2008 مه 17
نام کاربری: کلمه عبور:

طرح-گرافیک: امیر محمد جوادی

«این جا خیلی به ما توجه می‌ شه، متادون می ‌دن، مشاوره داریم. همه کسایی که اینجان با ما مث آدم رفتار می‌ کنن.» این ها سخنان یکی از روسپی‌ ها (کارگران جنسی) است که در زمان ر‍ژیم گذشته در «شهر نو»
کار می‌کرد، اما بعد از انقلاب به قول خودش آواره خیابان ‌ها شد. او که سال ها مواد مخدر تزریقی مصرف می‌ کرده، اکنون در حال ترک است و از «خانه خورشید» متادون دریافت می‌ کند.

شهرنو، محله ای در جنوب تهران بوده است که پیش از انقلاب،‌ زنان روسپی در آن فعالیت داشتند. پس از انقلاب، مانند بسیاری از مراکز خوش‌گذرانی دیگر، به طور کامل تخریب شد. اکنون قرار است با اجازه شهرداری یک مرکز بزرگ تجاری در این مکان ساخته و بخشی از بازار بزرگ تهران به این محل انتقال دهد.

مرکز غیر دولتی خانه خورشید، خانه ‌ای است برای زنان مصرف کننده مواد مخدر مختلف که در پی ترک هستند و همچنین روسپی‌ ها که مصرف کننده مواد هستند.

بيشتر آن ها کراک مصرف می‌کرده ‌اند، برخی از آن ها نزدیک به یک ماه و نیم است که پاک هستند. «منیژه» یکی از این زنان است، او در مورد دیگر افراد این خانه می‌گوید: «این جا همه سعی می‌کنن به ما کمک کنن، خیلی رفتارشون درسته، ‌بدون ترحم. انگار مام آدمیم. توی این خونه خیلی از بچه‌ های قدیمی هستن. دو سه تاشون قبلا تو کاباره رقاص بودن و حالا درگیر موادن، خیلی‌ هام بچه‌ ن از ۱۳ ساله داریم تا ما ۵۰، ۶۰ ساله ‌ها، زور می‌زنیم ترک کنیم.»

پدیده روسپی‌ ها  که از هزاران سال پیش وجود داشته، تا آن جا که آن را در ردیف اولین مشاغل جهان می‌ دانند، در بسیاری از کشورهای اسلامی همچون ایران با مخالفت ‌های شدیدی روبروست. در حالی که آمار سن روسپی‌ گری در ایران به سرعت کاهش یافته و براساس آماری که سازمان بهزیستی در سال گذشته ارائه کرد سن روسپی‌ گری به ۱۳ سال رسیده، ولی مسئولان دولتی به ویژه در وزارت کشور این موضوع را همچنان نادیده می گیرند.

چندی پیش خبری مبنی بر بیمه روسپی‌ ها  بدون پرداخت حق بیمه مطرح شد که سازمان بهزیستی به شدت آن را تکذیب و اعلام کرد : «این سازمان برای این گونه زنان طرح بیمه خاصی ندارد بلکه اصولا آوردن چنین عنوان خبری آن هم در جامعه اسلامی به این معناست که از جوانب عرفی و شرعی به رسمیت شناخته شده‌‏اند، در حالی که یکی از سیاست‌‏های اساسی این سازمان مبارزه و پیشگیری از آسیب‌ ‏های اجتماعی بویژه در مورد زنان است.»

 عکس :‌ کاوه گلستان، از مجموعه شهر نو عکس :‌ کاوه گلستان، مجموعه «شهر نو»

این مسائل در حالی همچنان رد می‌شود که بسیاری از این روسپی‌ ها برای فرار از مجازات، تن به صیغه می ‌دهند. حال این که این مسئله کمکی به کاهش آمار این پدیده در ایران ندارد.

«مونا» زنی است که از یک رابطه این چنینی متولد شده و فرزندش نیز در پی ارتباط صیغه‌ ای به دنیا آمده است، او در مورد وضعیتش می‌گوید: «مادرم معتاد به هروئینه، منم مواد مصرف می‌کنم، نه خودم نه بچم شناسنامه نداریم، بابای اینم حبس خورده. با این وضعیت کی می‌خواد خرج ما رو بده.»

براساس آماری که برخی از کارشناسان نیروی انتظامی ارائه کرده‌اند، حدود ۸۰ درصد روسپی ‌ها در خانه‌های تیمی مشغول به کارند. اما از آن جایی که دولت حاضر به ارائه هیچ امکاناتی به این افراد نیست، انواع بیماری‌ های آمیزشی،‌ و بیماری‌هایی چون اچ آی‌وی/ ایدز و هپاتیت در میان روسپی ‌هاوجود دارد که همچنان قابل ارائه آمار نیست.

