگر بافندگان مقایسه می کنند ولی قالی را که می بافند مقایسه نمی کنند.»

به گفته او بافندگانی هم هستند که کیفیت قالی آن ها بسیار عالی است و پول خوبی هم می گیرند.

Photo By Negar Talapour

اما بافندگان قالی کرمان به جز این که درآمد و سود زیادی از کار قالی بافی به دست نمی آورند از حمایت های چندانی هم برخوردار نیستند و تاکنون اقدامات چندانی هم برای رفاه حال آن ها صورت نگرفته است.

به گفته «محمد پورمهدی آبادی» رئیس شرکت فرش، ۷۰ درصد از بافندگان بیمه نیستند و آن ۳۰ درصدی هم که بیمه شده اند تا زمان بازنشستگی از بیمه قالی بافی استفاده نمی کنند.
او می گوید: «من به آنها حق می دهم، چون آنها برای اقتصاد کشور خیلی زحمت می کشند. بافندگان ناراحت هستند از این که تنها تا زمانی که می توانند قالی ببافند درآمد دارند و بعد از آن دیگر باید به سختی زندگی کنند.»

سختی هایی که «مهدی آبادی» به آن ها اشاره می کند به خاطر مشکلات اقتصادی و بیماری های ریوی و درد های استخوانی است که بسیاری از بافندگان قالی با آن ها دست به گریبان هستند.

درست مانند ماه افروز که از کمردرد و آرتروز رنج می برد و یا مادر «سمیه» دختر جوانی که فروردین سال گذشته به خاطر آسم ناشی از پرز قالی، جان خود را از دست داد.

او می گوید: «مادرم فروردین امسال فوت کرد. آسم داشت، دلیل بیماری اش هم پرزهایی بود که در زمان قالی بافتن به دهانش می رفت اما چون وضع مالی مان خوب نبود، مادرم به بیماری اش اهمیت نمی داد تا این که از زندگی سختی که داشت راحت شد.»

او که قصد دارد به همین زودی ها ازدواج کند و در سال های گذشته تمام جهیزیه اش را با درآمد قالی بافی تهیه کرده، می گوید: «ما قالی باف ها تا وقتی می توانیم قالی ببافیم درآمد داریم و بعد که پیر یا مریض شدیم درآمدی نداریم.»

اما با وجود تمام مشکلات، بسیاری از قالی بافان مثل مهدیه با کارشان زندگی می کنند. او می گوید : «مثلا این قالی که دارم می بافم  طرح جنگل است و من در هنگام بافتن حس می کنم زیر سایه همان درختی که می بافم نشسته ام و از کنارم جوی آبی روان است. جنگل ام بسیار سرسبز و زیباست و حیوانات زیادی هم در جنگل و در اطراف خانه چوبی ام هستند.»