
«ریچارد شکنر» (۱)، نظریه پرداز اجرا (performance) و زیبایی شناسی که بحث های انسان شناسی فرهنگی را به حوزه رسانه پیوند می دهد، به مفهومی می پردازد که من بر آن نام خبر-نمایش می گذارم.
منظور او از این پدیده، حالتی است که در نتیجه کاربرد شیوه هایی پیش می آید که از طریق آن ها، گزارشگری واکنش مردم به رویداد هارا شکل می دهد. همه ما می دانیم که گزارشگری به اصطلاح عینی هر چیزی هست غیر از آنکه عینی باشد: این که بافت و زمینه – گذشته از تدوین- محتوا را شکل می دهد.
اما آیا گزارشگری به سادگی فقط از طریق نقشه های شوم مدیران خبری تحریف می شود یا ژرف ساخت دیگری دست اندر کار است که هر تلاشی برای تحقق عینیت را محکوم به شکست می کند؟ (۲)
درام (یا نمایش) از قدیم هدفی اخلاقی داشته است که بیان و جلوه آن نه صرفاً به گونه ای واضح و آشکار بلکه در قالب ساختار دراماتیک صورت می گیرد. خبر پراکنی از ساختار های مشابهی استفاده می کند، منتها بدون آن که مقاصد اخلاقی این ساختار ها را آگاهانه پنهان سازد یا شاید بتوان از اهداف و مقاصد اقناعی آن ها سخن گفت، از نیات آن ها برای ترغیب و اقناع. آن نوع اخلاقی که ناخود آگاه یا به عبارتی دقیق تر، که نا کاویده ، باقی می ماند خود به خود وضع موجود را تقویت خواهد کرد. یا به زبان برشت، «بی طرف ماندن یعنی حمایت از طرف قوی تر.»
از این رو آن چه لازم است آشکار کردن هرچه بیشتر ساختار های تئاتری گزارشگری خبری و مجبور ساختن گزارشگران و نیز ویراستاران خبری، به مواجهه با نظام های ارزشی ذاتی شیوه کاری خود و پرداختن به آن هاست. این که ما حصل چنین خود آگاهی ای پیشبرد غایات و آرمان های مردم خواهد بود یا منجر به سرکوب و منکوب کردن بیشتر آن ها خواهد شد چندان روشن نیست.» بر این اساس : «از بیننده معمولی که اغلب از این نمایش های قدرت طرفین دعوا گیج شده است خواسته می شود تا راست را از دروغ تشخیص دهد. جدال های میان پیکار جویان سیاسی و صاحبان قدرت در واقع برخورد ها یا تعامل های سه طرفه است که در آن تماشاگر (یا مخاطب) نا پیدا به عنوان آخرین مستمسک مورد خطاب قرار می گیرد. این چنین ما در مورد سویه های نمایشی ارتباط دایماً آموزش می بینیم.» (۳)
به این زمینه های نظری اشاره کردم تا به نمونه هایی از فعالیت های خبری در باره انتخابات مجلس هشتم در ایران با نگاهی دقیق تر نگاه کنیم که صرف نظر از این که چه موضع سیاسی داشته باشیم، بیشتر جنبه تلاش نمایشی برای اقناع دارد تا خبر رسانی مستقل و بیان گر عینیت:
نخستین مورد مصاحبه غلامحسین کرباسچی است از رهبران حزب کارگزاران در ایران و شهردار پیشین تهران با رادیو فردا – ارگان خبری وابسته به کنگره آمریکا که پیش از این وابسته به سازمان سیا بود. [متن كامل مصاحبه را از اين جا بخوانيد] در این مورد ما شاهد یک دیالوگ دو طرفه هستیم که تقریباً در آن هیچ داده ای وجود ندارد و ما شاهد منازعه میان دو طرف هستیم و مصاحبه شونده می کوشد با تکنیک های دراماتیک مخاطب را که ظاهراً طرف بحث نیست به سوی دیدگاهی در باره رادیو فردا سوق دهد که مورد نظر یکی از جناح های حاکم در ایران است و در مقابل مصاحبه کننده هم می کوشد مخاطب را به سوی درک دیدگاهی بی طرفانه در باره خود هدایت کند.
