
هنوز هم شيارهايی که در دل راه دختربر نشسته اند، صدای ضربات ابزارهای ابتدايی کارگرانی را به گوش می رساند که در گذشته های دور با تراشيدن صخره هايی چنين مقاوم، بخشی از مسير راه شاهی پاسارگاد - پارسه (تخت جمشيد) - هگمتانه را هموار می کردند.
اين تنگ محل عبور طوايف باصری، کردشولی، فارسی، عبداليوسفی و عرب به هنگام کوچ است، برخی از اين طوايف با گويش ترکی صحبت می کنند و چون در زبان ترکی، «بلاغی» به معنی چشمه روان است، به گذرگاه باريکی که با چشمه ای از آب زلال در ميان رشته گوههای زاگرس در استان فارس واقع شده «تنگ بلاغی» نام نهاده اند.
سد سيوند
- محل سد: شمال مرودشت (استان فارس) و چهارده کيلومتری سعادت شهر
- نوع سد: خاکی با هسته رسی
- تاريخ شروع ساخت: 1373
- تاريخ خاتمه: 1385
- طول تاج: 600 متر
- عرض در تاج: 10 متر
- عرض در پی: 311 متر
- ارتفاع از پی: 57 متر
- ارتفاع از کف: 52 متر
- حجم مصالح مصرفی: سه ميليون و پانصد هزار متر مکعب
- ظرفيت سرريز تخليه: 5600 مترمکعب در ثانيه
- گنجايش کل مخزن: 255 ميليون متر مکعب
- گنجايش مفيد مخزن: 142 ميليون متر مکعب
- حجم آب قابل تنظيم سالانه: 100 ميليون متر مکعب
- سطح زير کشت: 10 هزار و 700 هکتار
سد سيوند، که چند سالی است در مرکز توجه بسياری از علاقمندان به ميراث فرهنگی در سراسر جهان قرار گرفته در همين محل بنا شده و در حال حاضر با وجود جدالهای لفظی کارشناسان داخلی و خارجی و اعتراض نهادهای مردمی، سد در حال آبگيری است.
با آبگيری اين سد، تنگ بلاغی، که آن را يکی از بزرگترين «گنجينه های آثار باستانی ايران» توصيف می کنند، برای هميشه به اعماق آب فرو می رود و فرصت چندانی نيز برای نجات آثار باستانی موجود در اين منطقه باقی نمی ماند.
جونکو تاينگوچی (کارشناس يونسکو در ايران) با ناراحتی وتاسف در مورد آبگيری سد می گويد: «برای نجات بخشی اين محوطهها وقت زيادی نداريم. تا آنجايی که میدانيم بر اثر ساخت اين سد، منظر محوطه باستانی پاسارگاد به زير آب خواهد رفت و ارزش ميراث و محوطههای بالقوه اطراف آن برای هميشه در هالهای از راز فرو خواهد رفت.»
کاوش ديرهنگام
از سال ۲۰۰۵ که گروه های ايرانی، آلمانی، استراليای، ايتاليايی، فرانسوی، ژاپنی، لهستانی و آمريکايی کار کاوش در تنگ بلاغی راآغاز کردند، در مکانی که برای درياچه سد در نظر گرفته شده مجموعا ۱۳۰ اثر باستانی کشف شده است.

دو کوره پخت سفالی که به موزه پاسارگاد منتقل شده اند
اين آثار متعلق به دوره های هخامنشی، اشکانيان، ساسانيان و بعد از اسلام هستند و با تکميل آبگيری سد، يا زير آب می روند و يا امکان دسترسی به آنها کاملا از بين خواهد رفت. اين اثرها به نه گروه تقسيم می شوند:
- بخشهای مجزايی از معبرهای باستانی سنگفرش معروف به «راه شاهی»؛
- بخشهای مجزايی از معبرها يا آب رو هاب کنده شده در کوه معروف به «دختر بر»؛
- قبرهای تکی توده سنگی معروف به «خرف خانه»؛
- گورستانهای خرسنگی؛
- قبرهای تکی ايجاد شده در شکاف طبيعی کوهها؛
- محوطه هايی که به صورت فصلی در آنها زندگی می کردند؛
- محوطه هايی که به صورت دائمی در آنها زندگی می کردند؛
- کارگاههای ذوب فلز؛
- قناتها و اشکفتها.
