
«بدون آن که بخواهم وارد بحث تفاوت واقعیت یا حقیقت شوم، میروم سر اصل مطلب.
«در واقع چکیدهای که من از این یادداشت درک کردم این است که در دید اول یک خبرنگار تنها خبر را منتقل میکند اما در حال حاضر این تئوری میگوید که گزینش خبر یا زاویه دید خبرنگار نسبت به یک اتفاق میتواند خودش موجی در مخاطبان ایجاد کند که همسوی دیدگاه خبرنگار خواهد بود.
«اما واقعاً واقعیت چیست؟ کدام دیدگاه درست است؟ اگر این فرض را درست در نظر بگیریم که یک خبرنگار باید واقعیت را به جامعه منتقل کند، با توجه به آنچه که میبیند، چه چیز را باید به عنوان واقعیت منتقل کند؟
«خبرنگار نمیتواند بر تمام جنبههای یک موضوع محاط باشد در این صورت آیا باید قضاوت را بر عهده مخاطب گذاشت تا در میان دیدگاههای مختلف به درک خاص خود از اتفاق برسد؟»
من در یک تلاش مذبوحانه سعی می کنم پاسخ خودم را به این پرسش های سخت نیما مطرح کنم. اما پیش از آن بگویم که من هم مثل نیما از این که بحث به فلسفه گرایش پیدا کند پرهیز دارم.
تفاوت نگاه فلاسفه با نگاه روزنامه نگاران را شاید بتوان با تفاوت دید سوفسطاییان (یا شکاکان) با فیلسوفانی مانند افلاطون شبیه دانست.
افلاطونی ها یک منطق (یا به نعبیر سقراطی، دیالکتیک) ذهنی داشتند که معیار همه چیز بود. در برابر، سوفسطاییان بیشتر به مخاطب فکر می کردند و این که در هر شرایطی چه چیزی واقعی تر است؛ درست مثل روزنامه نگاران امروزی.
اما به هر حال ما در زبانی حرف می زنیم که در نتیجه پیروزی افلاطون بر سوفسطاییان، زبان فاتحان فیلسوف است و چاره ای نداریم جز این که با کلماتی حرف بزنیم که زبان فلاسفه است.
مثلاً خود همین کلمه «زاویه دید» که نیما به کار برده است دارای یک بار فلسفی است. کلمه زاویه دید به ما می گوید که ما انتخاب می کنیم که چه چیزی را ببینیم و چه چیزی را نبینیم.
اگر ما در مسیر منطقی پیش برویم که ما را به دنیای درون دعوت می کند، قطعاً همینطور است، اگر شاد باشیم دنیا را شادمانه تصویر می کنیم و نشانه های امیدوار کننده را از اطلاعاتی که در اختیار داریم دستچین می کنیم و اگر غمگین باشیم اطلاعات حاکی از نگرانی را مرور می کنیم.
پس یک پاسخ به نیما این است که زاویه دید های ما خیلی هم انتخابی نیستند و تحت تاثیر واقعیت ما در لحظه دیدن و روایت ماجرا است. زندگی و روایت روزنامه نگاری واقعی، بر خلاف سانتی مانتالیسم حاکم بر ژورنال هایی مثل ژورنال های مد که اخیراً ما به ازا های سیاسی هم پیدا کرده اند چندان تصنعی و دلبخواهی نیستند.
روزنامه نگاری واقعی – فرق نمی کند، چه در یک روزنامه دیواری باشد و چه رسانه ای با میلیون ها مخاطب – زندگی در ورطه واقعیت های پیرامون خود است. ما واقعیت ها را برای خودمان انتخاب نمی کنیم واقعیت هارا برای ما می آفرینند .
شاید همه حرف من در یادداشت پیشین این باشد که رسانه ها در آفریدن تصور ما از واقعیت ما شریک هستند و این واقعیت لزوماً همان واقعیتی نیست که ما در عینیت زندگی روزمره لمس می کنیم. اخبار ما را به دنیایی می برد که گاه از دنیای واقعی ما بسیار دور است ولی ما با آن احساس همدردی می کنیم.
مثلاً ما به عنوان مخاطب دیگر نمی توانیم بگوییم آیا واقعاً جدالی میان مسلمانان خاورمیانه و مردم اسکاندیناوی بر سر اعتقاداتشان وجود دارد یا نه چرا که تا ما به خودمان بجنبیم، مخابره یک تصویر تحریک کننده، یک راهپیمایی چند هزار نفره را در یک شهر افغانستان به راه می اندازد که واقعیت را به ما تحمیل می کند.
مخابره آن خبر هم به واکنش یک رهبر سیاسی در ایران منجر می شود که آن هم به افزایش ضریب ایمن سازی سفارت فلان کشور منجر می شود و همینطور تا آخر. سناریویی که همیشه تکرار می شود و ما آن را به عنوان خبر تازه دنبال می کنیم و می شود واقعیت پیرامون ما.
