2009 ژوئيه 4
نام کاربری: کلمه عبور:
Ghajar03

روزنامه نگاری در ايران، به جز دو برهه زمانی، نخست در اوایل انقلاب اسلامي (1357) و سپس در دوم خرداد (1376) همواره دچار كمبود مخاطب بوده است.

روزنامه‌های ايران با توجه به جمعيت هفتاد ميليوني كنوني کشور، نمی‌توانند حتی تيراژ خود را روي عدد يك ميليون نسخه در روز و يا به عبارتی دیگر، یک هفتادم جمعيت ايران ثابت نگه دارند.

هنگامی كه صحبت از افت تيراژ و يا كمبود مخاطب می‌شود بسياری از دست اندركاران روزنامه‌ها و كارشناسان مسائل سياسی، توقيف مطبوعات و نداشتن آزادی بيان را از دلايل اصلي كم بودن تيراژ مطبوعات می دانند.

البته همه اين دلايل هم، براي كمی تيراژ مطبوعات منطقي و درست است. اما عامل ديگری هم وجود دارد كه روزنامه‌نگاری ايران طي سالهای حيات خود نسبت به آن بی‌تفاوت بوده و هيچ وقت آن را جدی نگرفته است و آن ضرورت توجه به نیاز ها و نظر های مخاطبان خود است.

جايگاه نظر سنجی براي مشخص كردن كردن سليقه مخاطب

روزنامه‌های ايرانی غالبا مخاطبان خود و سليقه‌هاي آنان را ناديده می گيرند.

به طور مثال براي تاسيس يك روزنامه، همواره اين روش حاكم بوده كه دست اندركاران روزنامه براساس برداشت و تحليل خود از شرايط اجتماعی و سياسی جامعه صفحه ها و موضوع هایی را كه قصد پرداختن به آنها را دارند مشخص مي‌كردند.

ممكن است سردبير يك روزنامه تشخيص دهد كه ايجاد صفحه‌ای با موضوع گياه شناسي يا جانور شناسی مخاطب خواهد داشت. اما ممكن است اين برداشت خودپندار، گاهي اوقات اشتباه از كار درآيد و تنها بر اساس چند شنيده و حادثه باشد. برای نمونه، كسي چند روز پيش ابراز علاقه كرده و پرسیده است : «علاقه‌مندان زيادي موضوع گياه شناسي را دنبال مي‌كنند. شما چرا در روزنامه تازه تاسيس خود صفحه‌ای به موضوع اختصاص نمی‌دهيد؟» و يا سردبير مذكور با حضور در يك انجمن غيردولتي حمايت از حيوانات و تحت تاثير شور و شوق اعضاي آن NGO، تصميم گرفته يك صفحه‌ به اين موضوع اختصاص دهد.

اما كمتر رخ می‌دهد كه دست اندركاران يك روزنامه براساس يك طرح تحقيقی و يا يك نظرسنجی مخاطبان خود را بسنجند و براساس سليقه و خواسته آنان صفحات روزنامه خود را به موضوعات ذكر شده اختصاص دهند.

گاهي نيز ايجاد صفحات جديد در روزنامه از يك مد پيروی مي كند. به طور مثال در اواخردهه 70 در برخي از روزنامه‌ها مد شده بود كه يك صفحه را به انعكاس مطالب نشريات و روزنامه‌ها در روز قبل اختصاص دهند. 

در اين صفحه خبرها و مطالب جالب ساير روزنامه‌ها در روز قبل جمع آوری مي شد و فردای آن روز به چاپ می‌رسيد. به عبارت ديگر كاربرد اين صفحه كاركردن خبرهاي بيات اما جالب ديگر روزنامه‌ها بود كه با 48 ساعت تاخير به دست مخاطب مي‌رسد.

رونق روزنامه‌ها در سالهاي پس از دوم خرداد اين اجازه را مي‌داد تا محتوای اين صفحه هميشه فراهم باشد. استفاده از اين روش ابتدا از يك ستون شروع شد و پس از آن به يك صفحه رسيد و بسياري از نشريات از اين روش كه به اصطلاح مد شده بود به شکل های گوناگون استفاده كردند.

اين در حالی است كه مي‌توان از نظرسنجي‌های پيمايشي و تصادفی براي سنجش ديدگاه مخاطبان استفاده كرد و يا به طور تصادفی با كساني كه گمان برده مي‌شود كه از مخاطبان فرضی نشريه هستند،  تلفنی صحبت كرد و از آنان خواست كه درباره صفحات يا موضوعات مورد خود نظر بدهند.

الو روزنامه...، از واقعيت تا خيال

Ghajar03

يكي از روش هایی كه روزنامه‌های ايران براي ارتباط با مخاطبان خود استفاده مي‌كنند، ستون تلفن های مردمي است.