اما درحالی که کارشناسان و دوستداران ميراث فرهنگی، بيشتر نگران نفوذ رطوبت به آرامگاه کوروش، پاسارگاد هستند و فاصله درياچه سد را با اين اثر تاريخی تخمين می زنند، از تنگ بلاغی و آثار مدفون در آن که گاه قدمتی پنچ هزار ساله دارد کمتر حرفی به ميان می آيد.
محمد حسن طالبيان مدير عامل پايگاه پارسه پاسارگاد می گويد: «اهميت تنگ بلاغی کمتر از پاسارگاد نيست.»
دهانه خمره شرابی متعلق به دوره ساسانيان که توسط گروه کاوش ايران - لهستان کشف شده است
او توضيح می دهد: «وقتی درباره آثار تاريخی صحبت می کنيم، منظور از اثر، صرفا يک جسم يا شیء تاريخی نيست و طبق تعريف يونسکو هر اثری که از گذشته باقی مانده باشد و نشان از يک واقعه داشته باشد جزو آثار تاريخی محسوب می شود.
«تنگه بلاغی يک منطقه طبيعی بين پارسه و پاسارگاد است که بيشترين اتفاقات اجتماعی، اقتصادی و تاريخی در آن رخ داده و از دوره هخامنشی تا دوره اسلامی آثار فراوانی در آن يافت شده است.
«اين تنگه، خود يک اثر تاريخی محسوب می شود که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.»
طالبيان درباره اهميت اين تنگه می گويد: «بدون شناسايی تنگه بلاغی نمی توان پارسه و پاسارگاد را شناخت. شروع آبگيری (سد سيوند) پيش از به دست آمدن نتيجه قطعی در مورد وضعيت و آثار تنگه بلاغی، آسيب بسياری به ميراث فرهنگی و شناخت ما از گذشته وارد خواهد کرد.»
درياچه و آرامگاه
از ابتدای تنگ به سمت پاسارگاد که نگاه کنيد تصوير کوچکی از آرامگاه کورش در آنجا که آبی زيبا و خوشرنگ آسمان به سبزی زمين وصل می شود ديده می شود.
کارشناسان حداکثر فاصله درياچه سد با پاسارگاد را ۹ کيلومتر برآورد کرده اند، که اگرچه با وجود چنين فاصله ای ظاهرا اشکالی برای مقبره ايجاد نمی کند اما به گفته برخی محققان بالا رفتن ميزان رطوبت در منطقه به شدت شرايط جوی را برهم می زند و اين تغيير، نتايج مخرب و جبران ناپذيری برای پاسارگاد خواهد داشت.
از هشت کوره پخت سفال از دوران پيشا تاريخی "باکون الف" که در منطقه کشف شده اند، شش کوره زير آب خواهند ماند
همچنين برخی از کارشناسان مستقل می گويند اگر سد سيوند با کل ظرفيت آبگيری شود، درياچه ای که پشت آن شکل می گيرد، در نزديکی چهار کيلومتری پاسارگاد خواهد ايستاد.
با اين حال گروهی می گويند با درختکاری در مسيری مشخص، می توان رطوبت را کاهش داد و رطوبت ناشی از سد را به جهت مخالف دشت پاسارگاد سوق داد، اما به عقيده گروه ديگر شايد در ابتدا که درختان به صورت نهال هستند اين عقيده درست به نظر برسد، اما به مرور زمان خود درختان باعث تجمع رطوبت می شوند.
«مرگ» درختان
در اين ميان دوستداران محيط زيست و منابع طبيعی نگران پوشش گياهی منطقه و منابع طبيعی بکر آن هستند. برخی کارشناسان هم درباره تاثير مخرب سد بر اکوسيستم درياچه نی ريز هشدار می دهند که شامل دو بخش طشک و بختگان است و پس از آبگيری سد، با خطر کم آبی يا حتی خشک شدن روبرو می شوند.
