مطلب حاضر، سومین بخش از تاریخچه کمیک استریپ ها است که پیش از این بخش نخست با عنوان «دوران معصومیت» و بخش دوم آن با عنوان «از بهشت تا جهنم» در مجله زیگ زاگ منتشر شده است.در دهه پنجاه، پیشخوان کمیک فروشی های امریکا پر بود از کتاب های جنایی و ترسناک که بی پروا به تم هایی مثل سکس و خشونت می پرداختند. خوانندگان جوان به این جور کمیک ها معتاد شده بودند و ناشران کمیک نیز سعی داشتند تا با چاپ کمیک هایی جنجالی از این فرصت طلایی استفاده کنند. همین بی پروایی سبب شد تا کمیک ها مورد هدف گیری سیاستمداران و فرهنگیان جامعه امریکا قرار گیرند.همه علیه کمیکاولین ضربه اساسی که به پیکره صنعت کمیک از زمان پیدایش آن نواخته شد از جانب سنای امریکا بود. آن گونه که نقل می شود، بعد از اینکه یکی از سناتور ها به طور اتفاقی چشمش به کتاب های کمیک پسرش افتاد از محتویات و تصاویر بی پرده آن ها به شدت برآشفته شد و تصمیم گرفت تا مساله را با همکارانش درمیان بگذارد. او پس از مشورت با سناتور های دیگر کمیته ای برای بررسی اثرات مخرب کتاب های کمیک بر روی جوانان آمریکایی در سنای امریکا تشکیل داد. حاصل تحقیقات این کمیته گزارشی بود که در آن از کمیک ها به عنوان یکی از عوامل اصلی گسترش جرم، جنایت و فساد در میان جوانان آمریکایی نام برده شده بود. ضربه دوم که باعث شد مردم عادی امریکا نیز با سیاستمداران در مخالفت با کتاب های کمیک همراه شوند انتشار کتابی بود که توسط روانشناسی امریکایی به نام فردریک ورتهام [Fredric Wetham] نوشته شده بود. این کتاب که «اغفال معصومان» [Seduction of the innocent] نام داشت به شدت به صنعت کمیک استریپ تاخته و کتاب های کمیک را به منحرف ساختن کودکان متهم کرده بود. از نظر دکتر ورتهام کمیک های جنایی و حتی قهرمانی در لایه های عمیق تر خود مایه های سادیستیک و همجنسگرایانه ای داشتند که جوانان امریکایی را به اعتیاد، خشونت، و پرخاشگری ترغیب میکرد. به این ترتیب، جنگی تمام عیار با کمیک ها آغاز گردید. کتاب های کمیک در مراسم عمومی در سراسر امریکا به آتش کشیده شده و در بسیاری از شهرهای امریکا فروش این کتاب ها ممنوع اعلام شد. در سایر شهرها نیز مغازه داران به جز کمیک های کارتونی مانند کتاب های «دیزنی» یا «آرچی» حاضر به فروش هیچ نوع کمیک دیگری نبودند. پس از این تحولات صنعت کمیک، که تا چند سال پیش از آن بزرگترین صنعت سرگرمی امریکا محسوب می شد، آن چنان ضربه ای خورد که هیچگاه نتوانست خود را مانند گذشته بازیابد. در میانه دهه پنجاه تقریبا تمامی ناشران اصلی کمیک تعطیل شده و یا تیراژ ناچیزی داشتند. از این سالهای تلخ همواره به عنوان تاریکترین دوران تاریخ کمیک یاد می شود.بسیاری از ناشران کوچک ورشکست شدند. «ایسترن کالر» (ای سی) نیز که از بزرگترین ناشران کتاب های کمیک بود، انتشار کمیک هایش را متوقف كرد و به جای آن مجله فکاهی جدیدی به نام «مد» [mad] پدید آورد که تا امروز چاپ می شود. تنها «دی سی کامیکس» و «دل» که از اول هم وارد بازار کمیکهای جنجالی نشده بودند، توانستند کمابیش روال گذشته خود را ادامه دهند. آغاز ره پنجاه ساله اگرچه این تحولات در دنیای کتاب های کمیک تاثیر