مطبوعات ايران سال هاست كه دارای ستوني به عنوان صداي مردم هستند. اين ستون ها، معمولا در صفحات اوليه نشريه قرار دارند بر مبنای تماس مخاطبان با روزنامه نوشته مي‌شوند.

چند شماره تلفن در سرآغاز اين ستون وجود دارد كه مخاطبان می‌توانند تماس بگيرند و صحبت‌هاي خود را بيان كنند و اين گفته ابتدا توسط يك منشي يا مسئول اين ستون نوشته و سپس در روزنامه فردای آن روز چاپ می‌شود.

به طور معمول در اين ستون‌ها از مسائل مهم كشور تا مسائل كوچك محله ای ديده مي‌شود.

اما كمتر ديده شده كه انتقاد يك مخاطب نسبت به يك مطلب چاپ شده  در روزنامه يا انتقاد به جناحي كه روزنامه را منتسب به آن مي‌دانند چاپ شود.

همين مسئله باعث شده كه اين گونه ستون‌ها، اعتبار و ماهيت خود را از دست بدهند. چند سال پيش همين ستون‌های تلفني جنجالي را ميان دو روزنامه ايران و كيهان به وجود آورد و ادعا می شد برخي از گفته های درج شده به نام مردم، ساخته و پرداخته نويسندگان خود روزنامه است.

با وجود اين، در بسياري از روزنامه‌های معتبر دنيا يا چنين ستون‌هايی ديده نمی‌شوند و يا اگر چنين ستون‌هايی باشند، مضمون‌شان معطوف به نظر مخاطبان در باره محتواي نشريه، نه به طور کلي، بلکه به صورت مشخص و در باره مطلبي خاص، است.

براي مثال آيا تا به حال ديده‌ايد که در «گاردين»، «گلاب اند ميل» يا «لوموند» گلايه يک مخاطب از چاله نزديک منزلش درج شده باشد؟ تازه، طرح مسائل مربوط به زندگي اجتماعي قابل توجيه است، در حالي که ستون پيام‌های مردم در بعضي روزنامه‌هاي ما محل طرح دعواهاي تند و تيز جناحی مي‌شود.

نامه‌هايی كه هيچ وقت به مقصد نمی‌رسند

Ghajar01

ارسال نامه به روزنامه‌ها از سالها پيش يكي از روندهای معمول ارتباط با مخاطب بوده است.

اما از اين روش بيشتر نشريات و مجلات سود مي‌برند و كمتر روزنامه‌ای وجود دارد كه فضايي از روزنامه‌ خود را به نامه‌هاي خوانندگان اختصاص دهد.

با ظهور اينترنت در جامعه ايران، نامه های الكترونيك يا ايميل نيز به راههاي ارتباط با مخاطب افزوده شد اما هيچ گاه سرو شكل درستی نيافت.

ابتدا در روزنامه‌ها نوشتن ايميل به همراه اسم نويسنده ممنوع شد. سپس برخي از روزنامه‌ها، خود پست الكترونيكي به نام روزنامه را در اختيار نويسندگان خود قرار دادند تا آنها از درج ايميل شخص خودداری كنند. اكنون نيز در برخی روزنامه‌ها، برخي ستون نويسان ايميل دارند و برخي ايميل ندارند و يا نمي‌خواهند داشته باشند.

حتی اگر هم كسي نامه ای براي نويسنده آن ستون بنويسد اين تبديل به يك روال حرفه‌ای نمي‌شود و اين ارتباط بين مخاطب و نويسنده برقرار مي‌شود و نه بين روزنامه و مخاطب.

به معنای ديگر نه مديران يك روزنامه خود را موظف می‌دانند كه زمينه‌ای برای دريافت بازخورد و حتي چاپ بازخورد مطالبشان فراهم كنند و نه ستون نويسان بازخورد مطالب خود را اختيار سردبيران و بالاسريهای خود قرار مي‌دهند. چرا كه هيچ برنامه يا نظام مشخصي براي دريافت بازخورد از مخاطبان وجود ندارد.

روندی كه در رسانه‌ها و روزنامه‌های جهان شكل گرفته، "هم توليدكننده و هم مصرف كننده" محتوا است. به عبارت ديگر مخاطبان تا زمانی كه عقیده‌ها و سليقه‌های خود را در يك  رسانه نبينند و براي نشريه خود محتوا توليد نكنند و نتيجه محتوای خود را در رسانه نبينند آن را مصرف نمی كنند. در مطلب بعدی به طور مفصل به راه های برقراری ارتباط ميان مخاطب و رسانه می پردازم.