در نهایت داوری در این باره به مخاطب واگذار می شود بی آن که هیچ داده ای در این باره داشته باشد و تنها مبنای قضاوت میزان تاثیر پذیری مخاطب از تکنیک های دراماتیک است.

نمونه دیگر بخشی از یک گزارش خبری است در باره چگونگی برگزاری انتخابات در ایران که از زبان یک خبرنگار ارائه می شود:
«براساس مشاهدات خبرنگار زمانه، بیشتر برگه های رای در عصر امروز به حساب ائتلاف اصلاح طلبان ریخته می شود. به طوری که در یک مشاهده کوتاه از هر ۱۰ رای ۳ رای برای محافظه کاران و ۷ رای برای اصلاح طلبان بوده است.» این که خبرنگار چگونه از مشاهدات در باره یک حوزه به نتیجه گیری در باره بیشتر آرای «عصر امروز» می رسد و یا این که در یک رای گیری که پنهان است چگونه خبرنگار توانسته است به ماهیت ۱۰ رای مورد اشاره دست یابد و این که تعمیم ریاضی آن به تمام حوزه ها با چه منطقی انجام شده است پرسش هایی است که در پس ساختار دراماتیک مشاهده لحظه به لحظه که تکنیک حاکم بر گزارش است مورد غفلت قرار می گیرد.
ادامه این تکنیک را در بخش دیگری از همین مجموعه گزارش می توان دید: «تلویزیون ایران، مشارکت مردم را نتیجه خوب انتخابات میداند. سیاستمداران ایران نیز همین دیدگاه را دارند.» در این جا معلوم نیست که «سیاست مداران» چه کسانی را در بر می گیرد و آیا همه سیاست مداران هستند و یا برخی از آن ها. همچنین این که نتیجه خوب به چه معنی است . اگر منظور مشارکت بالا است، آیا همه سیاست مداران ایران مشارکت بالا را نتیجه خوب می دانند و ... باز هم در این مورد تقریباً هیچ داده ای به مخاطب داده نمی شود اما ساختار گزارش بر اساس روایت واقعیت استوار است.
در چنین حالت هایی ساختار های دراماتیکی اقناع جای گزارش داده ها را می گیرد و به تعبیر دیگر نتیجه انتخابات یا ارزیابی در باره روند انتخابات به جای آن که بر اساس داده ها روشن شود به نتیجه رقابت رسانه هایی واگذار می شود که انتخابات را سوژه ای میدانند برای بسط ساختاری که از واقعیت صحنه سیاسی در یک کشور به تصویر می کشند.
لازم است دوباره یاد آور شوم، همان طور که «شکنر» اشاره کرده است این موارد به معنی قصد سردبیران خبری این رسانه ها برای تحریف واقعیت نیست و تنها منظور من اشاره به ژرف ساخت هایی است که دست یابی به واقعیت را در رسانه ها پیچیده و گاه نا ممکن می سازد.
1- در درسنامه ها و آموزش های رسانه ای معمولاً تنها به اشاره ای به این ابهام بسنده می شود و به دلایل کاربردی تنها به توصیف تلاش های تکنیکی برای حل مشکل پرداخته می شود . مثلاً نگاه کنید به این جزوه آموزشی مختصر و مفید رویتر.
2- ریچارد شکنر، نظریه اجرا، ترجمه مهدی نصرالله زاده ،انتشارات سمت، تهران ۱۳۸۶ ص۴-۲۷۳
3- همان : ص۲۱۵
علی اصغر رمضانپور، معاون فرهنگی پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و سردبیر سابق روزنامه «آفتاب امروز» و نشریه «کتاب هفته»، هر دوشنبه در ستون «مقام مجازی» درباره فرهنگ و رسانه در ایران می نویسد.