دولت و مسئولان نهادهای مختلف از جمله وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خميني به این افراد کمکی برای تامین مایحتاج زندگی و یا درمان بیماری‌ نمی‌کنند. بسیاری از این افراد شناسنامه ندارند و همین امر باعث می‌شود با مشکلات متعددی روبرو باشند. از سوی دیگر به دلیل نبود بیمه و هزینه بالا آزمایش و درمان در کشور، روسپی‌ها توانایی مراجعه به پزشک را ندارند. این تنها مشکل نیست، بسیاری از آن ها از حضور در مراکز بهداشتی نیز واهمه دارند.

«نرگس» دختر ۱۸ ساله‌ ای که در حال حاضر در شمال شهر کار می‌ کند، در این مورد می‌گوید: «مگه عقل از سرم کم شده، برم بیمارستان اونام منو تحویل پلیس بدن، هر دردی دارم باهاش کنار می‌یام. اگه هم مسری یه، ‌گور بابای کسی که با منه، مگه کسی واسه من دل می‌سوزونه که دلم بسوزه، این مردا همه یه ...»

نرگس از ۱۴ سالگی در تهران کار می‌ کند، از همان ابتدا توسط دوستانش دعوت به کار در یک خانه تیمی‌ می‌شود، تا به حال دو بار دستگیر شده و هر دوبار هم در اوین زندانی شده، روی بازوی سمت چپش یک بریدگی بد شکل دیده می‌شود که معتقد است این نشان از قدرت اوست و هیچ کس جرات نمی‌کند به او در زندان نزدیک شود.

«منیژه» که پس از دریافت متادون راحت تر صحبت می‌کند، در مورد وضعیت روسپی‌ها در ایران می‌گوید: «ما رو گرگ کردن،‌ قبل انقلاب انقد اذیت نبود، فرح یه سری کمکا می‌کرد، یه خونه بود برای بچه‌هایی که به دنیا می‌آوردیم، به همشون درس می‌دادن، پول می‌دادن. اما حالا چی، خیلیا بچشون رو می‌ذارن سر را، از پس هزینه خودمون بر نمی‌ییام‌، بچه پیشکش.»

ایران در سال 1352 قانونی را تصویب کرد که براساس آن روسپی مجرم نیست، ‌اما شخصی که روسپی‌خانه باز کند و یا زنان را به این راه تشویق کند، ‌مجرم محسوب می‌شود. در ادامه روند رسیدگی به وضعیت این گروه پیش از انقلاب بنیاد «فرح پهلوی» ملكه سابق ايران، برای رسیدگی به این زنان فعالیت‌ هایی را انجام می‌ داد، از آن جمله درمان، ‌آموزش و نگهداری از فرزندان ناخواسته این ارتباطات، اما پس از وقوع انقلاب اسلامي، این موضوع کاملا منتفی شد. این زنان مجرم هستند و مجازاتی چون شلاق،‌ سنگسار و ... در انتظارشان است. تا سالها صحبت از این افراد ممنوع و تابو بود، اما در چند سال اخیر برخی از سازمان‌ها غیر دولتی به همراه کارشناسان و روزنامه‌های دوم خردادی برای رسیدگی به این مسئله شروع به فعالیت کردند.

 عکس :‌ کاوه گلستان، از مجموعه شهر نو عکس :‌ کاوه گلستان، مجموعه «شهر نو»

در حال حاضر این مسئله در تهران بیشتر مورد توجه است اما همچنان شهرستان‌ها بویژه استان ‌هایی نظیر کرمانشاه،‌ همدان، اصفهان، هرمزگان و ... چندان توجهی به این قضیه ندارند. نگاه سنتی به این مسئله سبب می‌شود که همچنان موضوع روسپی‌ها در استان ‌های مختلف در پشت پرده بماند.

یکی از زنانی که در سنندج بعد از مرگ همسرش به روسپی‌گری روی آورده می‌گوید: «شهر کوچک است و به همین دلیل چندان در شهر کار نمی‌کنم، به کرمانشاه،‌ همدان و شهرهای اطراف می‌رم که نشناسنم. می‌دونم اگه روزی برادرام بفهمن سرمو می‌برن،‌اما چاره‌ای هم ندارم.»

بسیاری از این زنان، برای شناخته نشدن به استان‌های دیگر سفر می‌کنند، به گفته برخی از آنان،‌ مناطقی مثل کیش،‌ چابهار، زاهدان، بندرعباس،‌ شیراز و ... به دلیل تردد افراد مختلف هم امکان درآمد زایی بیشتر است و هم شناسایی نمی‌شوند. اما به محض اینکه این افراد دستگیر شوند با احکام سنگین روبرو شده و عموما به شهر محل سکونت تبعید می‌شوند. یکی از نمونه‌های آن در سال ۸۴ روی داد، دو زن روسپی که در کیش کار می‌کردند، توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند و پس از تحمل شلاق به شهرستان‌ محل سکونتشان تبعید شدند.

16/04/2008