خود را روی کمیک های روزنامه ای گذاشته بود، ولی در همان سالهای یکی از مشهور ترین استریپ های روزنامه ای هم بوجود آمد. «پیناتز»، اثر «چارلر شولتز»، ماجرای پسری بدشانس و بی عرضه و دوستان اوست به همراه سگی به نام «اسنوپی» که اکثر اوقات لمیده بر فراز خانه اش غرق در تفکرات فیلسوفانه است. این استریپ به یکی از پردوام ترین و پرتیراژ ترین استریپ های تاریخ تبدیل شد و «چازلر شولتز» تا پایان عمر تولید آن را ادامه داد. او در سال ۲۰۰۵ از دنیا رفت. منشوری از آن خود به دنبال حمله گسترده جامعه به کتاب های کمیک، ناشران کمیک به منظور آرام کردن نارضایتی ها منشور کمیک را پدید آوردند. این منشور قوانین اخلاقی بسیار سختی را برای انتشار کمیک ها وضع کرده بود. به عنوان مثال، زنان در کمیک ها حق نداشتند لباس های باز و یا مایو های دو تکه بپوشند. خشونت، خون و یا کلماتی مثل «وحشت» به طور کلی منع شده بود. تنها کمیک هایی که از قوانین این منشور پیروی می کردند، می توانستند علامت منشور را روی جلدشان قرار دهند.با وجود اين، فیل عظیم صنعت کمیک به سگی نزار تبدیل شد و در انتظار قهرمانی بود که از راه برسد و او را نجات دهد. بازگشت قهرماناناین بار نیز سوپرقهرمان ها بودند که به نجات صنعت کمیک آمدند. آن ها که با ورود خود در دهه چهل دوران طلایی کمیک را رقم زده بودند، نزدیک به یک دهه بود که جای خود را به پلیس ها، کارآگاه ها و تبهکاران داده بودند. تبهکارانی که صنعت کمیک را تا ورطه نابودی پیش برده بودند. اما بار دیگر زمان بازگشت قهرمانها فرا رسیده بود. نخستین نشانه های بازگشت آنها در «دی سی کامیکس» شکل گرفت. نیمه دوم دهه پنجاه شاهد بازگشت قهرمان های قدیمی و همچنین پیدایش قهرمانهای جدید بود. از جمله این قهرمان ها میتوان از «فلش» [flash] و «مبارزان ناشناخته ها» [challengers of the unknown] نام برد.فلش یک سوپر قهرمان به رسم سوپر قهرمان ها قدیمی بود، ولی مبارزان ناشناخته ها یک گروه چهار نفری بودند که قدرت های آن چنان فوق العاده ای نداشتند. آن ها چهار انسان معمولی بودند که هر یک در کارشان خبره بود؛ یکی کشتی گیر بود، دیگری دانشمند، سومی خلبان و آخری دلقک. آن ها بعد از این که به طرز معجزه آسایی از یک سانحه هوایی جان سالم به در برند، هم پیمان شده و در محیطی علمی تخیلی به نبرد با دشمنان ناشناخته می پردازند.انتشار مداوم این کمیک های «قهرمان محور»، در مجلات هفتگی «دی سی کامیکس» و فروش خوب آن ها، زمینه را برای بازگشت قهرمان ها و خارج شدن صنعت کمیک از وضعیت اسفناک خود فراهم کرد. تاریخ شناسان کمیک از این تحولات به عنوان آغاز دوران نقره ای کمیک یاد می کنند. اما آنچه به راستی رسیدن دوران نقره ای را رقم زد کمیک های «مارول» و قهرمانهای آن بودند. قهرمان های مشکل دار شاید هیچکس به اندازه «جک کیربی»، در صعود دوباره کمیک های امریکایی نقش عمده ای بازی نكرده باشد. او که در «دی سی»، پیشتازان ناشناخته ها را راه اندازی کرده بود، در سال ۱۹۵۹ از «دی سی کامیکس» به انتشارات اطلس رفت، ناشری که به زودی نام خود را به «مارول» تغییر داد. او در آن جا به درست کردن کمیک های وسترن و علمی تخیلی مشغول گشت.