يک مقام مسئول در سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری کشور با استناد به برنامه توسعه می گويد: «در تمام پروژههای عمرانی بايد در مرحله امکانسنجی، مطالعات زيست محيطی انجام شود و مجريان طرحها و پروژههای عمرانی و ملی بزرگ کشور ملزم به رعايت نتايج مطالعات زيستمحيطی و اکولوژيکی هستند ولی تقريبا در هيچ يک از پروژههای کشور اين گونه مطالعات صورت نمیگيرد.»
پيمان يوسفی آذری، مديرکل دفتر جنگلهای خارج از شمال، هشدار می دهد: «چه کسی پاسخگوی مرگ هشت هزار اصله درخت و تخريب محيط زيست است؟ ما نمیتوانيم بنيانهای توسعه کشور را نابود کنيم؛ چرا که کشاورزی به عنوان زيربنايی برای تمدنها بر روی منابع طبيعی بنا شده است و در صورت تخريب منابع طبيعی، خاک و در نتيجه کشاورزی نيز از بين خواهد رفت.»
شاهزاده ای کهنتر از کورش
اسکلت شاهزاده باستانی که هنگام انتقال کوره های سفال پزی، از زير خاک بيرون آمده است (عکس از امير)
از سوی ديگر، نتايج کار کاوشگران ايرانی و خارجی حکايت از وجود تمدنی باسابقه تر از تمدن هخامنشيان در اين تنگ را دارد.
امير يکی از شاهدان عمليات حفاری کاوشگران ايرانی و آلمانی در اين مورد می گويد: «آن روز قرار بود کاوشگران آلمانی و ايرانی مطابق برنامه دو کوره از هشت کوره سفال پزی را بيرون بياورند تا به جای امنی منتقل شود. در هنگام کار کاوشگران در کمال ناباوری به دو اسکلت برخورد کردند.
«يکی اسکلت دختری حدودا بيست ساله که به گفته سرپرست تيم کاوشگری آلمانی (خانم هلوين) احتمالا اسکلت متعلق به شاهزاده ای از دوران قبل از هخامنشيان بوده که با گردنبند زيبايی از کريستال و صدف و با تشريفات کامل به شکل جنينی (شيوه ای که مهرپرستان اجسادشان را به خاک می سپارند)به خاک سپرده شد. اين اسکلت، بجز قسمت کوچکی از جمجمه که بر اثر برخورد ابزار کاوشگری در ابتدای کار صدمه ديد کاملا سالم بود.
«اسکلت ديگر مربوط به مردی بود که باستان شناسان عقيده داشتند کشته شده و اسکلتش به شدت آسيب ديده بود.»
دهانه يکی از شش کوره سفال پزی که زير آب مدفون می شوند
در حالی که اسکلت دخترک زيبا آرام آرام با حرکت برس ريز کاوشگران بيرون می آمد، از آن سوی منطقه کاوش، خبر پيدا شدن بزرگترين کوزه سفالی تاريخ به کاوشگران داده شد.
تا آخرين روزهايی که هنوز آبگيری سد، راه دسترسی به محوطه های حفاری را نبسته بود، کاوشگران با شتاب می کوشيدند هر آنچه را که می توانند از زير خاک بيرون بکشند و از گزند آبی که پشت سد خواهد ايستاد، در امان نگه دارند.
کاوشگران می گويند که مسئولان ساخت سد، بی صبرانه منتظر پايان تحقيقات و آغاز مرحله آبگيری بودند و از آنان می خواستند که به سرعت عمليات کاوش را به پايان برسانند.
کاوش های آنان اما، به گفته سرپرست گروه آلمانی، هر از گاهی با کنجکاوی های مردم محلی که شبانه در جستجوی گنج به خرابه ها می آمدند و محوطه های حفاری را بر هم می زدند، از شتاب می افتاد.
سرانجام بسته شدن دريچه های سد، نقطه پايانی بر اين کاوش پرشتاب اما ديرهنگام گذاشت تا رفته رفته، قطره های باران و آبهای رودخانه، درياچه ای را بر بستری از ميراث هزاران ساله شکل دهد.