زمانی بود که رسانه ها این چنین بر ما مسلط نبودند و فرد - و در اینجا روزنامه نگار- در معرض انتخاب قرار داشت و زاویه دید او همه چیز را تعیین می کرد . آن زمان عصر کلاسیک روزنامه نگاری بود.
به این جملات کارل مارکس که از بنیان گذاران روزنامه نگاری انقلابی و اندیشمند است نگاه کنید: «پس اگر بر ما نیست که آینده را بنا کنیم و پاسخ های سرمدی پایه بگذاریم، آنچه اکنون باید به ثمر رسانیم تغییر است: منظورم نقد بی محابای هر چیز مستقر است. نه فقط بی محابا به معنای ترس نداشتن از بر آمد های خود، بلکه حتی از ستیز با هر قدرتی که در برابر آید.» (1)
ببینید در این جملات چه اطمینانی به خود و درک خود از واقعیت مستقر وجود دارد. آیا در زمان ما چنین قطعیتی پذیرفتنی است؟ آیا چنین ایمانی به واقعیت ها وجود دارد؟ آیا چنین حقانیتی به زاویه دید ها داده می شود؟
حالا فکر کنید ما به جای همین کلمات مارکس، حرف های یک روزنامه نگار حامی بنیادگرایی دینی خاورمیانه ای یا یک فعال حقوق بشر دانمارکی را بگذاریم. آیا به صرف جدید بودن کلمات، نگاه هم تازه است؟ آیا واقعاً در زمان ما واقعیت مستقل از موقعیت هر فرد قابل تصور است؟ به تعبیر دیگر آیا یک واقعیت مشترک میان همه داریم؟ آیا رسانه هایی که مستقل از ما بر ما مسلط هستند هر روز واقعیت های تازه نمی آفرینند؟
اگر به خواهیم به بحث نیما برگردیم، ما در دو معنا با « زاویه دید» سروکار داریم یکی در معنای تکنیکی که در اختیار روزنامه نگار است. مثلاً همین یادداشت مرا می توان به لحاظ تکنیکی به گونه ای دیگر نوشت اما درمعنای دیگر، زاویه دید چندان اختیاری نیست.
زاویه دید من در این نوشته می تواند برخواسته از سر خوردگی من از امکان تحقق روزنامه نگاری مستقل و مدرن با هدف ایجاد تغییر اجتماعی باشد که خود بر می گرد به بن بست ناشی از سانسور شدید مطبوعات در ایران. یا بی اعتمادی به استقلال حرفه ای رسانه های بزرگ دنیا در برابر سیاست حاکم بر آن ها یا هر دلیل دیگر، و یا حتی درگیری های روزمره من به عنوان یک روزنامه نگار. به هر حال هرچه که باشد چندان اختیاری نیست.
شاید بهتر باشد بگوییم زاویه دید، خود تابعی است از امکاناتی که تصور ما از واقعیت به ما می دهد. زاویه دیدی که از مارکس در انتظارش از روزنامه نگاری دارد دیگر «مخاطب محور» به معنای نوشتن از هرچه که خریدار رسانه دوست دارد نیست.
فکر نکنیم این نگاه فقط نزد مارکس وجود داشته که یک کنشگر سیاسی مارکسیست است! نگاه کنید به نظر ناپلئون بناپارت، یک ضد روزنامه نگار که مربوط به چهل سال پیش از اظهار نظر مارکس است: «روزنامه ها را کمی بیشتر سرکوب کنید. مجبورشان کنید که مقاله های خوب بنویسند. به سردبیر "ژورنال دو با" و "پابلی سیست"(2) بفهمانید که سر انجام روزی خواهد رسید که آن ها دیگر مفید نخواهند بود. آن ها را با روزنامه های دیگر تعطیل خواهیم کرد و تنها یک روزنامه را باقی خواهم گذاشت... زمان انقلاب به سر آمده . تنها یک حزب در فرانسه باقی است. اجازه نخواهم داد روزنامه ها علیه منافع من چیزی بنویسند»(3) ( نامه به فوشه در آوریل 1805 )
می بینید که در آن زمان روزنامه نگاری تا چه حد در قید شرح دیدگاه ها بوده است . آیا در عصر ما هم چنین روزنامه نگاری قطعیت یافته ای وجود دارد؟ پاسخ اش با شما.
1 - بابک احمدی، مارکس و سیاست مدرن، نشر مرکز - تهران 1385 صفحه 1
2 - از روزنامه های موثر در انقلاب فرانسه
3 - پیر آلبر و فرناندو ترو، تاریخ مطبوعات جهان، ترجمه هوشنگ فرح جسته، انتشارات پاسارگان - تهران 1363 صفحه 50
علی اصغر رمضانپور، معاون فرهنگی پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و سردبیر سابق روزنامه «آفتاب امروز» و نشریه «کتاب هفته»، هر دوشنبه در ستون «مقام مجازی» درباره فرهنگ و رسانه در ایران می نویسد.