در آن زمان، «مارول» هنوز بازگشت به چاپ داستان های قهرمانی را شروع نکرده بود و در شرف ورشکستگی به سر می برد، تا آن جا که روزی «جک کیربی» با چهره گریان سردبیر «مارول» یعنی «استن لی» مواجه شد. او از «استن لی» آزادی عمل بیشتری خواست تا او بتواند همان طور که وضعیت «دی سی کامیکس» را زیر و رو کرده بود، «مارول» را نیز نجات دهد. او می خواست از همان نسخه ای که برای «دی سی» پیچیده بود برای مارول نیز استفاده کند: بازگرداندن قهرمانها. در سپتامبر سال ۱۹۶۱ اولین گروه از خیل سوپرقهرمانهای جدید مارول روی پیشخوان رفت. «چهارگانه خارق العاده» (fantastic four) نام این گروه بود که با چنان استقبالی روبرو شد که در آن دوران بی سابقه بود. در سال های بعد مارول قهرمانان ماندگار دیگری به وجود آورد: «هالک» (incredible hulk)، «تور»(thor)، مرد گنده (giant man) ، مردان اکس (x-men) و مرد عنکبوتی.وجه مشترک همه این قهرمان ها که توسط «کیربی» و «استن لی» خلق شده بودند، مشکلات و نارسایی های کاملا انسانی آنها بود که قدرت های خارق العاده آنها را تحت الشعاع قرار می داد. به بیان دیگر، هر قدر قهرمانهای دوران طلایی کامل و بی عیب و نقص بودند، قهرمانهای دوران نقره ای مارول از نقایص انسانی برخوردار بودند. همین باعث شد تا کمیک خوانان با قهرمانهای جدید همذات پنداری بیشتری کرده و با آنها راحت تر ارتباط برقرار کنند. فروش کمیک نیز به تبع آن بار دیگر بالا رفت. عنکبوت جان سختدر میان کمیک های عصر «مارول»، به یاد ماندنی ترین کمیک مربوط به مرد عنکبوتی بود که انتشار آن تا امروز نیز ادامه یافته و کمتر کسی است که او را نشناسد. مرد عنکبوتی، داستان جوانی کمرو و گوشه گیر به نام «پیتر پارکر» است که بعد از گزیده شدن توسط عنکبوتی آغشته به مواد رادیو اکتیو، قدرت های یک عنکبوت را کسب می کند. به عنوان مثال، او قادر به بالا رفتن از دیوار و تولید تار عنکبوت بوده و بسیار قوی تر از انسانهای دیگر است. یکی از نوآوری های این کمیک، شیوه داستان گویی آن بود. در سال های اولیه، پیتر پارکر به شکل پسری جوان کشیده می شد. سپس همان طور که داستان کمیک جلو می رفت، شخصیت «پیتر پارکر» نیز بزرگ تر می شد. این شیوه داستان گویی کاملا جدید بود و تاثیر زیادی بر روند کمیک نگاری گذاشت.زیر زمین دهه شصت شاهد تحول دیگری در دنیای کمیک بود. در این دهه کمیک های زیرزمینی طرفداران زیادی پیدا کرد. این کمیک ها توسط کمیک نگارانی تولید می شد که برای هیچ یک از ناشران بزرگ کمیک کار نمی کردند و کتاب هایشان را به طور شخصی و زیرزمینی چاپ می کردند. این کمیک ها، چوب سانسور را بالاي سر نداشتند و به موضوعاتی مانند دغدغه های آن روز جوانان، فرهنگ ستیزه جویانه آنها و یا مواد مخدر می پرداختند. همچنین به خاطر آزادی عمل کمیک نگاران زیرزمینی، سبک نقاشی این کمیک ها، آزادانه و به دور از ساختارهای از پیش تعیین شده بود. این خود تاثیر زیادی در بلوغ هنری کمیک گذاشت. در واقع، کتاب های کمیک زیرزمینی، زمینه ساز نسل بعدی کمیک هایی شدند که داستان هایی جدی را برای بزرگسال ها به نمایش می گذارند و این نوع کتاب ها را به دنیای ادبیات کشانده است.ادامه دارد ...
در بحثهای حاشیه این مطلب شرکت کنید. شما می توانید یک بحث تازه ایجاد کنید یا به بحثهایی که دیگران آغاز کرده اند بپیوندید و پاسخ دهید.
تازه ها
مجموعه کميک استریپی از مانا نیستانی ( قسمت پانزدهم )
بخوانید
در همین زمینه
شناسنامه
سخنگاه
اشتراک مطالب